لرستــــان ســــــایت
خرموه خرم دله جاکه لرونه
صفحات وبلاگ
نویسنده: - ۱۳٩٠/٦/٢۸
 

 


 لرستــــان ســــــایت 
 

 
 

فرهنگ ,ایین های سنت های استان لرستان 


ستان لرستان در غرب ایران بین 46 درجه و 51 دقیقه تا 50 درجه و 3 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ و 32 درجه و 37 دقیقه تا 34 درجه و 22 دقیقه عرض شمالی از خط استوا قرار گرفته و وسعت آن 28064 کیلومتر مربع است. این استان از شمال به استان های مرکزی و همدان، از جنوب به استان خوزستان، از شرق به استان اصفهان و از غرب به استان های کرمانشاه و ایلام محدود است. اشترانکوه با 4050 متر ارتفاع، بلندترین نقطه استان لرستان است، پست ترین نقطه آن در جنوبی ترین ناحیه آن واقع شده است و حدود 500 متر از سطح دریای آزاد ارتفاع دارد. بر اساس آخرین تقسیمات کشوری سال 1375، استان لرستان دارای 9 شهرستان، 10 شهر، 20 بخش، 81 دهستان و 2842 آبادی دارای سکنه بوده و مرکز آن شهر خرم آباد است. شهرستان های استان عبارتند از: خرم آباد، بروجرد، الیگودرز، دورود، ازنا، کوهدشت، دلفان، سلسله و پلدختر. استان لرستان سرزمینی کوهستانی است که بجز تعدادی دره آبرفتی و دشت کوچک، ناحیه هموار ندارد. این ناهمواری ها که دارای سنگ های دگرگونی است، در نتیجه مجاورت با گنبدهای خارایی (درونی) الوند و سربند (شازند پدید آمده اند). کهن سرزمین ایران به گواه یافته های باستان شناسان، پژوهندگان و دیرینه شناسان از نخستین تمدن ها و یکی از چند تمدن شگرف و با پیشینه ای به درازای حیات بشر است و در این میان لرستان بی تردید با یادمان های بی بدیل خود، شاید یکی از نخستینه های تاریخ و تمدن بشری باشد. شاهد این مدعا آثار به دست آمده از غارها و پناهگاه های سنگی دره خرم آباد و نقاشی های صخره ای میرملاس و هومیان کوهدشت است که به عنوان ابتدایی ترین رشحات قلم بشر آغازین بر دیواره سنگی غارهای لاسگو در فرانسه و آلتامیرا در اسپانیا پهلو می زند. سرزمین لرستان به دلیل استعدادهای منحصر به فرد خود در گستره ی تاریخ پرشکوه ایران زمین، اگرچه در کوره ی حوادث بی شماری که بر این سرزمین رفته است، هرگاه در فرصتی تصادفی و یا کاوشی باستان شناسانه، با کشفی نو، رازی جدید گشوده می گردد و بار دیگر تحسین همگان را بر خردمندی و فن آوری پیشینیان آن برمی انگیزد. این دیار افسانه ای در سایه ی جانبازی های مردمان خود در معبر جهان گشایی های اسکندرها، چنگیزها، تیمورها و ... خراج گزار هیچ زورمداری نبوده است. قلل به هم پیوسته ی زاگرس با مواهبی بی کران در جلوه هایی از چشمه ساران، رودهای خروشان و جنگل ها و مراتع سرسبز زیبایی هایی را به تماشا گذاشته، که از دیرباز زندگی را به ساکنان آن ارزانی داشته است. شگفتی های این طبیعت، با آبشارهایی رویایی که به سان سینه ریزی از دانه های بلورین، دل ربایی می کنند با عبور از میان دره هایی ژرف، چشم اندازه های بدیعی را پدیدار می نمایند و هر بیننده ای را به اندیشه ی عظمت هستی وا می دارد. کهن یادهای آهنگین مادران لر در مقام هایی از بیت سروده های کار، لالایی، مویه ها و شادیانه ها، سرایشی از تاریخ و حوادث نانوشته را به یاد می آورند. 
*********** 



نقوش صخره ای هومیان مربوط به دوران پارینه سنگی 


نقوش غار میرملاس مربوط به 12000 سال قبل


در جای جای این سرزمین که ترنم نغمه های زندگی جاری است، نیازی نیست که کسی به خانه ی خود گل بیاورد. زیرا که طبیعت آن را چنان آراسته است که در چهار فصل سال حسرت نبودن در این سرزمین را باید خورد. و این خودفریبی نیست. مفرغ کاری لرستان پژوهشگران دست آفریده های هنرمندانه و ارزشمندی را که تنوع موضوعات نقشی و ظرافت تحسین انگیزشان، نشانه خلاقیت، ابتکار عمل و چیره دستی افزار سازان زاگرس است، مدتهاست تحت عنوان ((مفرغهای لرستان)) در بوتۀ شناسایی و بررسی نهاده در کانون توجه قرار داده اند. این شاهکارهای هنری اعجاب انگیز یادگار قومی دامدار و کشاورز، سوار کار و جنگاور است که کوسی یا ((کاسی)) نامیده شده و از نژادهای قدیمی منطقه یعنی آسیایی به شمار آمده اند.



مفرغ لرستان 

برخی هنر حقیقی ایران را هنر بازمانده از این قوم می دانند که با وجود آغشتگی با افکار و تصورات درگذشتگان مبین تمام موضوعات تصویرشناسی مردمان بیابانگردی است که زندگی مشابه دارند. توجه به این نکته ما را به قانونمندی رشته دار و استواری که در هنر لرستان متبلور است راهنمایی می کند، این قانونمندی که نشانه بینش علمی و شناخت دقیق از اصول پابرجای زندگی است در درونمایه عمیق و مفاهیم ویژه موضوعات نقشی و گسترده اشیاء هنری لرستان نهفته است، مفاهیمی که جنبه های گوناگون زندگی یک قوم را بدون تاثیرپذیری از هنر اقوام و ملل مجاور در برمی گیرد، یعنی امور ساده ای که تمامی زندگی این قوم بر اینها مبتنی بوده است. این هنر در زمانی بسیار طولانی و در نتیجه تداوم ابزار سازی تدریجا تکامل یافته و به چنان بالندگی شایان توجهی رسیده است که قرون متمادی بسان بستری هموار و غنی، الهام بخش هنرمندان این دیار پربار بوده و افت و خیز جریانهای فرهنگی ایران زمین را نیز با قدرت تمام تنظیم، و همواره در باز زنده سازی عناصر، نقش اساسی و بنیادی خود را ایفا نموده است. این هنر والا را که در مبحث شناخت هنر مردمان مترقی جهان قدیم به ((هنر لرستان)) معروف است، مولود کارهای ساده ای می دانند که چندین قرن انقلاب مادی ملتی کشاورز و جنگاور را خلاصه می کند، و آهسته و آرام بدون شرکت و کمک خارجی از صنعت سنگ بسوی صنعت فلز پیش می رود، تا جایی که در هزارۀ چهارم قبل از میلاد به اوج اعتلای خود می رسد و با وجود این که این اعتلا که به خلق آثار ارزشمند مفرغی می انجامد هنوز هم آن را نتیجه یک انقلاب عادی و محلی می دانند.



مفرغ لرستان


در بررسی و شناسایی و شناساندن هنر مفرغکاری لرستان گوناگونی جنبه های اصلی و اساسی آن را نباید از نظر دور داشت، جنبه نخست، شکل ظاهری اشیاء فلزی است که تجلی قدرت و توانمندی ((هنرمندان گمنام)) ولی ارجمندی است که با نهایت دقت و ظرافت، از تکنیکی پیشرفته بهره گرفته و با تسلطی هنرمندانه و برجسته، تصاویری زیبا، و اشکالی چشم نواز و خیره کننده را که ترکیبی از انواع جانوران و گیاهان است ارائه نموده اند. و در عین ارائه یک شیئی، سادگی، صراحت، احساس عمیق و تشدید حالت را همراه آن با مهارت القا می کنند. آنها، گاه با تاکید بر روی اعضاء بعضی از جانوران ((هنر ویژه)) خود را از هنر اقوام مجاور ممتاز می سازند. وجود ارزنده دیگر هنر لرستان، انتقال هنر و سنن اجدادی، انتقال مفاهیم و موضوعات مشترک مذهبی، و در یک کلام بیان قانونمندیهایی است که برای همه اقوام سوارکار و جنگاور، کشاورز و دامپرور دنیای قدیم، به نحوی تحسین انگیز، دل نشین، پسندیده و ستودنی بوده است. نکات فنی بکار گرفته شده در ساخت این وسایل، نظیر رعایت تناسب در تعیین جنس، شیوه ساخت این ابزار و اشیاء متنوع و بیشمار از دیگر ویژگیهای هنر لرستان است که همواره با دانش، دقت و مهارت تمام همراه بوده است. انتخاب جنس اشیاء نیز بستگی به رعایت تناسبی دقیق در امتزاج مس و قلع داشته است. لازمه این کار تسلط بر فنونی خاص، شناخت و در اختیار داشتن ابزاری دقیق برای اندازه گیری بوده است.
اشیاء و وسایل و ابزار به جا مانده از هنرمندان خردمند زاگرس بسیار و
بیشمار است که می توان آنها را تحت عناوین زیر دسته بندی کرد:

1- جنگ افزارها: خنجر، شمشیر، گرز، سپر، پیکان، تیردان، تبر و ... 
2- ساز و برگ سوارکاری: لگام معمولی، لگام تشریفاتی، دهنه تعلیم، آویزه، زنگوله، حلقه، پیشانی بند اسب و ... 
3- وسایل تزئینی: گردنبند، آویز، انگشتر، گوشواره، سنجاق گیسو، دستبند، گل کمر، بازوبند، دکمه، آینه، لوح برجسته کاری و قلم زنی و ... 
4- اشیاء نذری شامل: علامتها، طلسمات، نشانه های ترکیبی و بسیاری از اشیاء که با نقوش اسطوره ای تزئین یافته. 
5- ظروف: وسایل پذیرایی در مراسم، آب خوری، فنجان، سیتول و ... 
6- وسایل متفرقه نظیر مهرهای غلتان، اجزاء ارابه ها، فلز کوبی یراقها، دسته فسان و دیگر ابزار متنوع و مورد استفاده که از این مردمان دیرین به یادگار مانده است.
لرستان سرزمین پل های تاریخی
کهن سرزمین لرستان سکونت گاهی بسیار قدیمی در دل رشته کوه های زاگرس، به واسطه وجود دره ها و دامنه های پرشیب کوه ها و قله های برفگیر و سترگ همواره موجب جاری شدن رودهای خروشان بوده است. از آنجا که مسیر راه های باستانی و پایتخت های شاهان هخامنشی و ساسانی از این منطقه می گذشته و نیز در ادوار دیگر تاریخی بویژه قرن چهارم هجری از راه های ارتباطی مهم به شمار می آمده است، پل های شکوهمند و متعددی برای گذر از این رودهای سرکش بنا گردیده که هر یک جلوه گاه خاصی از ذوق، توان و دانش فنی معماری مردمان این دیار افسانه ای می باشند.



پل شاپوری (شکسته) خرم آباد مربوط به دوره ساسانیان 


پل دختر - شهرستان پلدختر - دوره ساسانیان
پل های تاریخی کشکان، کلهر، پلدختر، گاومیشان، شکسته، زال، سیاه پله و کاسیان، لرستان را سرزمین پلهای تاریخی نموده است. این آثار گرانبها و ارزشمند اینک به عنوان یکی از مجموعه های پل های تاریخی ایران و جهان به شمار می روند.
جمعیت، زبان مذهب
بر اساس نتایج سرشماری سال 1385، جمعیت استان لرستان 1,716,527 نفر بوده که از این تعداد 1,020,150 نفر در نقاط شهری و 691,448 نفر در نقاط روستایی و 4929 نفر غیرساکن می باشند. مجموعه این جمعیت در 9 شهرستان، 26 بخش، 23 شهر و 83 دهستان سکونت دارند. شهرستان های این استان عبارتند از: خرم آباد به عنوان مرکز استان، بروجرد، الیگودرز، ازنا، دورود، کوهدشت، نورآباد، الشتر و پلدختر. زبان گفتاری مردم لرستان لری، لری بختیاری و لکی است. زبان لری و لری بختیاری، شاخه هایی از زبان جنوب غربی ایرانی و زبان لکی، شاخه ای از زبان های شمال غربی ایران به شمار می رود. بیشترین آنان که به زبان لری گفتگو می کنند در خرم آباد (لری خرم آبادی)، منطقه ی بالاگریوه بخش پاپی و قسمت هایی از شهرستان کوهدشت ساکن می باشند. ساکنان شهر بروجرد و روستاهای اطراف آن نیز همراه با تفاوت های نزدیک به هم به گویش بروجردی محاوره می کنند که جزء گویش های لری محسوب می شود. لک زبان ها بیشتر در شهرستان نور آباد، الشتر، بخش چغلوندی و کوهدشت سکونت دارند. لرهای بختیاری چهارلنگ که به زبان لری بختیاری صحبت می کنند در شهرستان الیگودرز، ازنا و دورود پراکنده اند. مذهب مردم این دیار شیعه جعفری است و همگی مسلمانند.


نقشه راههای استان




فهرست راهدارخانه های اصلی استان لرستان :
"نقشه راههای استان" 

1- خرم آباد : زاغه ، سرنمک ، شوراب ، زنگولوار 
2- بروجرد : هیراب ،آبسرده ، اشترینان 
3- الیگودرز : چمن سلطان ، قره کهریز، شول آباد ، بشارت 
4- دورود : رازان ، چالانچولان 
5- ازنا : محمودآباد ، مرزیان 
6- الشتر : کاکا رضا 
7- نورآباد : گاماسیاب ، هفت چشمه 
8- پلدختر : چم گرداب ، معمولان 
9- کوهدشت : بلوران 

صنایع دستی رایج لرستان : به سه نوع عشایری ، روستایی و شهری قابل تقسیم است .
صنایع دستی عشایر : سیاه چادر ، چیت ، قالی و گلیم
صنایع دستی روستایی : قالی ، گلیم ، رنگرزی و جاجیم بافی
صنایع دستی شهری : خراطی ، ورشوسازی ، قالی بافی و گلیم بافی
صنایع دستی بومی لرستان : . فرش بافی ، ورشو سازی ، گلیم بافی ، 
قلمزنی روی ورشو ، جاجیم بافی ، خراطی چوب ، نمد مالی ، ساخت و قلم زنی مصنوعات ورشویی ، سیاه چادر بافی ، گیوه دوزی و گیوه بافی



میراث فرهنگی » موزه ها


طبقه بندی عملکردی موزه ها "_کاربرد " 
1. آثار علمی و فضایی (موزه های علوم و فنون 
2. اکوموزه 
3. موزه های هنری و نمایشی 
4. موزه های باستانی و تاریخی 
5. موزه های مردم شناسی (مفاخر و مشاهیر، آداب و رسوم و ...) 

انتشارات لرستان سایت

"اثار باستانی و تاریخی لرستان"
آشنایی با جاذبه های طبیعی استان لرستان
موزه ها ,صنایع دستی و بازی های لرستان 
" تاریخ لرستان آثار باستانی لرستان "









لینک به منبع این مقالات


   
 
انتشــ ـــارات قبــــ ــــلـی 

فرهنگ لرستان 

تاریخ لرستان آثار باستانی لرستان 

رادیو اینترنتی لرسو 

 
نویسنده: - ۱۳٩٠/٦/٢٧
 
"اثار باستانی و تاریخی لرستان"

خرم اباد
نام و شرح اثر

قلعه فلک الافلاک بر بلندای تپه ای باستانی و طبیعی، در مرکز شهر خرم آباد واقع شده است. این اثر ارزشمند دارای هشت برج دو حیاط مستطیل شکل می باشد ارتفاع بلندترین دیوار تا سطح تپه 5/22متر و مساحت کلی آن 5300 متر مربع است . پلان بنا به صورت هشت ضلعی نامنظم است. ورودی آن در جبهه شمالی ودر برج جنوب غربی ساخته شده است که عرض آن10/2و ارتفاع آن3متر است در ساخت این بنا از مصالحی چون خشت ،آجر(قرمز وبزرگ) ،‌ سنگ و ملات استفاده شده است.از نکات قابل تامل در این بنای سترگ وجود چاه قلعه به عمق42متردر حیاط اول و گریزگاه اضطراری در حیاط دوم می توان اشاره نمود. از زمان برپایی بنا در عهد ساسانی تا دوره های متا خر الحاقاتی به آن اضافه شده است(به خصوص دوره صفوی وقاجاری)این اثر همان دژمعروف شاپورخواست می باشد که در تاریخ ذکر شده است.به لحاظ موقعیت استراتژیکی خود در قرن 4ه.ق.به عنوان مقر حکومت آل حسنویه وگنجوراین سلسله درزمان آل بویه در آمد.از قرن ششم هجری پس از ساخته شدن شهر جدید خرم آباد این قلعه نیز بنام خرم آباد معروف شد.احتمالانام فلک الا فلاک در دوره قاجار بر آن اطلاق شده است. از بدو شکل گیری این بنای عظیم و دیدنی تا به حال دارای کاربریهای سیاسی ، نظامی ، خزانه سلطنتی ، مقر حکومتی ، پادگان نظامی ، زندان سیاسی داشته است. اکنون نیز به عنوان موزه باستانشناسی، مردم شناسی وآزمایشگاه مرمت اشیا وچایخانه سنتی از آن استفاده میشود . این بنای کم نظیر مربوط به دوره ساسانی وبه شماره 883 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است .
خرم اباد
سنگ نوشته
در مرکز شهر خرم آباد ( ضلع شرقی – خیابان شریعتی)ودر مسیر قدیمی شاپور خواست به خوزستان سنگ نوشته ای به شکل مکعب که بصورت یکپارچه متصل به صخره ای طبیعی بوده است، قراردارد . ارتفاع متون کتبیه دار با احتساب دوپله در چهار ضلع سنگ نوشته 344 سانتیمتر است این کتیبه به خط کوفی و زبان فارسی دور تا دورستون سنگی تحریر شده است در گذشته به بردنوشته معروف بوده است .کتیبه با بسم الله شروع شده وموضوع آن مربوط به حکم امیر اسفهسا لار کبیر ظهیرالدین و الدوله معین الا سلام طغرل لتکین ابوسعید برسق در خصوص بخشش علفچر درچراگاه های شاپور خواست و ممنوعیت برخی سنتهایی ناپسند در عهد سلطنت ملکشاه سلجوقی به تاریخ 513 هجری قمری است . این یادمان فرهنگی مربوط به دوره سلجوقی وبه شماره 398 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است
خرم اباد
پل شاپوری (طاقِ پیل اِشْکِسَّه
این پل در قسمت جنوبی شهر خرم آباد واقع شده است. و عامل ارتباط غرب استان ( طرهان ) با شرق و از آنجا به خوزستان و تیسفون ( پایتخت ساسانیان ) بوده است . احتمالاً جهت توزیع آب نیز مورد بهره برداری قرار می گرفته است. طول پل 312 متر،و ارتفاع آن75/10 متراست که از 28چشمه طاق و 27پایه تشکیل شده است سطح هرپایه 61 متر و فاصله بین دو پایه 5/7 متر است . پنج چشمه طاق پل سالم بوده و مابقی بر اثر عوامل طبیعی تخریب گردیده است . چشمه طاقهای پل بصورت جناقی ساخته شده و سبک سازی پل در قسمت طولی پل در زیر روگذر پل صورت گرفته است و پایه های پل و موج شکنهای آن به صورت لوزی شش ضلعی از سنگ ساخته شده است . مصالح پل را سنگهای قلوة رودخانه ای و لاشه سنگ در چشمه طاقها و از سنگ های پاکتراش در قسمت پایه ها استفاده گردیده است .کف پل سنگ فرش است. نوع سنگ فرش,سنگ بلوک قرمز است که در اثر فرسایش آب از صورت کادر بودن خارج شده است . این پل عظیم و دیدنی مربوط به دوره ساسانی وبه شماره
خرم اباد
زید بن علی
این بنا مربوط به 404 هـ .ق و بنابر کتیبه ای به خط کوفی بنای اولیه آن به فرمان بدربن حسنویه ساخته شده است . مقبره دارای دو گلدسته مدور آجری در دو طرف می باشد که با کاشیهای زیبائی که کلماتی مقدس بر آن نوشته شده مزین گردیده است بنای کنونی مقبره در سال 1307 هـ .ق ساخته شده است. درب اصلی حرم از چوبی مخصوص و به شکل زیبائی ساخته شده و آیات و کلمات مقدس با خط نسخ و به طور برجسته برآن نقش گردیده است . بنابر متون کتیبه های موجود مقبره متعلق به زیدبن علی بن حسین بن علی بن طالب (ع) است
خرم اباد
مناره آجری
این یادمان ارزشمند، بنائی است استوانه ای شکل در قسمت جنوبی شهر خرم آباد که به عنوان میل راهنما وجهت هدایت کاروان ها در کنار شهر قدیم شاپور خواست احداث گردیده است بقایای معماری سنگ و گچ با دیوارهای ضخیم در مجاورت مناره (پارک ، میدان شقایق فعلی ) بیانگر وجود تأٍسیساتی نظیر کاروانسرا و مسجد و .... گرداگرد بنا در گذشته می باشد . با توجه به سبک معماری بنا ، احتمالاً تاریخ ساخت آن به دوره فرمانروائی دیلیمان برمیگردد . بلندای آن بر اثر عوامل طبیعی کاهش یافته و اکنون با احتساب پایه سنگی ،ارتفاع آن به 30 متر می رسد . قطر بنا در پائین ترین قسمت به 5/4 متر کاهش می یابد . فضای داخلی آن از 99 پله تشکیل شده است . ورودی مناره در جبهه غربی روی سطح پایه قرار گرفته است . این بنا ارزشمند مربوط به دوره آل بویه (دیلمیان )میباشد و به شماره 376 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
خرم اباد
پل آجری ( گَپْ )
در مرکز شهر خرم آباد ودر ضلع غربی قلعه فلک الافلاک ودر کنار خانه قدیمی آخوند ابو مقبره باباطاهر قرار دارد .در گویش لری به باو طاهر معروف است اهالی شهر خرم آباد معتقدند این مقبره مربوط به بابا طاهر شاعر و عارف نامدار و سراینده دو بیتی های معروف لکی و لری است. سبک بنای مقبره ساده و متشکل از گنبد خانه ای با یک ورودی است . ساختمان اصلی آن بصورت 8 ضلعی است که چهار ضلع آن هر یک به ابعاد 5/2 متر و اضلاع فرعی هریک 70/1 سانتیمتر است . ارتفاع گنبد تا کف 6 متر است . محل قبر در داخل سردابه بوده که بر روی سردابه و کف بقعه قبری به ابعاد 52* 100*177 سانتیمتر وجود دارد . بر روی قبر ضریحی چوبی به ابعاد 127* 128* 198 وجود داشته که از بین رفته است . اطاق کوچکی به ابعاد 5/2 * 5 متر به بدنه غربی بنا در دوره معاصر الحاق شده بود . که به آن قلندر خانه می گفتند . این بنا احتمالا مربوط به دوره خوارزمشاهی وبه شماره 1922 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است .
خرم اباد
مقبره باباطاهر
در مرکز شهر خرم آباد ودر ضلع غربی قلعه فلک الافلاک ودر کنار خانه قدیمی آخوند ابو مقبره باباطاهر قرار دارد .در گویش لری به باو طاهر معروف است اهالی شهر خرم آباد معتقدند این مقبره مربوط به بابا طاهر شاعر و عارف نامدار و سراینده دو بیتی های معروف لکی و لری است. سبک بنای مقبره ساده و متشکل از گنبد خانه ای با یک ورودی است . ساختمان اصلی آن بصورت 8 ضلعی است که چهار ضلع آن هر یک به ابعاد 5/2 متر و اضلاع فرعی هریک 70/1 سانتیمتر است . ارتفاع گنبد تا کف 6 متر است . محل قبر در داخل سردابه بوده که بر روی سردابه و کف بقعه قبری به ابعاد 52* 100*177 سانتیمتر وجود دارد . بر روی قبر ضریحی چوبی به ابعاد 127* 128* 198 وجود داشته که از بین رفته است . اطاق کوچکی به ابعاد 5/2 * 5 متر به بدنه غربی بنا در دوره معاصر الحاق شده بود . که به آن قلندر خانه می گفتند . این بنا احتمالا مربوط به دوره خوارزمشاهی وبه شماره 1922 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است .
خرم اباد
گرداب سنگی (گِردُو بَردینَه)
در غرب شهر خرم آباد درکنار میدان بنایی مدور متشکل از یک دیواره عظیم سنگی که بصورت مدور دور تا دو چشمه ای فصلی احداث گردیده است . قطر این بنا 18 متر با محیط 256 متر مربع با پهنای 3 متر و بلندی آن تا کف چشمه 10متر است . این بنا دارای دریچه ای به ابعاد 90×160 برای هدایت آب آشامیدنی و توزیع آن در سطح شهرشاپورخواست ، مشروب نمودن اراضی و بهره برداری از آسیابهای آبی بوده است. مواد و مصالح آن از سنگهای لاشه همراه ملات ساروج ( آهک و گچ و . . . ) می باشد که در ساختمان پل شاپوری وخرابه های شهر شاپورخواست مشاهده شده است. این بنا به شماره 1274 در فهرست آثارملی ایران به ثبت رسیده است.
خرم اباد
حمام گپ (GAP)
این بنا در مرکز شهر خرم آباد در کنار میدان گپ واقع شده ومنسوب به حسین خان ساکی است . احتمال می رودبا بنای پل گپ خرم آباد هم دوره باشدکه در دوره شاه سلطان حسین صفوی بنا شده است. مساحت آن قریب به790 متر مربع می باشد، به نظر می رسد در ادوار بعدی نیز در آن تغیراتی در آن لحاظ شده باشد. تزئینات ساده گچبری در رسمی بندیهای زیر گنبدآن وجود دارد و هیچ شواهدی دال بر وجود نقاشی و آهک بری در آن وجود ندارد. در گذشته آب رسانی بنا از چاهی موسوم به گور یا گاورو که در قسمت تون قرار دارد. تامین می شده و فاضلاب آن از طریق تنبوشه های در زیر خیابان فردوسی به رودخانه می ریخته است . در قسمت بینه 2ستون سنگی ودر گرم خانه نیز 4 ستون سنگی وجود دارد،قوسهای اجرا شده در بنا همگی از نوع شبدری کند می باشد. این بنا مربوط به دوره صفویه وبه شماره 2357 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است .
خرم اباد
زور خانه طیب
این بنا در قسمت مرکزی شهرخرم آباد وبه فاصله کمی از قلعه فلک الافلاک ودر کنار مسجد توسلی ونزدیک مقبره باباطاهر واقع شده است کاربری اولیه این بنا ابتدا به صورت حمام بوده و بعدا به سه قسمت زورخانه, ساختمان دکاکین سنگ تراشان و محل سکونت تبدیل شده است . مساحت کلی بنا 5/282 متر مربع و ورودی آن از قسمت جنوبی بصورت یک دروازه مستطیل شکل کوچک است که دارای دو ورودی هلالی شکل است 1-ورودی بزرگ 2-ورودی کوچک که در داخل ورودی بزرگ تعبیه گردیده است ورودی کوچک به جهت اینکه هنگام ورود افراد به داخل زورخانه سرخود را خم نموده و حالت تعظیم ایجاد گردد شکل گرفته است. این بنا از آجر ساخته شده دارای دو گنبد جداگانه ومربوط به اوایل پهلوی است .
خرم اباد
آسیاب گبری
این بنا در سطح شهر خرم اباد ( قسمت جنوب شهر ) در محله حسین آباد واقع شده است .این اثر ازجمله بناهای عام المنفعه وقدیمی شهر خرم آبادمی باشد.که دارای پلان مستطیل وبه شکل مکعب به طول 26 متر ,عرض 6 متر و ارتفاع 5/11 متر و با استفاده از سنگهای تیشه خورد ه، قلوه سنگ همراه با ملات ساروج ساخته شده است این اثر احتمالاً متعلق به شهر شاپورخواست (ساسانی ) بوده تا دوره قاجاریه عملکرد داشته و مورد بهره برداری قرار گرفته است . اثر مذکور به شماره 3639 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است .
خرم اباد
مقبره شهنشاه (شجاع الدین خورشید)
این مقبره در شهرستان خرم آباد واقع شده است. پلان مقبره مستطیل شکل و پلان داخلی آن هشت ضلعی و هر ضلع آن 5/2 متر است سبک معماری گنبد آن نار دو پوسته و مواد و مصالح آن سنگ گچ است ارتفاع گنبد از سطح زمین 12 متر است.در وسط آن قبری است که برروی آن صندوق چوبی کنده کاری شده ای قرار دارد. این اثر به احتمال زیاد مربوط به سر سلسله اتابکان لر کوچک شجاع الدین خورشید است که به واسطه عدالت و دادگستری مقبره وی مورد احترام اهالی قرار گرفته است .
خرم اباد
پل کشکان (کَشکُو)
این پل در بخش چگنی بررو ی رودخانه ای به همین نام ودر مسیر راه باستانی شاپور خواست به طرهان احداث شده است. در متون تاریخی از آن به عنوان کژکی یاد شده است . طول پل حدود 320 متر و عرض هریک از دو چشمه شرقی آن 20/23 متر است . ارتفاع آن در بالاترین قسمت 26 متر و در کوتاهترین قسمت 10 متر است از دوازده طاق پل تنها سه دهنه آن تخریب شده و بقیه هنور سالم هستند .برخی از پایه های پل باسنگهای بزرگ وحجاری شده ساخته شده اند. مواد و مصالح این بنای سترگ از سنگ ، گچ و آجر تشکیل شده است. در کنار این پل بقایای سه پل دیگر از دوره های گذشته وجود دارد که با مشخصات پلهای ساسانی قابل مقایسه هستند . بنای فعلی منسوب به آل حسنویه و مربوط به قرن 4هق است که به شماره 355 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید است.
بروجرد
مسجد جامع بروجرد
این بنا در خیابان جعفری شهر بروجرد واقع شده است . مسجد جامع بروجرد یکی ازکهن ترین مساجد غرب ایران است . بخش قدیمی این بناشبستان جنوبی و گنبد آن است که همانند چهارطاقهای زمان ساسانیان می باشد . نقشه مسجد از نوع یک ایوانی است واز یک قسمت وسط به ابعاد10×10و دوقسمت طرفین به ابعاد20× 10مترتشکیل شده است ارتفاع گنبد آن که در وسط بنا ایجادشده تا کف مسجد نزدیک به20 متر است. و زمان ساخت آن به عهد سلجوقی برمی گردد. براساس کتیبه های موجود این مسجد در زمان شاهان صفوی ، در سالهای 1022 هجری 1023 هجری ، 1091 هجری و سرانجام در سال 1209 هجری تعمیرومرمت شده است مسجد دارای تزئینات آجری و کاشیکاری بوده است که در طول زمان و براثر عوامل طبیعی چون زلزله تخریب شده اند . مواد و مصالح آن از آجر ، کاشی ، ملات است . این بنا مربوط به دوره سلجوقی است وبه شماره 228 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است .
خرم اباد
امامزاده جعفر بروجرد
این بنای مذهبی وتاریخی در قسمت شرقی شهر بروجرد واقع شده است به استناد کتیبه های موجود امام زاده جعفر (ع) فرزند امام موسی کاظم (ع) است اما برخی از منابع و متون تاریخی با پنج (5) واسطه نسبت این امام زاده را به امام سجاد(ع) مرتبط می سازند ساختمان گنبد هرمی شکل این آرامگاه نمونه ای بسیار زیبا از هنر و معماری عهد سلجوقی می باشد. داخل حرم هشت ضلعی است ودروسط آن معجری از چوب و ورشوساخته شده است این معجر روی قبری که شش پله پایینتر از حرم است قرار دارد .طبقات بقعه غیر از مخروط انتهایی 18 طبقه است. تاریخ وفات امام زاده جعفر 525 هـ .ق است اندازه کلی زیر بنای مقبره 22*20 و ارتفاع آن 20 متر است سقف آن روپوش و نمای بیرونی آن هرمی شکل با مصالح آجر و کاشی و داخل بنا آینئه کاری است برروی درب کنده کاری شده آن آیاتی از قرآن کنده کاری شده است . این مقبره در سال 1208 به فرمان تقی خان حاکم آن زمان بروجرد تعمیر و مرمت شده است .در محوطه این امامزاده پنجاه اصله درخت موجود است که دو اصله آن چنار و یکی از آنها 380 سال قدمت دارد . بنای مذکور مربوط به دوره سلجوقی (717هق) وبه شماره 1855 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است
بروجرد
مسجد امام (سلطانی سابق)
ازجمله آثار ارزنده معماری دوره اسلامی در لرستان مسجد امام (سلطانی سابق)است. این بنا یکی از ارزشمند ترین وممتازترین بناهای بروجرد به شمار میرود.صحن این بنابه طول وعرض47×61مترمربع است و در وسط آن حوض بزرگی قرار دارد . مسجد دارای سه درگاه می باشد درگاه شمالی آن به طرف خیابان جعفری باز می شودو دارای طاق و مقرنسهای بسیار زیبا ست که با کاشی خشت هفت رنگ به سبک دوره قاجاری تزین و در میان آن نام فتحعلیشاه قاجار(1212ه.ق –1250ه.ق)نقش بسته است.طرح ونقشه این بنا از مسجد امام تهران الگو برداری شده است .راه ورودی غربی آن به سمت بازار دواتگران باز می شود وبه خیابان صفا راه دارد شبستان جنوبی زیر گنبد اصلی قرار دارد بلندای طاق آن5/17 متراست و حاشیه آن با کاشیهای سیاه و قهوه ای تزیین شده ومحراب این شبستان گچبری شده است . ایوان شمالی مسجد17متر بلندی دارد و حاشیه آن با کاشی معرق تزیین شده که در نوع خود از کاشیهای بی نظیر قاجاریه محسوب می گردد.مسجد امام یکی از حوزه های علمیه قدیمی به شمار می آیدکه دارای ارسی های مشبک و زیبایی است و در آن 16 حجره برای سکونت طلاب در نظر گرفته شده است .این بنا مربوط به دوره قاجاریه (فتحعلیشاه قاجار) وبه شماره394 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است
ازنا
امامزاده قاسم
این بنا در شهرستان ازنا ودر دهستان چاپلق واقع شده است . کتیبه کنده کاری شده بر روی در ورودی بقعه و بر حاشیه ضریح ( صندوق قبر ) سالهای 738 و 808 و 850ه.ق. را نشان می دهد. قدیمترین قسمت بنا را دروازه ورودی و گنبد خانه آن تشکیل می دهد. که دارای مشخصه های زمان ایلخانی وبرروی آن آیاتی از قرآن کنده کاری شده است .گنبد امام زاده که شانزده ترکی است به صورت دو پوشه ساخته شده است. و بر روی گریوگنبد شانزده ضلعی استوار شده است بانی بقعه حضرت سیداحمد المدنی ملقب به میر نظام الدین و سبب انتساب نام امام زاده قاسم تدفین دو امام زاده بزرگوار و زید طالب ثراه در آن می باشد . بنای مذکور مربوط به دوره ایلخانی ( قرن 8 هق.)وبه شماره 1757 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است .
پلدختر
مقبره حیات الغیب
این مقابر در کنار رودخانه کشکان و جاده خرم آباد -اندیمشک در بخش معمولان شهرستان پلدختر واقع شده اند. بناهای مذکور در جوار هم و برروی تپه ای مشرف به روستا ی قالبی قرار دارند که یکی بزرگتر (‌حیات الغیب:محمد بن احمدرضی الدین از اعقاب امام موسی کاظم(ع) ) و دیگری کوچکتر ( گنبد الیاس:شهاب الدین الیاس لنبکی از حکمرانان لرکوچک ) است . پلان مقبره حیات الغیب بصورت مستطیل و معماری آن از یک ورودی ( کفش کن ) و مقبره با پلان مربع که گنبدی به سبک نار دو پوسته بر پایه ای مدور کوتاه بر روی آن قرار گرفته است . سطح مقبره 25* 6 × 6و5/4 ×5/4 متر است . در دیوار جنوبی محرابی به بلندای 2×1 متر با گچبری ساده بر حاشیه آن ساخته شده است گنبد مقبره قدیمی تر از دیگر قسمتهاست . بر بالای فضای داخلی مقبره نقاشیهایی با نقش کبوتر وچند گچبری دیگربه شکل گل دیده میشود. این بناها مربوط به دوره قاجاریه و به شماره 1922 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده اند.
پلدختر
پل دختر
بنا که از آثار ارزنده معماری پیش از اسلام در لرستان محسوب می گردد درورودی شهر پلدختر واقع شده است. این دومین پلی است که در لرستان بنام ««کر و دت »»یا پل دختر مشهور است هرچند این بنا در قرن4ه.ق.مورد مرمت وتجدید بنا قرارگرفته است. اما اصل آن بنا به احتمال قریب یقین مربوط به دوره ساسانی است.جهت پل شرقی غربی وطول آن 270متر میباشد.پایه های پهن وقطور آن که از سنگهای پاک تراش ساخته شده انددر داخل رودخانه هنوز پا برجاست.تنها یک طاق از پل موجود است که جاده خرم آباد- اندیمشک از زیر آن می گذرد بلندای این طاق 18 متر از سطح آسفالت است ونزدیک به 30 متر ازآب رودخانه ارتفاع دارد.عرض چشمه موجود 11/30 متر است.درباره وجهه تسمیه پل برخی آنرا منتسب به ایزد بانو آناهیتا می دانند. بی تردیداین پل اهمیت ویژه ای در ارتباط بین مناطق جنوب با غرب و مرکز وشمال داشته وعلاوه براتصال لرستان وایلام راه اصلی شاپورخواست به جندی شاپورشهر قدیمی خوزستان(دوره ساسانی) به شمار می رفته است.این بنا به شماره 1678 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است .
پلدختر
پل گاو میشان
این پل در فاصله30 کلیومتری شهرستان پلدختر وبرفراز رودخانه سیمره در حد فاصل استانهای ایلام ولرستان احداث شده است.جهت پل شمال شرقی به جنوب غربی می باشد.طول آن حدود 175 متر و عرض گذرسطح پل نزدیک به8متر و20 سانتیمتراست،و در حال حاضردارای 6چشمه طاق می باشد .پهنای پاتاقها, یا حدفاصل چشمه ها از 5/2تا25مترمتغیر است .عرض چشمه اصلی این پل حدود 33متر و70 سانتیمترو مصالح اصلی آن ملاط,آجر وسنگ تشکیل می دهند.معماری پاتاقها به سبک معماری دوره ساسانی است اما در چشمه طاقها آثار مرمت دوره های صفوی وقاجاری دیده می شود. بنا به گفته برخی مورخان نامگذاری این پل به گاومیشوبه جهت پرورش گاومیش در منطقه بوده است اماباتوجه به اهمیت گاو در آیین مهر پرستی ممکن است این نام از آیین مهرپرستی ماخوذ شده باشد. این پل که از بناهای عظیم دوره ساسانی است به شماره 2222 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
پلدختر
پل کلهرت ( مَمُولُو)
این پل در بخش معمولان از توابع شهرستان پلدخترواقع شده است.پایه های آن بصورت بیضی شکل است و از ویژگی های آن می توان به وجود سکویی در داخل دو پایه اصلی پل نام برد . این سکو از 12 پله ساخته شده وکاربرد آن دقیقاً روشن نیست ولی احتمالاً به عنوان پشت بند از آنها استفاده شده است . رنگ ملات پل در قسمت پایه ها متمایل به قرمز رنگ است که به علت ترکیب آن با یک نوع شنهای قرمز رنگ و همچنین یک نوع گیاه به نام تره پی Tarahpey استفاده شده است . کتیبه ایی در قسمت غربی پل بر سینه کوه بالاتر از مسیر گذر روی پل به طرف شمال غربی آن به دستور بدر بن حسنویه نوشته شده است و قرینه آن در قسمت جنوب بر سینه کوه وجود داشته که متأسفانة به علت عملیات راهسازی تخریب گردیده است . این پل در ادوار مختلف مورد استفاده قرار گرفته است بیشتر قسمتهای آن مربوط به زمان بدر بن حسنویه ( 374 هـ .ق ) می باشد .این بنا به شماره 2586 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
پلدختر
کاروا نسرای چمشک
این بنا در منطقه چمشک از توابع شهرستان پلدختر ودر مسیر راه باستانی شاپور خواست به خوزستان قرار گرفته است .شکل اصلی بنا به صورت چهار ضلعی و ارتفاع آن به 5 متر می رسد طول و عرض با روی این کاروانسرا 44*48 متر و ورودی آن به سمت جنوب و هلالی شکل است و دارای 12 اتاق و از دو قسمت ساخته شده است که قسمتی برای سکونت کاروانیان و قسمتی دیگر جهت نگهداری چهارپایان مورد استفاده قرار گرفته است مصالح مورد استفاده در این بنا سنگ ،گچ وملات می باشد ناودانهای آن همه از سنگ ودارای بارویی با کنگره های نیم دایره تزئینی است. این کاروانسرا دومین منزل از خرم آباد به خوزستان است که پس از آن کاروانسراهای قلعه نصیر ، اوسر ، میشوند ، چارتا و قلعه رزه ، واقع شده اند . بنای مذکور مربوط به دوره صفویه می باشد(شاه عباس اول ) وبه شماره 2119 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
پلدختر
غار کَلْماکَرِه
کلماکره غاریست طبیعی و باستانی در شهرستان پلدختر که زیبایی قابل توجهی دارد. اشیاء به غارت رفتةشامل ریتونها ،بشقاب ها .پیکرکها وبسیاری از انواع اشیا ء بی نظیر می باشد که اکنون در موزه هایی چون لوور ، متروپولیتن و بریتیش میوزیوم به نمایش گذاشته شده اند . تعدادی از اشیاء مربوط به این غار توسط مأمورین اطلاعات کشف و در اختیار میراث فرهنگی قرار گرفت واکنون در موزة ایران باستان و موزة قلعه فلک الافلاک نگهداری میشوند . داخل این غار چشم انداز زیبائی از استالاگمیت و استالاگتیت دارد. از جهت فضای داخلی دارای چهار تا لار نسبتاً بزرگ و دهلیزهای بسیار کوچکی است که عبور از آنها بسیار دشوار است . همچنین در تالارهای اول ، دوم و سوم آثار متعددی برجای مانده که مهمترین آنها آثار دیواره چینی های دست ساز با سنگ و گچ و کاه گل و قطعات پراکنده سفال در تالار اول و خمره های قرارداده شده روی ستونهای دوتاسه متری استالاگمیت ها و قطعات سفالینه شکسته از تالار دوم و نیز قطعات سفالینه در کف تالار سوم است همچنین تصاویر و ستونهای بسیار تماشایی به اشکال مختلف از قبیل نخلی ، سروی شکل وبه شکل لاله و نقوش در روی ایوانها مشهود است . . غار و اشیاء گرانبهای آن مربوط به اوایل شاهنشاهی هخامنشی و اواخر مادهاست که در سال 1367 بصورت تصادفی توسط اهالی کشف و غارت شد .
پلدختر
غار کوگان
این غار شگفت انگیز نمونه ای است از آثار معماری صخره ای که به وسیلۀ دست بشر در دیوارۀ کوه کوگان کنده شده است. این غار در 45 کیلومتری جنوب خرم آباد و شرق شهرستان پلدختر واقع شده است. ورودی غار بصورت چهار گوش در اندازه 2,50 در 2,20 متر است و به سمت شمال باز می شود غار شامل دو طبقه می باشد طبقه اول چهار اتاق و فضاهای مرتبط به هم تشکیل شده است . طبقه دوم غار حدوداً 3,4 متر بالاتر از کف قسمت اول غار است . غار کوگان دارای اطاقهای دست کند تو در تویی است که در روزگاران دوره اشکانی و پیش از آن مورد استفادۀ بشر بوده است. با توجه به آثار به یادگار مانده از جمله محرابه ها، آبدان ها و دیگر نشانه های معماری این اثر را به آیین مهر هم نسبت می دهند. مساحت کلی فضاهای تعبیه شده غار حدود 281 متر مربع است . از نکات قابل تأمل در این غار مخازن آب در داخل اتاقهاست. این غار به شماره 2660 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. دسترسی به این غار از طریق شهر خرم آباد به سمت آزاد راه جنوب (خرم آباد - پل زال) با طی 35 کیلومتر و رسیدن به کاروانسرای پشت تنگ چمشک و از آنجا با عبور از جادۀ فرعی به سمت غار و روستای کوگان (3 کیلومتر) امکانپذیر است.
نورآباد
گنبدبابای بزرگ (امامزاده ابراهیم)
در دره ای بین کوه مهراب و دامنه های سرکشتی مقبره ای تاریخی و مذهبی بنام بابای بزرگ قرار دارد . گنبد آجری و تزئینات داخلی آن ویژگیهای معماری قرن 7 هجری و قاجاری را دارد . در لرستان لفظ بابا به پیران و مرشدان اهل حق گفته می شود . همچنین گفته می شود که نام صاحب گنبد ابراهیم از فرزندان حضرت موسی بن جعفر (ع) است . داخل گنبد هشت ضعلی و ورودی آن از طرف شمال است . این مقبره ساده قابل مقایسه با بناهای دوره صفویه می باشد. امام زاده ابراهیم نزد اهالی نورآباد و کوهدشت دارای احترام و قداست خاصی است .
کوهدشت
نقوش صخره ای هومیان
این نقوش در شمال شهرستان کوهدشت واقع شده اند. نقاشیهای مذکور نقش جادوی و سحر آمیزی داشتند ومعمولا افراد این نقوش رابر روی دیواره غارها ایجاد می نمودندو آرزو وآمال خویش راکه همانا شکار بود بر روی دیواره ها نقش می کردند تا شاید در عالم واقع بهتر بتوانندبه آنها دسترسی پیداکنندبعلاوه با ایجاد این نقوش که در زندگی آنها مهم بودبا این عمل امید به فراوانی آنها رادر عالم واقع تسهیل می نمودندنقوش صخره ای میرملاس و هومیان ازجمله آثار بی نظیر درسطح کشور است که نشان از دیرنیکی و باستانی بودن این خطه دارد نقوش دره میرملاس با نقشی لنگرکشتی آغاز می شود پس نقشهایی از میادین شکار گوزن به صورتهای فردی و جمعی است تعداد آنها در دره میرملاس 18 و در هومیان 10 نقش است که عمدتاً به رنگ سیاه اخرایی و زرد رنگ طراحی و اجرا شده اند . در هومیان ( هومیون ) ، نقشی از گوزن و شکارچی اسب سوار با تیر و کمان به صورت زیبا و کاملی وجود داشته که گذشت زمان قسمتی از سوار و اسب شکارچی را خراب کرده است . این آثار مربوط به دوره پارینه سنگی می باشند .
کوهدشت
قلعه کوهزاد (وزنیار
این بنا در شهرستان کوهدشت ودر بخش رومشگان واقع شده است .تمامی قسمتهای برجای مانده بنا از سنگ و ملاط است و قسمت شمالی آن سالم تر از سایر قسمت هاست سبک طاق این قلعه شباهتهایی با قلعه زاخه در همین منطقه دارد . ورودی قلعه به سمت شرق می باشد و در قسمت شمال پنجره ایی به ابعاد 90* 80* 100 تعبیه گردیده است . طول و عرض آن 205* 85/3 متر و بلندی طاق 75/2 سانتیمتر است . طول حصار قلعه 60 متر و عرض آن 24 متر و آثار هشت اتاق به خوبی پیداست . موقعیت قلعه بصورتی است که چشم انداز بسیار زیبایی از درة سیمره و منطقه طرهان و رومشکان را در برمی گیرد . این اثر منسوب به آیین مهر پرستی و مربوط به دوره اشکانی (پارتی) می باشد که به شماره 3760 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
کوهدشت
قلعه زاغه (زاخه
این دژ در شهرستان کوهدشت ودر بخش رومشگان واقع شده و تماماً از سنگ ساخته شده است . سبک و نوع طاق آن با سایر آثار موجود در استان متفاوت است سنگهای بکارگرفته شده در این بنا بصورت حجاری شده و قلوه سنگ می باشد . دمورگان این اثر را از آثار دوره ایلامی می داند اما بنا بیشتر خصوصیات معماری ساسانی را دارد . بیشتر قسمتهای آن در زیر خاک مدفون است . به احتمال زیاد در قسمت جنوبی آن آتشکده ای وجود داشته است
کوهدشت
پل سی پله (کر و دت
این بنا در منطقه سر طرهان شهرستان کوهدشت بر روی رودخانه سیمره در حد فاصل استان لرستان و ایلام واقع شده است.پل در تنگترین بستر رودخانه سیمره ، در محلی بنام سی پله Sipela واقع شده است این پل در مسیر یکی از راههای باستانی قرار داشته که سبب ارتباط کرمانشاهان ، ایلام و لرستان (سرطرهان ) بوده است.پل یاد شده دارای 4 چشمه طاق بوده که اکنون تنها دو چشمه طاق آن باقی است . پنهای هر پا یه آن 5/6 متر و طول آن 17 متر است .اندازه سنگهایی که در پایه به کار رفته 60×60×100سانتیمتر وبعضی نیز بزرگترند.روی هریک از این سنگها علامت مشخصی کنده شده است. مصالح بنا از کچ وسنگ است.در آثار مورخان دوره اسلامی اشاره ای به این پل نشده است. این پل سترگ از آثار منحصر به فرد دوره ساسانی بوده وبه شماره 4511 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
کوهدشت
میل خسرو آباد(خسروآ)صیدصفربگ
این بنا در بخش کونانی شهرستان کوهدشت واقع شده است .میل خسرو آباد یا خسروأ که به نام میل صید صفربگ نیز معروف است . در گورستان قدیمی روستای خسرو آباد واقع شده است. .بلندای این میل حدود 6متر و60 سانتیمتر می باشدقطر پایه آن حدود2متر می باشد نمای ظاهری آن دارای انحنا بوده وبه شکل هرمی 6 وجهی می باشددر ساخت آن از مصالح قلوه سنگ,گچ و....استفاده شده است.این میل یکی از قدیمی ترین و منحصرترین میل های یادبود در لرستان بوده که برای نشان گور بکار برده شده است. براساس شواهد این بنا احتمالا مربوط به دوره زندیه می باشد

 

   
 
انتشــ ـــارات قبــــ ــــلـی


موزه ها ,صنایع دستی و بازی های لرستان

فرهنگ لرستان

تاریخ لرستان آثار باستانی لرستان

رادیو اینترنتی لرسو

 
نویسنده: - ۱۳٩٠/٦/٢٧
 

 


 لرستــــان ســــــایت 
 

 
 

آشنایی با جاذبه های طبیعی استان لرستان 


استان لرستان سرزمینی زیبا با آب و هوای دلپذیر و محصوردرکوههای مرتفع و صعب العبور است که بین 46درجه و51دقیقه تا 50 درجه و22 دقیقه عرض شمالی درسلسله جبال زاگرس میانی واقع شده است. این استان از شمال به استانهای مرکزی و همدان ,از شرق به استان اصفهان ,از جنوب شرقی به چهار محال وبختیاری ,از جنوب به استان خوزستان و از غرب به استان کرمانشاه و ایلام محدود است. استان لرستان با مساحت 28064 کیلومتر مربع در غرب کشور پهناور ایران واقع و7/1 درصد مساحت کشور را به خود اختصاص داده است . این استان با بیش از 1600000 نفر جمعیت 6/2 درصد جمعیت کشور را دارا می باشد . بنابراین استان لرستان از حیث مساحت و نیز جمعیت رتبه چهاردهم را بین استانهای کشور حائز گردیده است. اشترانکوه با 4150 متر ارتفاع بلندترین نقطه استان لرستان است.پست ترین نقطه در جنوبی ترین نقطه استان واقع شده و ارتفاع آن از سطح دریا 500 متر است . بر اساس آخرین تقسیمات کشوری استان لرستان، دارای 10 شهرستان،23 شهر، 27 بخش، 84 دهستان و 2750 آبادی دارای سکنه بوده ومرکز سیاسی واداری آن شهر خرم آباد است . شهرستان های استان عبارت اند از:خرم آباد ، بروجرد،الیگودرز ،دورود ،ازنا ،کوهدشت ،دلفان، سلسله، پلدختر و دوره. آب وهوای لرستان استان لرستان دارای آب وهوای متنوعی است، این تنوع از شمال به جنوب و از شرق به غرب کاملا محسوس می باشد. زمستان هنگامی که در شمال لرستان برف و کولاک ادامه دارد قسمتهای جنوبی آن دارای هوایی مطبوع و بارانی است . بخشهای غربی مانند سفید کوه نسبت به قسمتهای شرقی ، یعنی دورود و الیگودرز،نزولات جوی بیشتری دارد . تنوع آب وهوایی در شهر های استان مشاهده می شود به طوری که خرم آباد از اعتدال زمستانی و گرمای تابستانی،بروجرد از سرمای زمستانی واعتدال تابستانی،و الیگودرز از آب وهوای بسیار سرد در زمستان و معتدل در تابستان برخوردار است.علل تنوع آب وهوای لرستان عبارتند از: 

۱- موقعیت رشته کوههای زاگرس نسبت به جهت وزش بادهای مرطوب غربی 

۲- ارتفاع نسبتا زیاد این منطقه از سطح دریا 

۳- فشردگی کوهها 

۴- واقع شدن در عرض جغرافیایی متوسط 


۵- اثر بادهای گرم جنوبی ایران به طوری که اختلاف بین حداکثر و حداقل مطلق دما به بیش از ۰۸ درجه سانتیگراد رسیده است .حداکثر دمای ثبت شده 4/47 وحداقل دمای مطلق ثبت شده ۵۳- است.
تفرجگاه های طبیعی


1-تفرجگاه تخت شاه 

2- تفرجگاه شیرز 

3-تفرجگاه مخمل کوه (تنگه شبیخون) 

4-تفرجگاه بابا عباس 

5-دره حوض موسی 

6-تفرجگاه نوژیان 

7-تفرجگاه شهنشاه (گوشه ) 

8-تفرجگاه تنگه چمشک 


آبشار شوی 

آبشار شوی یا تله زنگ درجنوب شهرستان دورود ودر بین کوههای سر تنگ شوی در حوالی روستای شوی و در 10 کیلومتری ایستگاه راه آهن آبشار شوی واقع شده است . این آبشار که به قولی زیباترین آبشار ایران است. آبشار شوی آبشاری زیبا ودلنشین است که از غاری بیرون می جهد و از گردنه ای بلند به پایین سرازیر میشود . ارتفاع آبشار 100متر وعرض آن 40 متر است که زیبایی وچشم انداز ی کم نظیر را به طبیعت میدهد اطراف آبشار مملو از درختان بلوط ،بادام وپوشش گیاهی بسیار مناسب است در فصل بهار از سراسر کشور مردم علاقمند برای تفریح به سوی این آبشار روی می آورند و بخشی از اوقات خود را در پیرامون زیبای آن سپری می کنند . این آبشار در گویش محلی به (طاف شوی ) معروف است . راه دسترسی به آن از طریق ایستگاه راه آهن تله زنگ است.


آبشار بیشه 

آبشار بیشه: این آبشار یکی از زیباترین آبشارهای کشور است در ایستگاه راه آهن بیشه در شهرستان دورود واقع شده است آب و هوای مناسب وسرسبزی اطراف آبشار وچشم انداز کوههای اطراف سالیانه پذیرای مهمانان ومسافران زیادی از مناطق مختلف کشور شده واین منطقه دیدنی را به عنوان یکی از مناطق توریستی وگردشگری استان تبدیل نموده است. فاصله این آبشار تا شهرستان دورود که یکی از مسیرهای ارتباطی آن است 35 کیلومتر می باشد. ارتفاع آبشار ۴۸ متر تا نقطه برخورد با زمین و ۱۰متر نیز از آنجا تا وصل شدن به رودخانه سزار می باشد . از شهرستان دورود به طرف ابشار مناطق دیدنی در کنار رودخانه سزار وجود دارد که می توان به آبشار های فصلی و دائمی ،آبشارهای یخی در زمستان و در ختان متنوع نام برد. فاصله آن تا خرم آباد از طریق جاده 64 کیلومتر –عرض تاج آبشار 20 متر می باشد .17 پلاژ،7 چادر ،بازار چه محلی ،تلفن ،آب ،برق،خانه بهداشت وپاسگاه انتظامی در کنار آبشار دایر می باشد.


آبشار آب سفید

آبشار آب سفید: این آبشار زیبا ودیدنی در منطقه ذلقی الیگودرز وبه فاصله حدود 50 کیلومتری واقع شده است، ارتفاع این آبشار حدود 65 متر و عرض تاج آبشار آن در فصل پر آبی حدود 8 متر می باشد . این آبشار از دل کوه صخره ای به بیرون سرازیر می شود وسپس در مسافت کوتاهی به یک حوضچه تبدیل می شود . این آبشار در فصل بهار پذیرای گردشگران زیادی است وپوشش جنگلی وگیاهی در اطراف آبشار زیبایی وطراوت خاصی به این منطقه توریستی داده است.مسیر الیگودرز تا آبشار جاده آسفالته می باشد. 


آبشار نوژیان 

آبشار نوژیان: آبشار نوژیان در 38 کیلو متری جنوب شرقی خرم آباد (بخش پاپی ) به ارتفاع 95 متر وعرض تاج 5 متر واقع شده است .این آبشار یکی از زیبایی های طبیعت لرستان است که هر ساله ،بسیاری از مردم را به سوی خود جلب می کند .گردشگاه جنگلی نوژیان بالای کوه تاف قرار دارد .در کوه (تاف )انواع گیاهان دارویی می رویند و طبیعت و آبشار زیبای آن شگفت انگیز و دیدنی است .همواره بسیاری از مردم برای تماشای این آبشار زیبا و هم چنین برای جمع آوری گیاهان دارویی به این ناحیه می آیند و اوقات فراغت خود را در آنجا می گذرانند . . راه ارتباطی آن از طریق خرم آباد به گردنه نوژیان جاده آسفالته ویا از راه آهن به ایستگاه کشور و از آنطرف هم با یای پیاده حدود 2ساعت پیاده روی به سمت آبشار است.


آبشار چکان

آبشار چکان: این آبشار در جنوب غربی الیگودرز در دامنه ارتفاعات مشرف بر دره چکان در فاصله 141 کیلومتری شهرستان خرم آباد به ارتفاع 30 متر وعرض تاج 4 متر قراردارد.این آبشار از درون غاری مشرف بر زمینهای زراعی چکان بیرون می جهد و طول فوران آن به دهها متر میرسد .اطراف آبشار منطقه ای وسیع با فضایی مطلوب و دل انگیز است که در دو الی سه کیلو متری آن امام زاده ای به نام (ابو علی (ع))واقع شده است .آب این آبشار در اواخر پاییز به مرور خشک می شود و در روز های اولیه شروع فصل بهار مجددا با همان فوران به بیرون می جهد، این آبشار یکی از عجایب و زیبایی های طبیعت استان لرستان محسوب می شود . در کنار آبشار پوشش گیاهی ودرختانی همانند گردو ،زالزالک،گلابی ،چنار ،کیکم،بید،بلوط،و... وجود دارد. راههای ارتباطی : 1-دورود به ایستگاه راه آهن سفید دشت به طرف شول آباد با جاده آسفالته 2-دورود به شاپله –تنگ ناله شنه چکان این جاده مالرو ومخصوص کوهنوردی است . 3-الیگودرز با اتومبیل به طرف شول آباد بهار کار .چکان که با اتومبیل تا چند کیلومتری آن جاده وجود دارد . 


آبشار وارک 

آبشار وارک : این آبشار درغرب گردنه نوژیان ، بخش پاپی در جنوب شرقی خرم آباد قرار دارد ویکی از زیباترین آبشارهای کشور است . فاصله آن تا شهر خرم آباد حدود 50 کیلومتر می باشد . سرچشمه آبشار یک صخره سنگی است و پس از طی حدود ۱۵ متر از صخره دوم فرو ریخته و آبشار دوم را به وجود می آورد . آبشار وارک در نزدیکی آبشار نوژیان قرار دارد. در فصل کم آبی ارتفاع قسمت اول ۷ متر با عرض حدود ۱۲ متر و قسمت دوم ۱۵/۵ متر با عرض ۵/۵۶ متر یکی از زیباترین منظره ها را در این منطقه می توان دید . حداکثر ارتفاع آن به ۵۷ متر می رسد و عرضی معادل ۵۰ متر را در بر می گیرد . اطراف این آبشار پوشیده از درختان ،بلوط،گلابی،زالزالک و.... وجود دارد.


آبشار سرکانه 

آبشار سرکانه: این آبشار درروستای گریت بخش پاپی در فاصله 50 کیلومتری شهرستان خرم آباد به ارتفاع 15 متر وعرض تاج 17 متر قرار دارد واز جمله جاذبه های طبیعی وگردشگری دیدنی استان محسوب می گردد فاصله این آبشار تا بخش پاپی حدود یک ساعت پیاده روی می باشد. این آبشار در گویش محلی به تاف هفت چشمه معروف است .پوشش جنگلی اطراف آبشار را در ختان بلوط ،زالزالک.و مو وجود دارد. 


آبشار سرکانه

آبشار سرکانه: این آبشار درروستای گریت بخش پاپی در فاصله 50 کیلومتری شهرستان خرم آباد به ارتفاع 15 متر وعرض تاج 17 متر قرار دارد واز جمله جاذبه های طبیعی وگردشگری دیدنی استان محسوب می گردد فاصله این آبشار تا بخش پاپی حدود یک ساعت پیاده روی می باشد. این آبشار در گویش محلی به تاف هفت چشمه معروف است .پوشش جنگلی اطراف آبشار را در ختان بلوط ،زالزالک.و مو وجود دارد. 


آبشار افرینه 

آبشار افرینه: آبشار افرینه در کنار روستایی به همین نام در مسیر جاده بین المللی خرم آباد به اندیمشک قرار دارد . آین آبشار زیبا در فصل بهار وتابستان علاقه مندان وگردشگران زیادی را به خود جلب می کند. 


دریاچه گهر 

دریاچه گهر: درشرق استان لرستان ودر دامنه ارتفاعات اشترانکوه ، دریاچه های دائمی و شیرین ((گهر بالا)) و((گهر پایین )) قرار دارند.دریاچه گهر یکی از زیباترین دریاچه های کوهستانی کشور می باشد این دریاچه از ذوب برف های اشترانکوه و انباشت آب آن در پشت سد یا آب بندی که از ریزش کوه پدید آمده است . فراوانی نسبی آب های ورودی به این دریاچه باعث می شود ، سر ریز آب آن به دریاچه پایینی (بزرگ ) بریزد . طول دریاچه اصلی گهر را ۵/۱ کیلومتر و عرض متوسط آن را ۶۰۰ متر برآورد کرده اند . حداکثر عمق دریاچه ۲۸ متر و مساحت آن در حدود ۱۰۰ هکتار و در ارتفاع 2400 متری ازسطح دریا وتنها دارای یک راه مالرو وصعب العبور به دامنه است . دریاچه گهر مانند آبگیری است که از چشمه ها ، آبشارها و سراب های اشترانکوه پر شده و آب آن در تابستان و زمستان ثابت است . بیش تر سطح دریاچه گهر در زمستان یخ می بندد . انواع بوته ها ، درختان تنومند بید ، گیاهان و گلهای زیبای پیرامونی ، اطراف دریاچه را به صورت یک پارک طبیعی شگفت انگیز در آورده است . زیبایی خیره کننده و چشم اندازهای بدیع دریاچه سبب شده است هر ساله ، با وجود سختی راه ، انبوهی از مردم لرستان ، استانهای اطراف و دیگر نقاط کشور ، با پای پیاده یا سواره به دیدن دریاچه و زیبایی های آن بروند و چند روزی از اوقات فراغت خود را در آنجا سپری کنند . 


دریاچه کیو

دریاچه کیو: در مرکز شهر خرم اباد در کنار پارک کیو دریاچه بسیار زیبای کیو قرار دارد این دریاچه به شهر جلوه خاصی داده ودر کنار جاذبه های تاریخی فراوان در دره خرم آباد وچشمه های پر آب دره خرم آباد شهر را در ردیف یکی از شهر های زیبا ی توریستی قرار داده است . آب آن از چشمه تامین می شود .. مساحت آن هفت هکتار و عمق آن بین سه تا هفت متر است . این دریاچه از ارزش های توریستی درون شهری بر خوردار است وبه لحاظ ویژگیهای خاص خود می تواندبه عنوان یکی از مراکز جذب توریست تبدیل شود .ودر کنار این دریاچه امکانات تفریحی ،شهربازی و چشم انداز زیبایی وجود دارد.


چشمه ها وسراب ها 

چشمه ها وسراب ها: ازجمله مواهب طبیعی و اکوتوریستی در لرستان وجود چشمه هاوسرابهای متعدد در سطح این استان است.این سرابها وچشمه ها شرایط مناسبی را جهت جذب جمعیت توریستی داخل استان وخارج از استان را در روزهای تعطیل فراهم می نماید . سراب هنام ، سراب کهمان در الشتر ،سراب چگنی ،کیو و چشمه های گلستان، ،گرداب دارایی در خرم آباد ، سراب جانیزه ، زرشکه ، سفید ،زارم ،کرتول ،و چشمه های ونایی ، دره خونی ، هفت چشمه و اسل در بروجرد و اشترینان ، سراب غارتمندر و گردکانک ،ماهی چال ، فرسیان، گایکان ،سر دره ،رود آب در الیگودرز ، سراب چشمه و رودک در دو رود ،و چشمه فلفلی در ازنا ، اطراف برخی از این چشمه ها و سرابها از پوشش گیاهی نادری برخوردار بوده و در طول فصول مساعد شرایط مناسبی را جهت جذب گردشگران فراهم می نماید. 

تالابهای لرستان 

تالابهای لرستان از جمله جاذبه های طبیعی بویژه در فصل بارندگی زیبای خاصی به منطقه می دهد .علاوه بر این تالابها مامن وزیستگاهی مناسب برای انواع پرندگان ، آبزیان و پرندگان بومی ومهاجر می باشد . در این میان هفت تالاب در منطقه آهکی در شرق رودخانه کشکان کبیر کوه قرار دارند همچنین تالاب بیشه دالان در جنوب شهرستان بروجرد وتالاب سیلاخور در شمال غربی شهرستان دورود قرار دارد. 

نام
موقعیت
وسعت
حیات وحش
پ.شش گیاهی
بهره برداری
تجهیزات
دسترسی
دریاچه گوهر
شهرستان دورود/اشترانکوه
150 هکتار
خال قرمز - رنگین کمان - ماهی قزل آلا
نی - جلبک
صید تفریحی
__
آستانه،چشمه خیه از طریق شهرستان دورود
تالاب تکانه
ارتفاعات چول ۱۲تالاب فصلی و دایمی
۵ هکتار
ماهی سیاه
نی
شکار ممنوع
ندارد
شهرستان پلدختر
تالاب لفانه ۱و۲
شهرستان پلدختر
10 هکتار
پرندگان
پرندگان
نی
شکار ممنوع
شهرستان پلدختر
تالاب سیاه
شهرستان پلدختر
1/5 هکتار
مهاجر و بومی
نی
شکار ممنوع
ندارد
شهرستان پلدختر
تالاب بلمک
شهرستان پلدختر
14 هکتار
--
نی
شکار ممنوع
ندارد
شهرستان پلدختر
تالاب جمجمه
فصلی و دائمی
3/7 هکتار
--
نی
ندارد
شکار ممنوع
شهرستان پلدختر
تالاب کبود
فصلی و دائمی
3/7 هکتار
__
نی
شکار ممنوع
ندارد
شهرستان پلدختر
تالاب 1 و تاف 1 و 2
شهرستان پلدختر
5 هکتار
__
نی
شکار ممنوع
ندارد
شهرستان پلدختر
تالاب گلم سوزه
شهرستان پلدختر
2 هکتار
--
نی
ندارد
شکار ممنوع
شهرستان پلدختر
تالاب پیکه
شهرستان پلدختر
3/5 هکتار
--
نی
شکار ممنوع
ندارد
شهرستان پلدختر
تالاب بیشه دالان
جنوب شرقی شهرستان بروجرد
913 هکتار
پرندگان آبزی و کنار آبزی بومی و مهاجر
نی
شکار با پروانه
--
دشت سیلاخور











   
 
انتشــ ـــارات قبــــ ــــلـی

موزه ها ,صنایع دستی و بازی های لرستان 

فرهنگ لرستان 

تاریخ لرستان آثار باستانی لرستان 

رادیو اینترنتی لرسو 

 
نویسنده: - ۱۳٩٠/٦/٢٧
 

 


 لرستــــان ســــــایت 
 

 
 

معرفی صنایع دستی و بازیهای محلی استان صنایع دستی هر قوم و ملتی، معرف ذوق و خلاقیت های آنان در پاسخ به ضرورت های مادی و معنوی در مرحله مشخصی از گسترش تاریخی است. انسان ها با توجه به خصوصیات فردی و نوع نیازهایشان، همواره در ستیزی دائمی با طبیعت به سر برده و با فعال نمودن ذوق و اندیشه و احساس، در صدد تغییر دادن و تصرف در ساخت طبیعت برآمده اند تا به جبران کمبودها و هر آنچه هستی آنها را از داشتن آن محروم کرده دست یابند. صنایع دستی تجلی ویژگی های فرهنگی و مظهر تمدن انسان های هر جامعه در گذر تاریخ است. در استان لرستان صنایع دستی ثمره دست هایی است که عشق را از قلب خود جاری ساخته و با انگشتان خود آن را بر تار و پود گلیم و جاجیم نمود داده اند و یا با تلنگرهای چکش آن را حک می کنند. 



قالی لری - بروجرد






نوار بافته شده توسط بافنده بختیاری - الیگودرز

از نظر اجتماعی و فرهنگی، صنایع دستی لرستان با توجه به پیشینه تاریخی غنی و تنوع قومیت ها، در سه نوع متمایز عشایری، روستایی و شهری شکل گرفته اند. بیشتر تولیدات صنایع دستی عشایری به مصرف خانوار می رسد و کمتر به بازار عرضه می شود. انواع صنایع دستی عشایر لرستان عبارت اند از: سیاه چادر، قالی و گلیم، هور، هور اسبو. صنایع دستی روستایی را قالی، گلیم، رنگرزی و جاجیم بافی را تشکیل می دهند. 



جاجیم - تولید روستاهای الیگودرز 

 

زن جاجیم باف بختیاری - الیگودرز

صنایع دستی لرستان همواره مجالی برای بروز ذوق و سلیقه لرستانی ها در ادوار تاریخ بوده است. از زمانی که گلیم ها و جاجیم های بافته شده دست زنان لر، زیبنده نمایشگاه های بین المللی شد و یا شاید از دورتر و هنگامی که اولین سماور ورشویی ایران به دست اساتید مجرب در بروجرد ساخته شد و یا شاید حتی قبل تر از آن هنگامی که زیور آلات مفرغی آذین بخش گیسوان زنان لر بود، اوج هنرمندی این مردمان جهانیان را شگفت زده کرده بود. 

 

ورشو سازی بروجرد 

 

سینی ورشو قلم کاری شده، اثر استاد غریب - بروجرد 
صنایع دستی لرستان همواره 


جدول رشته های صنایع دستی رایج و فعال - بومی و خاص استان - غیر بومی - منسوخ شده - درحال منسوخ شدن - در حال آموزش استان لرستان: 

ردیف
وضعیت رشته
نام رشته
تعداد
1
رایج فعال
گلیم بافی - فرش بافی - جاجیم بافی - منبت چوب - ماشته بافی - مشبک چوب - معرق چوب - صنایع دستی تکمیلی و تلفیقی - مشبک فلز - تذهیب - طراحی سنتی - نقاشی ایرانی (مینیاتور) - سفالگری - قلاب بافی - مکرومه بافی - خراطی چوب - عروسک محلی - ورشو سازی - قلمزنی - خوشنویسی - گیوه دوزی - نقاشی روی شیشه - آجیده بافی - ساز سازی - مسگری - شمع سازی - گلهای تزئینی - هویه کاری روی پارچه - تابلوهای سه بعدی - حجاری سنگ - سراجی سنتی - احجام سنتی فلزی - پیکره های چوبی - محرق (ساقه گندم) - گبه بافی - رنگرزی سنتی - تراش سنگهای نیمه قیمتی - قفل سازی - چاقو سازی - البسه محلی - نمد مالی - سرامیک - سرمه دوزی - قلاب بافی - نقاشی روی پارچه - نوار بافی - خاتم کاری - خوشنویسی روی چوب - چهل تیکه دوزی - آیینه کاری - طلا سازی - قاب سازی - سنگ کاری (تزئینات روی سفال)
53
2
بومی
جاجیم بافی - گلیم بافی - ماشته بافی - ورشو سازی - گیوه دوزی - قلمزنی - آجیده بافی - چیت بافی - نمد مالی - حجاری سنگ - البسه محلی - خراطی چوب - رنگرزی سنتی - فرش بافی - چهل تیکه دوزی - حرمی بافی - مسگری - چوغابافی - چلنگری
19
3
غیر فعال بومی
معرق چوب - مکرومه بافی - مشبک چوب - مصنوعات تکمیلی و تلفیقی - سرامیک - هویه کاری روی پارچه - گلهای تزئینی - محرق - گبه بافی - قلاب بافی - سرمه دوزی - نقاشی روی شیشه - مشبک فلز - عروسک محلی - خاتم کاری - خوشنویسی روی چوب - نقاشی روی پارچه
18
4
منسوخ شده
زیور آلات سنتی - پلاس بافی - زیلو بافی - خر مهره سازی - پارچه قلمکار (چیت سازی) - پای پوشهای سنتی - دواتگری
7
5
صنایع دستی عشایری رایج
سیاه چادر بافی - نمکدان دوزی - هوراسبان - جل دوزی - سبد بافی - ریسمان بافی
6
7
در حال آموزش در مراکز آموزشی
سفالگری - خوشنویسی - تذهیب - طراحی سنتی - هندسه و نقوش اسلامی - منبت چوب - نوار بافی - معرق چوب - مشبک فلز - ماشته بافی - گلیم بافی - ورشو سازی - ساز سازی - نمد مالی -قلمزنی - پیکره تراشی - تراش سنگهای نیمه قیمتی - گیوه دوزی - مشبک چوب - خراطی چوب - قفل سازی
21



بازیهای محلی


بازیهای گروهی و فردی این بازیها عبارتند از: 

1- بازی کُلاو رُنکی (kolāow ronki) 

2- بازی کِرَ دَرکی (keradarki) 

3- بازی دال پَلُو (dāl palo) 

4- بازی گُل زِرکی (gol zerki) 

5- بازی جِفتِ تیک یا تَمِ تیک (jefte tik - tametik) 

6- بازی جِفتُو (jefto) 

7- هِراز گُنی (harazgoni) 

اکنون به شرح هر یک از این بازیها می پردازیم: 

1- بازی کُلاوُرکنی (kolāow ronki)


تعداد بازیکنان در این بازی از 4 الی 12 نفر و یا بیشتر هم می شود منتها تعداد افراد باید زوج باشد. شرکت کنندگان در این بازی باید از قدرت بدنی و سرعت در دوندگی به میزان کافی برخوردار باشند. پس معمولاً افراد جوان (پسر) و پر انرژی در این بازی شرکت می کنند. بازیکنان بر حسب قدرت بدنی و سرعت در کار با توافق در بین خودشان بدو دسته تقسیم می شوند (بطور مساوی). ضمناً زمینی که برای بازی انتخاب می شود باید محوطه ای صاف و وسیع و عاری از موانع طبیعی باشد تا بازیکنان به هنگام دوندگی دچار صدمه نشوند. حال برای شروع بازی باید یک دسته کلاه و شالی را روی سر خود بگذارند و برای اینکه مشخص شود کدام گروه باید کلاه یا شال بر سر بگذارند تر و خشک می کنند به این صورت که سنگ کوچک و نسبتاً صافی را پیدا کرده و یک طرف آن را تر می کنند و طرف دیگر آن را خشک می گذارند و هر کدام از دو دسته، یک طرف سنگ را مثلاً طرف خشک و یا طرف تر را انتخاب می کنند و سپس یک نفر سنگ را به هوا پرتاب می کند تا زمانی که سنگ پائین می آید هر دسته چیزی را که انتخاب کرده اند تکرار می کنند، مثلاً می گویند تَرتَرتَر و یا می گویند خُشکَ خُشکَ خُشکَ. با فرود آمدن سنگ بر روی زمین هر طرف سنگ (تر و یا خشک) که رو به بالا بود باید دسته ای که طرف زیر سنگ را انتخاب کرده اند کلاه بر سر بگذارند مثلاً اگر طرف خشک سنگ رو به بالا بود دسته مقابل که تر را انتخاب کرده اند باید کلاه بر سر بگذارند. اکنون افراد گروهی که باید کلاه بر سر بگذارند پنجه دست را روی زمین گذاشته و البته همگی نیز در محوطه محدودی در کنار یکدیگر می نشینند ضمناً در فاصله مشخصی مثلاً 200 یا 250 متری، محلی را بعنوان دالگَهَ dalga با مشخص کردن یک نشانی از قبیل سنگ و یا درخت انتخاب می کنند. اینک گروه مقابل یعنی گروهی که کلاه بر سر ندارند به دور گروه نشسته، به گردش درمی آیند و سعی می کنند که کلاه یکی از افراد دسته مقابل را از سرش برداشته و با سرعت تمام آن را به دالگَه برسانند چون در این صورت برنده محسوب می شوند. حال اگر در حین بازی دسته ای که کلاه بر سر دارند بتوانند به پای هر کدام از افراد دسته مقابل بزنند در اصطلاح محلی می گویند قاو qāow و برنده محسوب می شوند و باید افراد آن دسته، کلاه را بر سر گذاشته و بخوابند (منظور نشستن بر روی زمین و بر روی پنجه دست می باشد) . بالاخره بازی اوج گرفته و اگر گروه ایستاده توانستند کلاه یکی از افراد نشسته را از سرش بردارند شخصی که کلاه را برداشته سعی می کند آن را با سرعت به دالگه برساند و ضمناً افراد گروهی هم که کلاه بر سر دارند همگی به دنبال او می دوند تا کلاهشان را از دست گروه مقابل بگیرند که اگر موفق به گرفتن کلاهشان تا قبل از رسیدن آن به دالگه شوند برنده محسوب می شوند و باید افراد گروه مقابل که کلاه را ربوده ولی نتوانسته اند آن را به دالگه برسانند کلاه بر سر بگذارند و اگر گروه مقابل بتوانند کلاه ربوده شده را به دالگه برسانند این گروه مغلوب بوده و باز هم باید بخوابد. ضمناً فردی که کلاه را از سر دیگری می رباید می تواند در صورت کم سرعت بودن کلاه را به یکی از افراد گروهش که سرعت بیشتری در دوندگی دارد پاس بدهد، تا آن را به دالگه برساند. این بازی بیشتر در ایام عید و سیزده بدر و نیز مناسبتهای عروسی بین دو دسته از اطرافیان داماد و عروس برای به نمایش گذاشتن چابکی و زرنگی آنها انجام می شد 

2- بازی کِرَ دَرکی (kera darki)


تعداد افراد در این بازی از 6 الی 10 نفر بیشتر هم می شود منتها تعداد بازیکنان باید زوج باشد زیرا افراد به دو گروه مساوی و با در نظر گرفتن قدرت بدنی تقسیم می شوند. ضمناً بازی باید در زمینی صاف و مسطح انجام بگیرد. بعد از تقسیم بندی دو گروه، به نسبت تعداد بازیکنان در یک گروه، دایره ای که در اصطلاح محلی به آن کِر ker می گویند بر زمین می کشند. اکنون باید یکی از دو گروه در داخل دایره یا کر قرار بگیرند، برای اینکه مشخص شود کدام گروه داخل دایره شود باز هم تر و خشک می کنند به همان نحوی که برای شروع بازی کُلُاوُرنکی توضیح داده شد یعنی هنگامی که سنگ به زمین فرود آمد اگر طرفی که رو به بالاست خشک بود باید دسته ای که تر را انتخاب کرده داخل کر برود و بالعکس. بعد از انجام این مرحله، گروهی که باید، داخل کر شود داخل کر می شوند. حال اعضای هر گروه بیرون و داخل دایره، یکی یکی به یکدیگر دست می دهند و هر کدام سعی می کنند که طرف مقابل را به حریم خود یعنی داخل و یا خارج دایره بکشند و اگر افرادی که داخل کر هستند موفق شدند فردی از گروه مقابل را به داخل کر بیاورند شروع به کتک زدن او می کنند به طوریکه شخص واقعاً احساس درد می کند افراد، فقط مواظب هستند تا او را زخمی نکنند. این کار را تا زمانی طول می دهند که یکی از افراد گروه آنها از دایره بیرون کشیده شود. ضمناً افرادی که داخل کر هستند اگر بتوانند به پای هر کدام از افراد گروه مقابل بزنند در اصطلاح محلی می گویند قاو qāow است و باید افراد گروه دیگری بجای آنها داخل کر (دایره) شوند. قابل ذکر است که در این بازی افراد هر گروه به یاری یکدیگر می شتابند به این صورت که اگر افرادی خارج دایره دست فرد و یا افرادی از داخل دایره را بگیرند بقیه نیز به کمک آنها می شتابند تا زودتر فرد را از دایره به بیرون بکشند و همینطور بالعکس. پس مشخص می شود که نیرو و قدرت بدنی افراد نقش بسزایی در این بازی دارد. 

3- بازی دال پَلُو (dāl palo)


تعداد بازیکنان در این بازی از 2 الی 10 نفر و بیشتر هم می شود. این بازی بیشتر در بین جوانان و نیز بزرگسالان در صورت داشتن توانایی انجام می شود. ضمناً بازی در زمینی هموار که البته دسترسی به قلوه سنگ نیز داشته باشند انجام می شود. افراد بر حسب سن و قدرت بدنی و نیز مهارت در نشانه گیری و پرتاب سنگ به دو دسته مساوی تقسیم می شوند. نکته قابل ذکر اینکه اگر تعداد بازیکنان در این بازی فرد هم باشد بازی صورت می گیرد به این ترتیب که بعد از تقسیم شدن افراد به دو گروه، دسته ای که عضو کمتری نسبت به گروه مقابل دارد می تواند به عوض عضوی که کم دارد یک نوبت بیشتر سنگ پرتاب کند. حال هر گروه سه عدد سنگ نسبتاً بزرگ به عنوان دال یا نشانه به فاصله 1/5 الی 2 متری پشت سر هم در روی زمین قرار می دهند. ضمناً گروه مقابل نیز می بایست دالهای خود را درست در روبروی دالهای این گروه در فاصله مشخصی بنا به توافق دو گروه قرار دهند. اکنون برای اینکه مشخص شود ابتدا کدام گروه به طرف دالهای گروه مقابل هدفگیری کند تر و خشک می کنند به همان ترتیبی که در دو بازی پیشین توضیح داده شد. پس از مشخص شدن اینکه کدام گروه ابتدا باید تیراندازی با سنگ را شروع کند هر عضوی از آن گروه به نوبت سنگی را به طرف دالهای گروه مقابل پرتاب می کند و فقط در صورتی که یکی از آنها بتواند دالی از گروه مقابل را بزند یا به اصطلاح محلی (بکشد) می تواند بعنوان جایزه، سنگ دیگری نیز به طرف دالهای گروه مقابل پرتاب کند. به تعداد هر دال که کشته می شود یک سنگ بیشتر پرتاب می کنند. هنگامی که تعداد افرادی، که در این گروه هستند همگی سنگهای خود را پرتاب کردند اگر موفق شدند که همه دالهای طرف مقابل را بیندازند ولی دالی از خودشان بر زمین نیفتد. یک نَرُو naro برای آنها محسوب می شود. ضمناً کسی که آخرین دال از گروه مقابل را بزند باعث می شود که دیگر یارانش بمیرند یعنی حق تیراندازی را از آنها سلب می کند مگر اینکه در بازی بعد بتوانند آخرین دال را بکشند و فقط در این صورت است که دوباره یارانش زنده می شوند یعنی حق تیراندازی دارند. اگر گروهی بتواند هر سه دال طرف مقابل را بیندازد یک نَرُو naro برای او محسوب می شود و ضمناً اگر یک یا دو عدد از دالهای خودش هم زده شود یک تُیل toil (معادل نصف نَرو naro است) برای او محسوب می شود. بازی به همین نحو ادامه پیدا می کند، هر یک از دو گروه به نوبت به طرف دالهای یکدیگر سنگ پرتاب می کنند تا زمانی که به حدود و شروطی که از قبل برای بازی تعیین کرده اند برسند مثلاً ممکن است انجام بازی را تا 3 نرو یا 4 نرو و ... مشخص کرده باشند و هنگامی که بازی به حد تعیین شده رسید ختم می شود این بازی (دال پلو) نیز در ایام نوروز و سیزده به در، همچنین در موقعیت های مناسبی از قبیل عروسی بین جوانانی از طرف داماد و نیز جوانانی از طرف عروس و گاهی نیز بین جوانان دو قبیله برای نشان داده قدرت بازو و هدفگیری و تیراندازی با سنگ به اجرا در می آید 





4- بازی گُل زِرکی (gol zerki)


تعداد بازیکنان در این بازی از 4 الی 10 نفر و بیشتر هم می شود. این بازی معمولاً مخصوص نوجوانان پسر می باشد. بازی در شبهای مهتابی و بیشتر در شبهای تابستان و در زمین صاف و هموار انجام می گیرد تا خطر سقوط و افتادن برای افراد کمتر باشد. افراد به دو گروه مساوی تقسیم می شوند وسیله لازم برای انجام این بازی تکه چوبی است به اندازه حدوداً 20 الی 30 سانتیمتر. ضمناً محلی را هم بعنوان نشانه یا دالگَه dālga در نظر می گیرند از قبیل درخت، تخته سنگ و ... . بنا به توافق طرفین، چوب را به دست یکی از افراد می دهند تا آن را به هر جهتی که می خواهد پرتاب کند. در هنگام پرتاب چوب، افراد دو گروه گوش خود را تیز می کنند تا از صدای افتادن آن بفهمند به کجا افتاده است. سپس همگی با سرعت به جستجوی آن می روند ضمناً در حین تلاش برای یافتن چوب، افراد هر دو گروه یکدیگر را نیز می پایند تا مبادا یکی از افراد گروه مقابل چوب را یافته و به دالگه برسانند. اگر فردی از یک گروه توانست چوب را یافته و به دالگه برساند آن گروه برنده است ولی اگر در حین رساندن چوب به دالگه افراد گروه مقابل چوب را از او بگیرند و خود به دالگه برسانند آن گروه برنده محسوب می شود. 

5- بازی جِفتِ تیک یا تَمِ تیک jeftetik / tame tik


نحوه بازی به این صورت است که دو نفر تعداد مشخصی به طور مساوی چوب کبریت در اختیار می گیرند. ابتدا یکی از این دو نفر، پنهانی و دور از چشم فرد مقابل، تعدادی از کبریتهایش را بدون آنکه خود نیز شماره آنها را بداند در مشتش پنهان می کند و از طرف مقابل می خواهد که تعداد آنها را حدس بزند یعنی بگوید تعداد آنها جفت است یا تیک (فرد). پس از اینکه فرد مقابل هم جوابی داد شروع به شمارش کبریتها می کنند تا ببینند تعداد آنها زوج (جفت) است یا فرد (تیک) اگر جوابی که فرد مقابل داده بود درست باشد کبریتهای شخص اول از آن او می شود ولی اگر اشتباه جواب داده باشد به همان تعداد کبریت باید به شخص اول بدهد و این بازی تا زمانی ادامه پیدا می کند که یکی از دو طرف کبریتهایش را به کلی از دست بدهد و در عوض طرف مقابل صاحب همه کبریتها شود. 

6- بازی جِفتُو (jefto)


معنای این کلمه در اصل جِفت دُو geftdo می باشد جِفت دو به معنی دویدن به صورت جفت جفت می باشد و بازی به این صورت است که دو نفر محلی را بعنوان مقصد در نظر می گیرند و در حضور عده ای به عنوان تماشاچی و شاهد، اقدام به دویدن و یا در واقع مسابقه دو می کنند هر کدام از آنها زودتر به مقصد رسید برنده محسوب می شود. لازم به توضیح است که در گذشته این بازی بین دو سوار نیز انجام می گرفت. 

7- هِراز گُنی herāzgoni


این بازی بیشتر مخصوص زنان و کودکان می باشد که در ایام نوروز و سیزده بدر و در موقعیتهای مناسب که بدست می آید به انجام این بازی اقدام می کنند. هِراز گُنی همان تاب بازی می باشد که با انداختن چِلَه (رِسِن) بر روی درخت به این بازی می پردازند. چِلَه čela ریسمانی سیاه و سفید می باشد که از موی بز بافته می شود و از استحکام زیادی برخوردار است بطوریکه اگر وزن زیادی روی آن قرار بگیرد پاره نمی شود. گاهی نیز مردان جوان و نوجوان به انجام این بازی مبادرت می ورزیدند. 



لیست موزه های استان لرستان 

ردیف
نام موزه
ادرس
تلفن
روزهای باز دید
1
موزه باستان شناسی استان
خرم آباد - خ امام (ره) - دوازده برجی - قلعه تاریخی فلک الافلاک
2204090-0661 2221895-0661
همه روزه به جز دوشنبه ها و ایام سوگواری
2
موزه مردم شناسی استان
خرم آباد - خ امام (ره) - دوازده برجی - قلعه تاریخی فلک الافلاک
2204090-0661 2221895-0661
همه روزه به جز دوشنبه ها و ایام سوگواری
3
موزه علوم طبیعی خرم آباد
خرم آباد - جنب آموزش و پرورش ناحیه یک
2206704-0661
روزهای جمعه تعطیل است
4
موزه تاریخی بروجرد
بروجرد - خیابان صفا - کوچه هلال احمر
2614088-0662
روزهای جمعه تعطیل است
5
موزه مردم شناسی الیگودرز
انتهای بلوار شرقی - کوچه شقایق
2225458-0664
همه روزه به جز دوشنبه ها و ایام سوگواری
6
موزه مردم شناسی نورآباد نور آباد - بلوار شهید بهشتی - خ میراث فرهنگی
نور آباد - بلوار شهید بهشتی - خ میراث فرهنگی
7231148-0663
همه روزه به جز دوشنبه ها و ایام سوگواری
7
موزه مردم شناسی کوهدشت
میدان فرمانداری - خیابان 15 خرداد
6241014-0663
همه روزه به جز دوشنبه ها و ایام سوگواری

 

   
 
انتشــ ـــارات قبــــ ــــلـی

فرهنگ لرستان 

تاریخ لرستان آثار باستانی لرستان 

زیبایی ها و جاذبه های شهر خرم آباد(+عکس 

رادیو اینترنتی لرسو :: ۱۳٩٠/۶/۱۳ 

 
نویسنده: - ۱۳٩٠/٦/٢٦
 

 


لرستــــان ســــــایت

 

 
 

" تاریخ لرستان آثار باستانی لرستان "
قدیمی‌ترین شواهد نمادگرایی ایران در لرستان شناسایی شد



باستان‌شناسان ایرانی و بلژیکی با کشف دو قطعه صدف در میان چند قطعه شی متعلق به انسان‌های اولیه در غار یافته لرستان، از شناسایی قدیمی‌ترین شواهد سمبل‌گرایی در ایران خبر دادند. «فریدون بیگلری»، سرپرست ایرانی هیات مشترک ایران و بلژیک، گفت: «در کاوش‌های انجام گرفته به نمونه‌هایی از گل اخرا (گل قرمز رنگ)، دو قطعه صدف و دو قطعه دندان گوزن که دارای سوراخ هستند و به عنوان آویز مورد استفاده قرار می‌گرفته‌اند، برخورد کردیم.» او گفت: «این اشیا متعلق به انسان‌های اوریناسی است و حدود 30 هزار سال قدمت دارند.» فرهنگ اوریناسی مربوط به شکارچیان اولیه است که در دوران پارینه‌سنگی جدید (40 هزار تا 18 هزار سال پیش) می‌زیسته‌اند. این انسان‌ها، اولین انسان‌هایی هستند که ابزارسازی پیشرفته و تیغه‌سازی را شروع می‌کنند. تاکنون در مناطق خاورمیانه، افغانستان و اروپا شواهدی از سکونت این انسان‌ها به دست آمده است. «مارسل ات»، سرپرست بلژیکی تیم مشترک نیز گفت: «این اشیا از نخستین نشانه‌های سمبل‌گرایی در دوره پارینه سنگی جدید( 40 تا 18 هزار سال پیش) در جهان محسوب می‌شوند که همزمان با نمونه‌های به دست آمده از اروپا و مناطق دیگر خاورمیانه، است .» باستان‌شناسان هم اکنون در حال انجام مطالعات گسترده روی اشیا به دست آمده از جمله این دو صدف هستند. به گفته بیگلری بررسی‌های اولیه نشان می‌دهد که این اشیا از صدف‌هایی متعلق به آب شور هستند و از مناطق دیگر به لرستان آورده شده‌اند. باستان‌شناسان علاوه بر کشف این اشیا در بررسی‌های خود حدود پنج هزار قطعه ابزار سنگی را هم کشف کرده‌اند. این ابزارها شامل سنگ‌های مادر، تیغه و تراشه و دارای دو تا هفت سانتیمتر طول است. در غار یافته حدود 3 متر لایه‌های باستانی وجود دارد که در این فصل کاوش باستان‌شناسان تنها حدود یک متر از لا‌یه‌های پارینه سنگی سطح این لایه‌ها را مورد بررسی قرار داده‌اند. کارشناسان احتمال می‌دهند با برداشت لایه‌های بیشتر از سطح این غار به آثار قدیمی‌تری برخورد کنند. پیش از این هم در کاوش‌های گروه آمریکایی دانشگاه ییل که به سرپرستی فرانک هول در این غار انجام شده بود. آثاری از سکونت انسان‌های اوریناسی (پارینه سنگی جدید) به دست آمده بود. باستان‌شناسان آمریکایی با توجه به برداشت آخرین لایه‌های باستانی غار به آثاری با قدمت بین 40 هزار تا 20 هزار سال پیش برخورد کرده بودند. در کاوش‌های مشترک تیم ایران و بلژیک کارشناسان توانسته‌اند قطعات زیادی زغال را هم کشف کنند. به گفته بیگلری قرار است با مطالعات آزمایشگاهی روی این زغال‌ها علاوه بر سال‌یابی این محوطه نوع پوشش گیاهی این منطقه مشخص شود. کاوش‌های غار یافته از اواسط اردیبهشت ماه آغاز شد و پنج باستان‌شناس و متخصص از دانشگاه لیژ بلژیک و پنج باستان‌شناس از سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور حضور خواهند داشت. باستان‌شناسان در این فصل از کاوش از طریق کاوش دقیق و شناورسازی رسوبات تمامی بقایای باستان‌شناختی از جمله قطعات بسیار کوچک استخوان، سنگ و غیره را هم جمع‌آوری و مورد مطالعات و بررسی دقیق قرار دهند. غار یافته که در نزدیکی شهر خرم‌آباد جای گرفته است. یکی از غارهای باستانی است که با وجود کاوش آن در سال‌های 1967 تاکنون اطلاعات زیادی از یافته‌های آن منتشر نشده است.



آثار باستانی لرستان


دی.‌ان.‌ای اسکلت درون تابوت مفرغی لرستان استخراج می‌شود 


کشف حدود 5 هزار ابزار سنگی انسان‌های اوریناسی در لرستان 


قدیمی‌ترین شواهد نمادگرایی ایران در لرستان شناسایی شد 


زنگار از تیغ های 3 هزار ساله لرستان زدوده شد 


گیل گمش، بر مفرغ‌های لرستان ماندگار شد 


مطالعه نقش‌کنده‌های هومیان لرستان توسط کارشناسان بلژیکی و ایرانی 


تابوت مفرغی با چشم بند و دهن بند طلا در لرستان کشف شد 


شاخص ترین آینه های باستانی از گورهای لرستان به دست آمده اند 


باندهای قاچاق لرستان، مجهزترین ها هستند 


چند قطعه از مفرغ های لرستان در موزه زوریخ نگهداری می شود 



لرستان در عهد باستان 


باستان‌شناسان ایران و بلژیک در جستجوی انسان 40 هزار ساله اوریناسی 


۲۵۰۰سال پیش ایرانیان بزرگ ترین راه جهان را ساختند



مفرغهای لرستان در موزه ملی ایران 


خرم آباد پیش از تاریخ 


لرستان در عهد باستان

کاسیان 



موقعیت جغرافیایی لرستان


لرستان، ایرانی در مقیاس کوچک 
لرستان نه تنها مهد یادگارهای تاریخی و باستانی ایران بلکه نمایش کاملی از جغرافیای بدون کویر ایران است


جاذبه های گردشگری : زیباییهای سرزمین باستانی لرستان منحصر به یادگارهای تاریخی نیست .طبیعت لرستان نمونه کاملی از جغرافیای بدون کویر در ایران است.



استان لرستان سرزمینی زیبا با آب و هوای دلپذیر و محصور درکوه‌های مرتفع و صعب‌العبور است که درسلسله جبال زاگرس میانی واقع شده است. این استان از شمال به استانهای مرکزی و همدان، از شرق به استان اصفهان، از جنوب شرقی به چهار محال وبختیاری، از جنوب به استان خوزستان و از غرب به استان کرمانشاه و ایلام محدود است. از تمام جاده های ارتباطی این استانها می توان به لرستان سرزمین چشمه‌های کوهستانی رسید. وضعیت مناسب اقلیمی و آب و هوایی استان وضعیت مطلوبی جهت رشد و توسعه بخشهای مختلف گردشگری را فراهم کرده است . وجود آثار متعدد باستانی که تاییدی بر سابقه درخشان فرهنگی این منطقه است، همراه با جاذبه‌های فراوان طبیعی از ویژگیهای ممتاز لرستان است . تاریخ کهن این سرزمین و یادمان‌های بجای مانده از آن مانند قلعه‌ها، پل‌ها، سنگ‌نوشته‌ها، غارهای مسکونی پیش از تاریخ و غارهای منقوش همگی جزء بهترین جاذبه‌های توریستی این استان به شمار می‌روند. استان لرستان دارای اقلیم‌های مختلف و متنوع است، به طوریکه شمال آن با آب‌وهوای سرد شروع و جنوب آن به اقلیم گرم ختم می‌شود . تنوع وسیع آب‌و‌هوایی در استان شرایطی به وجود آورده که در بسیاری از متون از آن به عنوان شمایی از کشور پهناور ایران اسلامی منهای مناطق کویری یاد کرده‌اند . لرستان مجموعه‌ای از تنوع آب‌و‌هوایی ، گیاهی و جانوری کل ایران است.به دلیل وسعت کم این استان می توان با محور قرار دادن خرم‌آباد در سفرهای یک روزه از تمامی جاذبه‌های تاریخی و طبیعی لرستان دیدن کرد. لرستان برای طبیعت‌گردان نیز یک مقصد رویایی به شمار می رود.اشترانکوه با 4050 متر ارتفاع ،دریاچه های دوقلوی گهر ،دامنه‌های پرگیاه زاگرس و جنگل‌های متراکم بلوط توانایی آن را دارند که برای روزها گردشگران داخلی و خارجی را در خود سرگرم کنند. کل، قوچ ، میش ،گوزن، گرگ، خرس قهوه‌ای،کفتار، سیاهگوش، انواع جوندگان و پرندگان شکاری مانند هما و عقاب طلایی نیز گونه‌های جانوری منطقه را تشکیل می‌دهند که دیدن آنها برای هر گردشگری می‌تواند جذاب و رویایی باشد. خرم‌آباد، بروجرد، الیگودرز، دورود، ازنا، کوهدشت، دلفان، سلسله و پلدختر بزرگترین شهرستان‌های لرستان هستند که در تمامی آنها حداقل امکانات موردنیاز طیبعت‌گردان یافت می شود.باتوجه به ترکیب جمعیت عشایری، روستایی و شهری در استان و متناسب با نوع فعالیت آنها صنایع‌دستی نیز متفاوت و متمایز است.اکثر دست‌ساخته‌ها و بافته‌های عشایری و روستایی استان سیاه‌چادر، قالی، گلیم، چیت، جاجیم‌بافی و رنگرزی و صنایع دستی شهری استان خراطی، ورشوسازی، نمدبافی،‌ قالی‌بافی و گلیم‌بافی است، که عمده سوغاتی های لرستان را تشکیل می‌دهند.عسل لرستان که از نظر مرغوبیت و ارزش غذایی سطح بالایی دارد یکی دیگر از محصولات سوغاتی لرستان به شمار میرود که بیشتر گردشگران به هنگام بازگشت مقداری از آن را به همراه دارند. قلعه فلک الافلاک، مناره آجری، سنگ‌نوشته‌های متعدد، گرداب سنگی، پل شکسته، موزه فلک الافلاک، مقبره زیدبن‌علی، دریاچه کیو، آبشارنوژیان، آبشار سه‌گانه گریت و بقعه شجاع‌الدین خورشید از مهمترین جاذبه‌های خرم‌آباد هستند که نشان از قدمت بالای تاریخی این استان دارند. بقعه شاهزاده احمد، مقبره باباطاهر، سراب چنگایی ،جاذبه های کوه‌دشت، چشمه گوگردی گراب، چشمه گوگردی خوشاب و چشمه سیاب از دیگر جاذبه‌های لرستان هستند که حداقل ارزش یک بار دیدن را دارند.



موقعیت جغرافیائی لرستان



استان لرستان درغرب ایران –ن ۶۴ درجه و۱۵ تا ۰۵ درجه و ۳ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینو یچ و ۲۳ درجه و ۷۳ دقیقه تا ۴۳ درجه و ۲۲ دقیقه و وسعت آن حدود ٩۵۵۸۲ کیلومتر مربع است . این استان، از شمال به استان های مرکزی و همدان ،ازجنوب به استان خوزستان، از شرق به استان اصفهان و از غرب به استان های کرمانشاه وایلام محدود است. اشترانکوه با ۰۵۰۴ متر ارتفاع بلندترین نقطه استان لرستان است.پست ترین نقطه آن در جنوبی ترین ناحیه استان واقع شده و حدود ۰۰۵ متر از سطح دریای آزاد ارتفاع دارد بر اساس آخرین تقسیمات کشوری در سال ۵۷۳۱،استان لرستان، دارای ٩ شهرستان،۰۱ شهر، ۰۲ بخش، ۱۸ دهستان و ۲۴۸۲ آبادی دارای سکنه بوده ومرکز آن شهر خرم آباد است.

شهرستان های استان عبارت اند از:خرم آباد ، بروجرد،الیگودرز ،دورود ،ازنا ،کوهدشت ،دلفان، سلسله و پلدختر.


نژاد، زبان، دین و مذهب، پوشش 
ترانه‌های لری فارس 

مراسم نوروز در لرستان 

زبان لری 

مختصری در مورد تک بیتهای هجایی لری 

نژاد، زبان، دین و مذهب، پوشش






لرستان در عهد بعد از اسلام 
 

سایه مرگ بر سر سماورهای لرستان 

لرستان در عهد بعد از اسلام 


تفرجگاه های طبیعی 
تفرجگاه تخت شاه 
دره تخت شاه (کهمان )در ۶ کیلو متری شمال دهستان قلعه مظفری شهرستان سلسله در دامنه قله چهل نابالغان واقع شده که در دره های بسیار زیبا وبا طراوت است .چشمه های بسیار پر آب و سرد ، درختان کهنسال گردو و برخی درختان جنگلی دیگری ، منظره زیبایی در این دره بوجود آورده اند ،در میان چشمه وزیر درختان گردو و آثار و بقایای تار تخت گاهی وجود دارد که گویا یکی از حکام قاجاریه آن را ساخته اند و شاید وجه تسمیه آن یعنی ((تخت شاه )) به این دلیل باشد . 
تفرجگاه شوی 
این دره در حاشیه شرقی رودخانه سزار در غرب کوه سالن با وجود آبشار شوی که زیباترین آبشار خاور میانه لقب گرفته و غار تاریخی ،زیارتگاه محلی ، قله و دیگر آثار تاریخی و همچنین روستای تاریخی مناظر و چشم اندازهای بس زیبای خلق کرده که می تواند کانون مهم برای جلب گردشگران ایرانی و خارجی به شمار آید . 
تفرجگاه مخمل کوه (تنگه شبیخون) 
در شمال شهر خرم آباد دره زیبای (مخمل کوه )مشهور به تنگه شبیخون که به علت پوشش و فراوانی گل و سنگ به این نام مشهور شده است ، قرار دارد که گردشگاهی دلنشین است . از طریق این تنگه ، شاه راهی دشت سرسبز و زیبای ((الشتر )) و(( دلفان )) را به مرکز استان متصل می کند . 
تفرجگاه بابا عباس 
دره مشهور ((بابا عباس )) در فاصله ۸ کیلو متری جنوب غربی شهر خرم آباد به سوی کوهدشت و در میان دو کوه ، واقع شده است . کوه شمالی این دره ، سفید کوه نام دارد . در ابتدای دره و در سینه کش ((سفید کوه ))دخمه ای در کوه کنده اند و در اطراف آن ، چند ستون و یک چهار دیواری به وجود آورده اند . گفته می شود این بنا ، پرستشگاه آیین (مهری )یا میترائیسم بوده است . راهی که گذرگاه کوهستانی به دره و دخمه می رسد ، ((دختر راه ))نام دارد . همچنین ، راهی دیگر نیز به آن منتهی می شود که ((داباره )) نامیده می شود . 
دره حوض موسی 
در نزدیکیهای شرق شهر خرم آباد ، دره ای بن بست گونه وجود دارد که به ((حوض موسی ))معروف است . این نام ، از حوض و سنگ نوشته ای به همین نام گرفته شده است . روی سطح صخره ای دره، حوضی کنده شده است که در زمستان پر آب می شود . در قسمت شمالی آن به فاصله سه متر ، کتیبه ای دیگر کنده شده که طول و عرض آن 32 *42 سانتی متر و نوشته های آن در پنج سطر است و این کتیبه ، به عهد سلطنت ناصر الدین شاه قاجار مربوط است . این محل در گذشته یکی از گردشگاههای مردم خرم آباد بود . در جنوب این دره ،گورستان ((جی ))یا ((کلیمیان )) خرم آباد واقع شده است . 
تفرجگاه نوژیان 
این تفرجگاه در جنوب شرقی خرم آباد به فاصله تقریبا ۰۴ کیلو متری بر بالای کوه تاف قرار دارد و از انواع گیاهان دارویی و جنگلی پوشیده شده است . در این محل آبشار زیبایی نیز جاری است که به زیبایی طبیعی منطقه غنای بیشتری بخشیده است . راه دسترسی به تفرجگاه مناسب است و قسمتی از آن نیز آسفالت میباشد. 
تفرجگاه شهنشاه (گوشه ) 
در جنوب خرم آباد ،یک دره مصفا وجود دارد که از باغهای انار وانگور پوشیده شده و به دره گوشه یا شهنشهاه معروف است . بقعه شجاع الدین خورشید ،نخستین اتابک(( لر کوچک )) نیز در این محل قرار دارد و به همین علت نیز ((شهنشاه)) نامیده می شود . این گردشگاه در حدود ۰۲ کیلو متر ی خرم آباد قرار دارد و بر سینه کوه ((هشتاد پهلو )) قرار گرفته است و چشم اندازههای وسیع دشت ((کره گاه)) و ((دره خرم آباد )) و پیچ و خم های رودخانه و دامنه های ((سفید کوه )) و ((کوه یافته)) جلوه های زیبای شگفت آوری به آن بخشیده اند. 
تفرجگاه تنگه چمشک 
یکی دیگر از تفرجگاه های زیبای استان است که انبوهی از آثار تاریخی را نیز در خود جای داده است . این تفرجگاه جنگلی در جنوب شهر پل دختر واقع شده و راه دسترسی آن بسیار خوب است . دژ کهن چمشک که از آثار او ایل دوره صفوی است ، در این محل قرار دارد . علاوه بر تفرجگاه های یاد شده ، در پیرامون الشتر ،بروجرد و الیگودرز نیز محیط های بسیار مناسب و مطلوبی جهت گذران اوقات فراغت و تفرج فراهم شده که زیبایی های آن ها نیز مردم و مسافران را با سر سبزی و زیبایی لرستان آشنا تر می سازد .




دریاچه گهر 

 - 


--- 


در دامنه اشترانکوه ، دریاچه های دائمی و شیرین ((گهر بالا)) و((گهر پایین )) گسترده شده اند . این دریاچه از ذوب برف های اشترانکوه و انباشت آب آن در پشت سد یا آب بندی که از ریزش کوه پدید آمده است . فراوانی نسبی آب های ورودی به این دریاچه باعث می شود ، سر ریز آب آن به دریاچه پایینی (بزرگ ) بریزد . طول دریاچه اصلی گهر را ۵/۱ کیلومتر و عرض متوسط آن را ۶۰۰ متر برآورد کرده اند . حداکثر عمق دریاچه ۲۸ متر و مساحت آن در حدود ۱۰۰ هکتار است . دریاچه گهر مانند آبگیری است که از چشمه ها ، آبشارها و سراب های اشترانکوه پر شده و آب آن در تابستان و زمستان ثابت است . بیش تر سطح دریاچه گهر در زمستان یخ می بندد .
انواع بوته ها ، درختان تنومند بید ، گیاهان و گلهای زیبای پیرامونی ، اطراف دریاچه را به صورت یک پارک طبیعی شگفت انگیز در آورده است . زیبایی خیره کننده و چشم اندازهای بدیع دریاچه سبب شده است هر ساله ، با وجود سختی راه ، انبوهی از مردم لرستان ، استانهای اطراف و دیگر نقاط کشور ، با پای پیاده یا سواره به دیدن دریاچه و زیبایی های آن بروند و چند روزی از اوقات فراغت خود را در آنجا سپری کنند . 

 

   
 
 
نویسنده: - ۱۳٩٠/٦/٢٤

  زیبایی ها و جاذبه های شهر خرم آباد(+عکس)

 

 

زیبایی ها و جاذبه های شهر خرم آباد(+عکس)

خُرَم‌آباد مرکز شهرستان خرم‌آباد و نیز مرکز استان لرستان است.خرم‌آباد را در گویش لری خُورمُووه (Xormuve) تلفظ می‌کنند.

به گزارش تکناز دات ای آر شهر در ارتفاع ۱۱۴۷/۸ متری از سطح دریا و در میان دره‌های زاگرس قرار دارد. فاصله خرم‌آباد تا تهران ۴۹۰ کیلومتر و تا اهواز ۳۹۰ کیلومتر است. خرم‌آباد بر سر شاهراه تهران-خوزستان قرار گرفته و دارای اهمیت ارتباطی و راهبردی است.

 

خرم آباد مرکز لرستان باستانی در دره ای باصفا و بر ساحل رودخانه خرم آباد قرار دارد. به زعم بسیاری از محققان زمانی شهر مهم ایلامی خایدالو (هیدالو) برجای آن قرار داشته است. ظاهرا شهر قدیمی شاپورخواست (سابرخواست) در دوره ساسانی و قرون نخستین هجری دارای مسجد جامع و بازارها و ساختمانهای بسیاری بوده و بافاصله کمی در ساحل چپ رودخانه جای داده شده بوده است. هنوز بقایایی از دیوارهای بزرگ و پهن که از سنگ و ملاط به سبک دوره ساسانی است  از محاذی شهر کنونی تا روستای تیر بازار دیده میشود. چنین به نظر میرسد که در اواخر قرن ششم هجری شجاع الدین خورشید موسس خاندان اتابکان لر کوچک شهر کنونی را اساس قرار داده و توسعه بخشیده؛ احتمالا در حمله مغول ویران شده است. حمدالله مستوفی در سال 740 ه. ق. مینویسد: "خرم آباد  شهری نیک بوده، اکنون خراب است."

این نخستین بار است که از خرم آباد بدین نام یاد شده است. در اواخر دوره صفوی خرم آباد مقر حکومتی والی لرستان فیلی بوده و به نوشته تاریخ حزین از آبادانی برخوردار، ولی متاسفانه بر اثر هجوم سپاه عثمانی به ویرانی گرایید. در دوران قاجار خرم آباد نسبتا توسعه یافت و قلعه گلستان ارم از قلاع معروف خرم آباد به دستور محمد حسین میرزای دولتشاه مرمت شد.

بارون دوبد یکی از ماموران روسیه تزاری که در سال 1845 از خرم آباد دیدار کرد، آن شهر را دارای بارو 4 مسجد، 8گرمابه و 1محله یهودی نشین توصیف میکند.

دیدنی های خرم آباد

 

 

دریاچه کیو

 

دریاچه کیو خرم آباد یکی از منحصر به فردترین و زیباترین دریاچه های استان لرستان است که در شمال غربی شهرستان خرم آباد و در کنار پارک کیو قرار دارد.

زیبایی ها و جاذبه های شهر خرم آباد(+عکس)

زیبایی ها و جاذبه های شهر خرم آباد(+عکس)

زیبایی ها و جاذبه های شهر خرم آباد(+عکس)

آبشار نوژیان

آبشار نوژیان در 51 کیلومتری جنوب شرقی خرم آباد و در بخش پاپی واقع شده است. این آبشار با ارتفاع 95 کیلومتر ،یکی از بلند ترین آبشارهای کشور است.

زیبایی ها و جاذبه های شهر خرم آباد(+عکس)

زیبایی ها و جاذبه های شهر خرم آباد(+عکس)

فَلَک‌الافلاک

فَلَک‌الافلاک یا دژٍ شاپورخواست.   فلک‌الافلاک با نام قلعه دوازده برجی هم شناخته می‌شود. قلعه فلک‌الافلاک بر فراز تپه‌ای مشرف به شهر خرم‌آباد و در نزدیکی رودخانه خرم‌آباد قرار گرفته و چشم‌گیرترین اثر تاریخی و گردشگری درون شهر خرم‌آباد است.این بنا مربوط به دورهٔ ساسانیان است و به شماره ۸۸۳ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.

زیبایی ها و جاذبه های شهر خرم آباد(+عکس)

زیبایی ها و جاذبه های شهر خرم آباد(+عکس)


بازار میرزا سید رضا
این بازار در سال ۱۳۰۱ هـ. ق. به همت میرزا سید رضا در خرم‌آباد ساخته شده است. میرزا سید رضا مقام نائب حکومتی داشته است. این بازار ۲۴ دهنه دکان و شامل ۱۶ دهنه دکان و محوطه و صحن بارانداز ۲۴ دهنه دکان است. بازار مرکز خرید و فروش طلا در شهر خرم‌آباد است.

زیبایی ها و جاذبه های شهر خرم آباد(+عکس)

تگ های مطلب:

 

 

منبع خبر

 

نویسنده: - ۱۳٩٠/٦/٢٤
بچه های خرم اباد

 

منبع خبر
نویسنده: - ۱۳٩٠/٦/٢۳
 
لـــــــرستـــــانخـــــرم ابــــــاد

 

 

 

 
 

 

 
 شــرکــت مـــاشـــین ســــازی لـــــــرســـتان

مروری بر تاریخچه این شرکت و ظرفیت و پرو ژ های این سازمان و تقدیر نامه های پارس جنوبی و ارتباط با این شرکت 



























تصاویر پروژها



تصاویر پروژها



































تقدیر نامه ها



تقدیر نامه ها



تقدیر نامه ها



ارتباط






 

 
 
منبع خبر __کلیک


لرستان سایت
 
 
  Share  

 

نویسنده: - ۱۳٩٠/٦/۱٩
 

 


 لرستــــان ســــــایت 
 

 
 


ایل بختیاری 
ایل بختیاری، چارلز الکساندر گالت و دیگران، به ترجمه و کوشش: کاوه بیات و محمود طاهراحمدی انتشارت: پردیس دانش و شیرازه کتاب، چاپ اول 1388، 296 ص. در حالی که اکثر آثار مربوط به تاریخ معاصر ایل بختیاری به توصیف نقش مهم آن در نهضت مشروطیت ایران اختصاص دارد در این کتاب و در قالب دو گزارش ، از یک دورة بعدی سخن در میان است که در قیاس با مبحث پیشین، هنوز در مورد آن بررسی های جامعی صورت نگرفته است: یعنی سال های بعد از مشروطه که با شکل گیری نظام پهلوی و سیاست های آن در قبال عشایر، ایل بختیاری نیز همانند دیگر جوامع عشایری ایران اهمیت تعیین کنندة خود را در عرصهة سیاسی کشور از دست داد. این دو سند عبارتند از یک گزارش کلی از وضعیت ایل بختیاری در سال های مقارن با جنگ جهانی دوم به قلم کنسول بریتانیا در اصفهان و گزارش دیگر که در همان ایام به سفارش رکن دوم سپاه اصفهان در معرفی رجال و شخصیت های باقی مانده از ایل تهیه گردید. فهرست کتاب: مقدمه کتاب اول: ایل بختیاری/ سی. ای. گالت کتاب دوم: دفتر سجلاتی عشایر منطقة لشکر 9، اصفهان/ رکن دوم فهرست اعلام: اشخاص/ اماکن/ ایلات، طوایف و تیره ها



گشایش صفحه فرهنگ بختیاری 
سخن آغازین: 1. زمانه ی کنونی را عصر جهانی شدن می نامند. عصری که در َآن آداب زیستن ، قواعد عرفی و یا همان الگوهای زندگی، در حال شبیه شدن و به هم نزدیک شدن می باشند. البته بر سر این موضوع به فراخور، بحث های مختلفی صورت گرفته و می شود. اما آن چه را نمی شود از نظر دور داشت مظاهر چنین پدیده ای است که روز به روز بیشتر به ما رخ می نمایاند و گاهی از آن خرسند می شویم و گاهی طبع ما را می آزارد. در این بین نکته ی حائز اهمیت آن است که احتمال آن می رود، دولت- ملت هایی که فاقد توانایی رسانه ای مطلوب اند بیشتر در این فرایند پذیرنده و مغلوب باشند. چنین جوامعی خود دو دسته اند. یکی آن دسته که آن چنان غنای تمدنی که آن ها را به عنوان عضوی از فرایند مبادله بنمایاند ندارند و البته در این فرایند ناگزیر از تسلیم و پذیرندگی کورکورانه اند. و دو دیگر دسته ای که به سبب غنای تمدنی و فرهنگیِ بالقوه می توانند خود سهام دار چنین فرایندی بوده و کالاهایی قابل رقابت در این عرصه، عرضه نمایند، اما فاقد برنامه برای تبدیل بالقوه ی خود به بالفعل اند. 2. دستاوردهای شناختی - معرفتی بشر در عصر مدرنیته ی متأخر( و یا به روایتی پسامدرن) پرده از حقیقتی مهم بر داشت و آن این که مدرنیته ی نخستین سخت میل به همگون سازی همه ی جوامع طبق باوری که او از خود دارد، داشت. خردباوری و عقلانیتی که در این گفتمان شکل گرفت منجر به باوری از پیشرفت شد که در مانیفست نوسازی و دگرگونی خود به نوعی پروژه ی غربی کردن جهان را توصیه می کرد. مدرنیته در نگاه مستشرقین رسالت غرب بود برای سامان دادن به جوامعی که غرب آن را دیگریِ خود می-نامید و به آن عنوان جهان های دوم ، سوم و یا جنوب را می داد. انسان باید باور می کرد برای به زیستن بایست همان تفاسیر و تعابیر انسان غربی و خرد او را به کار گیرد. اما اندیشه ی پسامدرن به نقد این رویکرد نشست. و با تلاش های معرفتی خود و تحت تأثیر مطالعات زبانی به این نتیجه رسید که برای ارائه ی الگو جهت پیشرفت جوامع، خود شرایط محلی تعیین کننده و محل توجه است. و در اصل این خودِ بوم و ویژگی های بومی- محلی است که تعیین کننده ی بایدها و نبایدهای یک جامعه است. پسامدرن ها میل به همگون سازی مدرنیته را نوعی ترور امکان های دیگر زیستن نامیدند و این که ما الگویی از زیستن را بر دیگری ترجیح دهیم را نوعی خودکامگی نامیدند. در گفتمان جدید ما اجازه ی وضع معیارهای کلی و قطعی و بر مبنای آن ارزش گذاری بر همگان را نداریم. 3. شاید برای به زیستن در زمانه ی کنونی به عنوان تمدنی برخوردار از غنای فراوان و سرشار از ویژگی های کاربردی فرهنگی که قابلیت به روزرسانی نیز دارند موظفیم در بازار مبادله ی جهانی برای سهیم شدن و تأثیر گذار بودن، بالقوه های خود را مدیریت و شناسایی کنیم. حال که گفتمان های معرفتی به اثبات این امر نائل آمده اند که پذیرش بی چون و چرای الگوهای وارداتی ممکن است چندگانگی فرهنگی، بدون انطباق با شرایط بومی را پیش آورد و بر مبنای آن بستری برای بحران هویت فراهم آید، لازم است بیش از پیش به شناخت عناصر انسان شناختی، فرهنگی و هویتی خود بپردازیم. ادامه



بررسی و شناخت ترانه‌هایِ کودکانه‌ی بختیاری 
اشعار و ترانه‌های عامیانه از جمله بخش‌های مهم فرهنگِ مردم - فولکلور(Folklore)- است که همواره مورد توجه مردم بوده‌اند و هستند؛ زیرا این ترانه‌ها، دل سروده‌ی ناب مردم در طی گذشت روزگاران است که به مناسبت‌های گوناگون سروده شده و نسل به نسل و سینه به سینه به صورت شفاهی به امروز رسیده است. در واقع می‌توان گفت که این اشعار و ترانه‌ها بازتابی از چگونگی زندگی و رویدادهای آن، خلق و خوی، روحیات و خواسته‌ها و آرزوهای مردم در طول زندگی پرفراز و نشیب‌شان بوده و هست، بنابراین با بررسی و شناخت اشعار و ترانه‌های اقوام مختلفِ کشور می‌توان با گوشه‌ای از توانمندی‌ها و جلوه‌های هنر مردم در به وجود آوردن این نوع از ادبیات عامیانه به خوبی آشنا شد. بختیاری‌ها از جمله اقوام ایرانی هستند که خود از پیشینه‌ی کهنِ تاریخی و فرهنگی ریشه‌داری برخوردارند و با نگاهی به تاریخ، فرهنگ و ادبیات مکتوب و شفاهی گسترده آن‌ها می‌توان به خوبی از این واقعیت آگاه شد. با توجه به گستردگی حوزه‌ی فرهنگِ عامه‌ی بختیاری، اشعار و ترانه‌های آهنگین مردمی در نزد آنان همواره از جایگاه ویژه ‌و ممتازی برخوردار بوده است و گذشت زمان نتوانسته سبب فراموشی کلی این دل سروده‌ها و نغمه‌ها شود؛ چرا که این ترانه‌ها از درون زندگی مردم بختیاری جوشیده و با تاریخ، ادبیات و فرهنگ آن‌ها پیوندی ناگسستنی دارد. با توجه به اهمیت ترانه‌های عامه در فرهنگِ مردم، در این نوشتار سعی بر آن است که به طور اختصاصی اشعار و ترانه‌های کودکانه‌ی بختیاری مورد بررسی قرار داده شود. کلید واژه‌ها: بختیاری، فرهنگِ مردم(فولکلور)، ترانه و شعر، کودک. مقدمه: فرهنگِ مردم - فولکلور(Folklore)- یکی از نخستین جلوه‌های زندگی بشری است که نه آفرینندگانش نامی از خود به جا گذاشته‌اند و نه تاریخی روشن دارد. این فرهنگ گاهی آن چنان دور می‌رود که هزاران سال را پشت سر می‌گذارد و گاه دیر سالی آن به سده‌ای هم نمی‌رسد. در واقع این فرهنگ، بازتابِ گسترده‌ای از زندگی مادی و معنوی انسان است و به همین دلیل یکی از ارزشمندترین نهادها برای بررسی گذشته و شناخت روش‌های زندگی به شمار می‌رود و می‌توان عواطف و باورها و به طور کلی روح زندگی گذشتگان را از طریق آن بازشناخت؛ فرهنگی که ساخته توده مردم است و در حقیقت بازتابِ روشنی از اندیشه‌ها و سنت‌های آنان است که گذشته را به امروز پیوند می‌دهد (1). از آنجایی که فرهنگِ مردم، بخش مهم و جدایی‌ناپذیری از قلمرو و گستره‌ی فرهنگ هر قوم و ملتی به شمار می‌رود، عنایت به جلوه‌های گوناگون و متنوعِ آن در شرایط مدرن امروزی که سنت‌های دیرین گذشته روز به روز کمرنگ و یا رو به فراموشی قرار می‌گیرند، بسیار حایز اهمیت است. یکی از جلوه‌های اصلی فرهنگِ مردم، ترانه‌ها هستند؛ ترانه‌هایی که از دل‌انگیزترین و پراحساس‌ترین گونه‌های ادبیات عامیانه به شمار رفته و با بیان زیباترین و دل‌نوازترین عواطف انسانی و به میان کشیدن بهترین مضامین زندگی، انعکاسی از روحیات و احساس توده مردم‌اند (2). به همین دلیل مردم همواره به آنها علاقه داشته و دارند. صادق هدایت در این‌باره نوشته است که: «ترانه‌های عامیانه و آوازها و افسانه‌ها نماینده روح هنری ملت می‌باشند و در ضمن سرچشمه الهامات بشر و مادر ادبیات و هنرهای زیبا محسوب می‌شود ...»(3) از همین روی، بررسی و تحلیل گونه‌های مختلف ترانه‌های عامیانه در فرهنگ مردم اقوام مختلف کشورمان، برای شناخت روحیات و افکار، نوع اندیشه و نگرش آنان به زندگی و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند، بسیار اهمیت دارد. بنابر اهمیت این نوع از ادبیات عامه، در این نوشتار ضمن شناخت انواع و اقسام اشعار و ترانه‌های مردمی بختیاری و نوع به معرفی گونه‌های مختلف ترانه‌های کودکانه‌ی بختیاری و مضامین و محتوای‌شان پرداخته خواهد شد. تقسیم‌بندی موضوعی اشعار و ترانه‌های بختیاری: ادامه



شاهنامه و مردم بختیاری 
اردیبهشت ماه زیبایی ها و نو شدن های طبیعت است. اردی بهشت از واژه های «اَرت» و « هیشت» به معنای بهترین راستی است. ایرانیان در این ایام با پوشش سفید در باغ ها و گلستان ها به پرستش اهورامزدا(الله) می پرداختند.در بین امشاسپندان( جاودانان مقدس)، نیز اردی بهشت نگاه بان «آتش» است. آتش بهترین و پاک ترین جلوه ی راستی و زیبایی است و نماد پاکی است.خداوند زشت کاران را به آتش می سوزاند و آنچه به غلط گروهی می پندارند؛ هیچگاه ایرانیان آتش پرست نبوده و نیستند؛ این نیز جفایی بود که بیگانگان از سر خشم و غضب به نیاگان ما نسبت دادند. حکیم توس می گوید: نگویید کاتش پرستان بُدند پرستنده ی پاک یزدان بُدند اردیبهشت با روزفرخنده ی نکوداشتِ شیخ اجلّ سعدی بزرگ آغاز می شود و بزرگ داشت شخصیت های فرهنگی وچهره هایی چون شیخ بهایی، شیخ صدوق، شیخ کلینی، حکیم عمر خیام و بزرگ مرد حمسه ی ایران نیز در این ماه در گاهشمار ملی ما قرار دارد. بیست و پنجم اردیبهشت ماه یادمان مردی است که با دانایی و توانایی بی نظیر خود، ایران و ایرانی را در جهان پایدار و جاودان ساخت. حکیم منصور یا حسن(؟؟؟) ابوالقاسم فردوسی توسی( فرزند علی یا اسحاق بن شرف شاه) در روستای باژ ناحیه ی طابران(تابران) توس در خراسان بزرگ به دنیا آمد. اگرچه نام و آوازه ی این شاعر ، بلند و عالم گیر است ولی اطلاعات ما از او بسیار کم است. گویا بین سال های 325 تا 329 ه.ق. زاده شد. وی مسلمان و شیعه ی دوازده امامی است . ظاهرا هنگامی که آدم الشعرا رودکی سمرقندی، پدر شعر فارسی، درگذشت وی به دنیا آمد، این عنایت خداست که زمین هیچگاه از مردان خدا خالی نخواهد بود. وی در عهد شاهان فرهنگ دوست و هنرپرور سامانی زندگی کرده و دوران غزنویان را نیز درک نمود. سی و پنج تا چهل سالگی به نظم شاهنامه پرداخت. همانگونه که خود می فرماید:( بسی رنج بردم در این سال سی/ عجم زنده کردم بدین پارسی) قریب به سی سال( یا سی و پنج سال) از عمر پر برکت خود را صرف مطالعه، نسخه یابی، مصاحبه ، تحقیق میدانی و سرایش این اثر سترگ و بی بدیل نمود. محققان و شاهنامه پژوهان معتقدند که ایشان یک بار اثر خود را در سال 384 اتمام نمود ولی بر اساس دقت علمی و تعهد بی مانند کاری، بازنگری و اصلاح آن را نیز خود انجام داد و نسخه ای نهایی را در سال 400 هجری منتشر کرد. حکیم توس با بی مهری های فراوان معاصرانش به ویژه حکومت متعصب و قدرنشناس محمود غزنوی، در فقر مالی و حتی تعقیب و گریز جان سپرد. قشری های متعصب آن زمان هم اجازه ندادند پیکر او در قبرستان عمومی مسلمانان دفن شود، لذا به تدبیر دختر فرهیخته و ادیبش در مِلک شخصی خود ( مکان فعلی آرامگاه او) به خاک سپرده شد. قضاوت ها و ارایه نظر در باره ی آن مرد بزرگ اگر از سر آگاهی و انصاف نباشد، خیانتی آشکار به فرهنگ ایران زمین و ادب متعالی ماست. برخی معتقدند حتی فردوسی به سبب روح بلند ایرانی ، ادب و اخلاق ناب خود، نه تنها مدح و ستایش محمود بیگانه را نگفت که هجونامه ای که به او منتسب نموده اند؛ از وی نیست. این مرد ایرانی تبار روح سرافراز و جهانی اندیش خود را به زر و سیم نیازمند ندانست چون او مال و ثروت فراوان پدر و شخصی خود را برای تهیّه ی کتاب ها و انجام دادن سفرها و مطالعات میدانی و کتابخانه ای هزینه کرد. بی شک راویان و گویندگانی بودند که داستان های حماسی و اسطوره های ایرانی را از بر می دانستند؛ فردوسی با این افراد سال ها هم نشینی نمود، کتاب های زیادی را خواند و با کمک همسر فرهنگ دوست و دانشمند خود، که زبان پهلوی را می دانست این متن ها را دسته بندی کرد و این شاهکار بی مانند عمر بشری را خلق کرد. ادامه



بهمن علاءالدین ،موسیقی و فولکلوربختیاری 
فولکلورfolklore وفرهنگ عامیانه ی مردم بختیاری زبان یکی از گنجینه های فرهنگی ایران زمین است که ریشه در تاریخ وادبیات این ملت بزرگ دارد. هنر، موسیقی، ادبیات وآفریده های خلقی این قوم ایرانی تبار به همت شاعران، هنرمندان، خوانندگان (خونده گر xondegar ) ، ادیبان وموسیقی شناسان این مرز وبوم حفظ شده ونسل به نسل به ما رسیده است. از این میان شاعر، ادیب، موسیقی دان وخواننده ی شهیر بختیاری، شادروان بهمن علاءالدین ( 1385- 1319 ه. خ. ) نقش به سزا وپرتاثیری براحیا وماندگاری فرهنگ بختیاری دارد. دراین مقاله به آثار وتاثیر این اسطوره ی آواز وموسیقی در عصرحاضر اشاره شده است. کلید واژه ها: بهمن علاءالدین، مسعودبختیاری، بختیاری، فولکلور، موسیقی، فرهنگ عامیانه ، مقدمه: « بختیاری» یکی از اقوام شناس نامه دار وشناخته شده ی ایرانی است ،که درتاریخ سیاسی – اجتماعی ، فرهنگ وهنرایران زمین از گذشته تا کنون نقش آفرینی نموده است . مردم بختیاری به داشتن فرهنگ ( culture ) ، ادبیات ( literature ) و فولکلور (folklore ) باشکوه وغنی خود افتخار می کنند. این گنجینه ی ارزنده ریشه درتاریخ چندین هزارساله ی ایران زمین دارد . زندگی با تمام مظاهر آن چون تولد ، غم، شادی، وصل، هجران، مرگ ، و... ازکودکی تا سال خوردگی حرف های ماندگاری دارد که به زبان دل ، نسل به نسل منتقل گردیده تا به معاصران رسیده است .زندگی عشایری وکوچگری دردل کوه های بلند و« خداآفرین» وعبوراز جنگل های بلوط(balit ) ودشت های شیمبار وایل راه های « تاراز» و«منار » و... از این مردم سخت کوش ، انسان هایی با لطافت حریر وسرسختی پولاد آفریده است. درهنروادبیات سرشاراز ذوق وزیبایی ودرنبرد وحماسه استوار وچون زردکوه باشکوه وپابرجای. هنروادبیاتشان ریشه در دین واخلاق وزندگی عاشقانه ی مردان وزنان کوهستان دارد. موسیقی آنها تنها صدای ساز ودهل نیست ، طنین کوچ وزندگی ، شادی وسرافرازی وپویایی وحرکت است. این موسیقی به سبب محتوای پرمایه وهماهنگ با دل سروده های ماندگارش چونان گنجی خانوادگی ومیراثی پربها بردوش تاریخ به ما رسیده است ، مانیز چون اسلاف هنرمند وپرافتخارخود آن را به نسل های آینده خواهیم سپرد.این رسالت بزرگ فرهنگی به عهده ی تمام افراد قوم، ایل وطایفه است. کودکی که امروز لالایی می شنود وبه خاطر می سپارد تا نوجوانی که در کنار مادر خود «کارآوا » ها( ترانه های کار) را می شنود وزمزمه می کند تاپیران وسال خوردگانی که تجربه ی ایام را در پس گیسوان سفید چون قلل برف گرفته ی زاگرس حفظ کرده اند در این تعهد ایلی نقش دارند.مردمانی که با نغمه های شورانگیز خویش خاطره های گذشته را درمخمل سبز ولطیف کلام به جان ودل شنوندگان می نشانند.گاهی می خندند وزمانی اشک گرمشان گونه هایشان را خیس می کند .زمانی با غرور ملی خود « حماسه » ( epic) می سرایند و زمانی «بیت های»عاشقانه ی« بلال » را باخود زمزمه می کنند. گاهی از دل کوهستان اشعار« صیادی» و« سرکُهی » شکارچیان ایل را هم راه نی لبک چوپانان عاشق ایل که نوای محزون« شیرعلی مردون » راسرمی دهند، می شنویم. برزیگران شیفته ی بختیاری درهجران ایل وتبار خود « باوه رو » و« برزگری » می خوانند. بختیاری ها را باید به این فرهنگ وپشتوانه ی این ادبیات شورآفرین شناخت. بهمن علاءالدین ، زندگی تامرگ! شاید بتوان به جرات گفت که کمتر بختیاری زبان وحتی غیر بختیاری زبانی را می توان دید که ذوق موسیقایی داشته باشد ولی با آثار ماندگار وصدای جاودانه ی «بهمن علاءالدین » آشنا نباشد.بهمن علاءالدین فرزند میرزا محمدکریم از تیره ی زیلایی طایفه ی بهداروند است که در 20/7/1319 ه.خ. در منقطقه ی عشایری مسجدسلیمان به دنیا آمد. وی در لالی ومسجدسلیمان دوران تحصیل خود را گذرانده، در 1341 ه.خ. با گرفتن دیپلم به عنوان سپاهی دانش در ایذه وباغ ملک به خدمت شریف معلمی مشغول گردید. علاءالدین که معلمی فداکاروهنرمند بود ، با ادب واخلاق مثال زدنی خویش دربین مردم جایگاه بلندی یافت. وی که اهمیت وارزش موسیقی وفولکلور ایلی خویش را بخوبی می دانست برای حفظ وتوسعه ی آن از سال 1350 ه.خ. با رادیو همکاری خود را آغاز نمود و درکنار هم تباران ودوستان فرهیخته وهنرمند خویش کارهای مانایی را به جامعه ی فرهنگ مدار بختیاری تقدیم کرد وخیلی زود جای خود را در عرصه ی شعر وموسیقی به دست آورد. اگرچه کارهایی چون « دهدرلچک ریالی » ، « تنگ بلور» و «سنگ وشیشه » از آثاربومی ومحلی او پیش از انقلاب اسلامی هستند وکارهایی نیز به زبان فارسی دارد ، عمر هنری ودوران اوج این هنرمند مردمی به دهه ی شصت وتولید آثار بختیاری برمی گردد.بهمن علاءالدین ( مسعود بختیاری) در مجموعه هایی چون : «مال کنون » (1365)، « هی جار» (1370)، «تاراز » (1372) ، «برافتو » (1374)، « آستاره » (1382) ، «بهیگ» و «دنگ وفنگ» اوج هنرنمایی خویش را برای ماندگاری واسطوره شدن نشان داد. وی سال های پایانی عمرگرانبار خود را با اجرای چند کنسرت باشکوه درمناطق بختیاری نشین گذراند(1) و سپس خبرناگواروتلخ کوچ همیشگی او در12/8/1385 که بخش های وسیعی از کشور را درسوگ این مرد بزرگ نشاند وایلی را ماتم زده کرد، آن گاه پیکردردمندش در خاک «کرج» دور از زادگاهش درجوار رحمت ایزدی آرام گرفت (2). دردنیای هنری این فرهیخته ی نامدار نمی توان از نقش وآثارعزیزانی چون:سیروس احمدی فر، منصورقنادپور، بهمن فردوسی، جمشید احمدی ، عبدالعلی خسروی( قاید بختیاری)، عطاجنگوک، علی حافظی ودیگران غافل بود. علاءالدین وفولکلوربختیاری:



مراسم بزرگداشت محمد بهمن بیگی (1299-1389) معلم بزرگ عشایر 
در آستانه روز معلم، مقارن ظهر روز شنبه 11 اردیبهشت 1389، معلم بزرگ ایل دیده از جهان فرو بست و جامعه شریف ایلات ایران، هزاران دانش آموخته مکتب یگانه تعلیمات عشایری و همه دوستداران خود را در سوگ فرو برد. مراسم بزرگداشت و یادبود این معلم فرزانه و دلسوز در آستانه روز معلم، مقارن ظهر روز شنبه 11 اردیبهشت 1389، معلم بزرگ ایل دیده از جهان فرو بست و جامعه شریف ایلات ایران، هزاران دانش آموخته مکتب یگانه تعلیمات عشایری و همه دوستداران خود را در سوگ فرو برد. مراسم بزرگداشت و یادبود این معلم فرزانه و دلسوز، روز دوشنبه 10 خرداد ماه 1389 از ساعت 18 تا 21 در تالار وحدت واقع در خیابان حافظ بلوار استاد شهریارز برگزار می شود. خضور ارزشمند یاران، دوستداران، دلسوختگان فرهنگ و ادب و آموزش و پرورش را در این مراسم گرامی می داریم. درباره درگذشت مرحوم بهمن بیگی در انسان شناسی و فرهنگ: http://www.anthropology.ir/node/5009



نقد نسخه های انگلیسی و فارسی: قصه های ناگفتۀ فیلم «علف» 
داستان های شگفت و ناگفته علف( دفتری هنوز گشوده) کتا ب Grass , untold stories حاصل 6 سال تحقیق بهمن مقصود لو دربارۀ بافت تاریخی و زمینه های فیلم چراگاه یا علف است .یعنی عنایت بر همان نقصانی که کارل هایدر نویسندۀ کتاب فیلم مردمنگاری ،در بارۀ علف بر می شمارد وآن را نمونۀ کلاسیکِ بی توجهی به بافت اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی(ص76) و فرهنگی (ص25) می داند . علف در سال 1303توسط کوپر ،شودزاک و مارگرت هریسون در بین طایفه بابا احمدی از ایل بختیاری ضبط( ساخته) شد . کتاب با قطع وزیری در 350 صفحه توسط انتشارات مزدای کالیفرنیا در سال 2009 انتشار یافت و من نخستین نقد داخل ایران را بر این کتاب نوشتم که تحت عنوان "قصه های ناگفته فیلم علف" قابل دسترس است . در این فاصله ترجمه کتاب توسط خود نویسنده به پایان رسید و در بهمن سال 1389 توسط انتشارات هرمس با قطع رقعی در تهران منتشر شد . تغییراتی که در نسخه فارسی بوجود آمده ، نشان می دهد کار پژوهش ادامه داشته است . همین امر ، جستجوی دوباره ای را ضروری ساخت که بخشی از این دوباره نگری به مقایسه انتقادی درک اولیه ام از مفاهیم کتاب نسبت به نسخه فارسی هم معطوف است . بهمن مقصودلو در مقدمه ترجمه به بخشی از تغییرات متن فارسی اشاره کره و نوشته است : برای خواندن مطلب کامل در زیر کلیک کنید: پرونده ی «محمد تهامی نژاد» در انسان شناسی و فرهنگ http://www.anthropology.ir/node/9139



کارون از دیدگاه گردشگران خارجی 
رود کارون یکی از طولانی‌‌ترین و پرآب‌ترین رودخانه‌های ایران می‌باشد که بخشی از آن (در استان خوزستان) قابل کشتی‌رانی است. زردکوه بختیاری سرچشمه‌ی شاخه‌ی اصلی کارون به شمار می‌رود و این رود پس از طی نمودن مناطق پر پیچ و خمِ کوهستانیِ چهارمحال و بختیاری به دشت خوزستان وارد می‌شود و در ادامه مسیر خود در نهایت، از طریق اروندرود به خلیج فارس روانه می‌شود. نکته‌ی قابل توجه درباره‌ی رود کارون این است که این رود همواره در طول حیاتِ تاریخی خود مورد توجه بوده و هست و تمدن‌های بزرگ، شهرها و آثار تاریخی مهمی در حوضه‌ی آن پدید آمده است که همین امر اهمیت آن را دو چندان ساخته است. بر همین اساس، کارون به دلیل اهمیت اقتصادی و تاریخی‌اش نیز مورد توجه گردشگران و سیاحان خارجی که برای انجام مأموریت‌های مختلف به خوزستان، لرستان، اصفهان و چهار محال و بختیاری(خاک بختیاری) سفر کرده‌اند، قرار گرفته و در نوشته‌های آنان این امر به خوبی انعکاس یافته است. با توجه به اهمیت سفرنامه‌ها برای معرفی هر چه بیشتر ایران از جنبه‌های گوناگون در کنار سایر منابع تاریخی، در این تحقیق نیز به بازتاب کارون از دید سیاحان خارجی در سفرنامه‌ها و سایر نوشته‌های تاریخی آنان در دو قرن اخیر پرداخته خواهد شد و به طور کلی این پرسش‌ها پاسخ داده می‌شود که: کارون از چه جنبه‌هایی برای سیاحان خارجی اهمیت داشته است؟ بر اساس نوشته‌ها و گزارش‌های سیاحان چه تصمیمات مؤثری برای رود کارون و حوزه‌ی آن در نظر گرفته شد؟ کلید‌واژه‌ها: رودکارون، سیاحان خارجی، خوزستان، بختیاری، سفرنامه. مقدمه: کارون از جمله رودهای بزرگ و پر آب کشور است که از شاخه‌های اصلی و فرعی زیادی از چندین استان منطقه‌ی جنوب غربی زاگرس سر چشمه می‌گیرد و پس از طی مسیری طولانی در مناطق کوهستانی زاگرس و دشت خوزستان، سرانجام در ادامه‌ی راه خود به خلیج فارس می‌پیوندد. این رود بزرگ در طی مسیر طولانیِ خود، همواره حیاتی نو به حوزه‌ی پیرامونی خود بخشیده و بیشترین تأثیر را در رشد اقتصادی و شکوفایی این مناطق از جنبه‌های گوناگون داشته و دارد. بدون اغراق شاید بتوان گفت: همچنان که «مصر هدیه‌ی رود نیل» در طول حیات تاریخی و تمدنی خود بوده، دشت خوزستان و حوزه‌های تمدنی کهن آن نیز در طول تاریخ هدیه‌ای سخاوتمندانه از رود همیشه خروشان کارون بوده و هست. به همین دلیل لازم است تحقیقات بیشتری درباره‌ی اهمیت کارون برای خاک زرخیز خوزستان و همچنین اهمیت تاریخی و تمدنی آن از گذشته تا کنون صورت گیرد. با توجه به اهمیت رود کارون از جنبه‌های گوناگون، برخی از سیاحان و گردشگران خارجی نیز که به مناطق حوزه‌ی کارون سفر کرده‌اند، در سفرنامه‌ها و گزارش‌های خود - در کنار سایر مطالب‌شان به نوعی به شرح و توصیف کارون و اهمیت آن – از جمله قابلیت کشتی‌رانی بودن بخشی از آن- پرداخته‌اند. با توجه به اهمیت این موضوع، این تحقیق با نگاهی نو سعی در بازتاب دیدگاه و نگرش سیاحان خارجی به کارون را دارد. بر این اساس، پیش از آن که به توصیفِ دیدگاهِ سیاحانی که به نوعی از حوزه رود کارون بازدید کردند و یا بر اساس مستندات و نوشته‌های آنان، دیگر مورخان که مطالب سودمندی در این زمینه ارائه داده‌اند، پرداخته شود، در ابتدا مطالبی درباره‌ی رود کارون- از جمله آشنایی با شاخه‌های اصلی و فرعی آن در استان چهار محال و بختیاری - شناختی کلی به دست خواهیم آورد تا با این معیار بتوان از توصیف‌ سیاحان خارجی درباره‌ی کارون و صحت و سقم مطالب‌شان را در این زمینه بهتر دریافت. در ادامه‌ به شرح مطالب سیاحان خارجی درباره‌ی کارون پرداخته خواهد شد. در اینجا لازم به ذکر است که در انجام مراحل تحقیق سفرنامه‌های زیادی که در طی چند قرن گذشته نوشته شده و در دسترس بوده – از جمله سفرنامه ابن بطوطه به خوزستان و چهارمحال بختیاری عنوان قدیمی‌ترین آن‌ها در زمان اتابکان لر بزرگ- مورد بررسی قرار گرفته است که بیشتر این سفرنامه‌ها به دیگر جنبه‌های فرهنگی و تاریخی این مناطق پرداخته‌اند و کمتر اشاره‌ای به رود کارون و یا حوزه‌ی تاریخی آن پرداخته‌اند، با این وجود بر اساس نوشته‌های سایر منابع و سفرنامه‌های خارجی مرتبط با موضوع تحقیق سعی شده است به توصیف کارون از دیدگاه آنان در دو قرن گذشته پرداخته شود. کارون از سرچشمه تا خلیج فارس: بخش بزرگی از خاک استان چهار محال و بختیاری منشأ و سرچشمه‌‌ی اصلی و شاخه‌های فرعی کارون را تشکیل می‌دهد و از مرکز تا جنوب و غرب منطقه را در بر می‌گیرد که در ذیل برای شناخت بیشتر درباره خط سیر و مسیرهای پر پیچ و خم کارون از سرچشمه‌ها تا رسیدن به خلیج فارس پرداخته می‌شود. شاخه‌های اصلی کارون عبارت‌اند از:1- آب‌های کوهرنگ و بازُفت در غرب و شمال غربی استان.2- آب‌های کیار و «ونک» در شرق و شمال شرقی استان 3- رودهای «ماربره» و «خِرسان» در جنوب شرقی و شرق چهارمحال و بختیاری. 4- آب «مُنج» که به کارون میانی می‌ریزد. ادامه



بختیاری(دایره المعارف بزرگ اسلامی) 
بَخْتیاری‌، از گروههای‌ ایلى‌ کوچنده‌ و لُر زبان‌ جنوب‌ غربى‌ ایران‌ که‌ اکنون‌ بخش‌ بزرگى‌ از خانوارهای‌ آن‌ در نقاط ییلاقى‌ و قشلاقى‌ یکجانشین‌ شده‌اند. براساس‌ آمار 1377ش‌ جمعیت‌ کوچندة ایل‌ 174 ،183 نفر برابر با 492 ،7خانوار بوده‌ است‌ ( سرشماری‌1377، 15).



بختیاریها و فتح قندهار 
بختیارى‏ها که از قدیمى‏ترین اقوام ساکن در کوهستان‏هاى غربى ایران محسوب مى‏شوند، در طى قرنها زندگى سخت و پرمشقت در دامنه‏هاى زاگرس، به علت پیوستگى طبیعى با محیط کوهستانى ضمن برخوردارى از نوعى استقلال و آزادگى، داراى روحیه جنگجویى و سلحشورى نیز شده‏اند. این جماعت پیوسته یکى از ارکان مهم نیروى نظامى کشور محسوب مى‏شده‏اند. در این مورد آمده است: «شهرت جنگجویى بختیاریان، به تبع آزادگى طبیعى فرزندان بى‏پیرایه کوهسار، همواره وجود داشته و بخصوص در ارتش‏هاى ایرانى مأمور مبارزه در مناطق مرتفع نقش اساسى بر عهده آنها قرار مى‏گرفته است.» (شعبانى،1356، ص274)...



تبارشناسی و تاریخ بختیاری 
تبارشناسی و تاریخ بختیاری بختیاران کیستند؟ آیا می توان با اتکاء به گفته ها و نقل مورخان یونان و روم و در غیاب فرهنگ کتابت که بلیه ای بزرگ برای تاریخ ایران است ردپایی در دوران باستان از این قوم یافت؟ آیا آنان ساکنان اولیه کوهستان زاگرس بودند و یا جزئی از اقوام آریائی کوچنده به این سرزمین؟ نسبتشان با ایلامی ها و پارسیان چیست؟ بر پژوهشگران کوشنده و علاقمند به شناخت بختیاری ها لازم است با نگرشی تازه و بدون پیشداوری و یا گرته برداری از اقوال مسشرقین در لابلای تاریخ مکتوب و یافتن رگه هایی از فرهنگ و فولکلور و آداب و سنن این قوم و اقوام همجوار و هم تبار و هم زبان، یعنی شاخه های دیگر قوم بزرگ لر و کردها، برگ هایی مستند و مدلل در زمینه شناخت بختیاری ها به گنجینه فرهنگ ایران و اقوام ایرانی بیفزایند. تاریخ پس از اسلام خصوصا دوران صفویه به بعد که این قوم نقش پررنگی در حاکمیت سیاسی ایران ایفا نموده اند و بویژه انقلاب مشروطه که دگرگونی ساختاری در جامعه ایران و به تبع آن بختیاری ها به وجود آورد، زمینه های بکر و ناگشوده ای است که همت پژوهشگران را می طلبد و امید داریم که علاقمندان به حوزه فرهنگ و تمدن ما را از دانش خود بی نصیب نگذارند. جامعه شناسی بختیاری ها بنا بر یکی از نظریه های مورد اجماع نسبی هسته اصلی جماعت کوچ رو بختیاری بر پایه «مال» بنا شده است که شامل چندین سیاه چادر متشکل از برادران و عموزادگان می باشد و در مراحل بعدی این ساختار بصورت عمودی مال؛ اولاد؛ تش (هم آتش)؛ تیره؛ طایفه؛ باب و ایل از گذشته تا کنون رواج داشته است. با توجه به خصیصه پدرسالاری در نزد این قوم و الزام به حفظ نام هفت پشت پدری و عدم وجود نسب نامه یا تذکره خانوادگی، می توان یقن حاصل کرد که عموما ساختار «تش» که مشتمل بر چند اولاد همخون و وابسته به هم است، نسبت خویشاوندی بر پایه نیای مشترک را مسجل می دارد اما فراتر از آن «تیره» که شامل چند «تش» می باشد، این استناد به وابستگی خونی یا «نیای مشترک» مبهم می گردد. گمان بر این است که وابستگی تیره ها و طایفه ها و ساختارهای بعدی عمدتا برپایه همجواری و هم پیمانی در جنگ و صلح [خین و چو(خون و چوب)] و یا مالیات دهی استوار است و تقسیم کلی این قوم به دو ایل «چهارلنگ» و «هفت لنگ» نیز آنچنان که از قول پیشینیان آمده بر پایه مالیات دهی استوار بوده است و نه وابستگی خونی و نیای مشترک. چنانکه من باب مثال باب «دینارانی» از ایل هفت لنگ بر مبنای اتحاد طوایفی است که منشأهای گوناگون داشته و بواسطه محل سکونتشان در کوه دیناران، بدین نام خوانده می شوند. در خصوص بختیاری های یکجانشین که عمدتا در دو سده اخیر و به مرور به علل مختلف از کوچ نشینی دست کشیده اند، هیچ پژوهش مستندی صورت نگرفته و باید دانست که این ساختار لزوما در مورد آنان صدق نکرده و ساکنین یک روستای بختیاری نشین بیشتر متشکل از چند فامیل است که به گمان همان ویژگی اولاد نزد کوچ روان را داشته باشد و فراتر از آن خود را وابسته به جماعت دیگری نمی دانند. بررسی کارکرد و نقش هر جمعیت از ساختار عمودی نزد کوچ روان می تواند زمینه مناسبی به لحاظ مردم شناسی فراهم آورد، همچنان که بررسی جماعت روستانشین و تفاوت و مشخصه و ویژگی هر یک به هنگام رویدادهای مختلف کوچ نزد کوچ روان و کشاورزی نزد یکجانشینان، علاقه و جهد محققین را می طلبد. ادامه



گبه، پارادایم هنر قومی ایل بختیاری 
گبه از زیباترین دستبافته‌های بختیاری‌ست که در خود قابلیتهای بسیاری از جمله سادگی و سهولت بافت و نیز از حیث زیبائی و ارزشهای تصویری منطبق با سلیقه‌های انسان شهرنشین امروزی که در فضای داخلی معماری خود هنوز جائی برای گبه از زیباترین دستبافته‌های بختیاری‌ست که در خود قابلیتهای بسیاری از جمله سادگی و سهولت بافت و نیز از حیث زیبائی و ارزشهای تصویری منطبق با سلیقه‌های انسان شهرنشین امروزی که در فضای داخلی معماری خود هنوز جائی برایدستبافته‌های گستراندنی محفوظ داشته است، استعدادهای چندانی برای عرضه دارد. این دستبافته شاخص چه خود به عنوان شناسه‌ای معتبر در تبیین ارزشهای تصویری «هنرقومی» بختیاری و چه به عنوان زمینه‌ای مستعد جهت بروز و نمایش مؤلفه‌های زیبائی‌شناسانه هنر ایل بختیاری حائز اهمیت بسزائی‌ست. گبه الگوی ممتاز «هنرقومی» بختیاری‌ست. هنری که در آن هر دستگاه تولیدی و هر محصولی به یک محمل جهت ظهور «واقعیت تصویری» ممتاز تبدیل می‌گردد که البته در کلیت خویش دارای وحدتی مثال‌زدنی است. پژوهش اخیر به شیوة توصیفی-تحلیلی به بررسی ارزشهای بصری گبة بختیاری منطبق با معیارهای «هنرقومی» می‌پردازد. نیز سعی دارد با تحلیل معیارهای زیبائی این «دستبافته» با رویکردی تطبیق‌گونه با برخی تعاریف هنری گذشته و معاصرتر و نیز بررسی و معلوم ساختن ارزشهای سنتی «گبه» (به عنوان الگوی شاخص دستبافته‌های بختیاری) از حیث زیبائی و بصری، راه تعمیم دهی آن به تبیین مؤلفه‌های ارزشی و زیبائی‌شناسی «هنر قومی» بختیاری نیز هموار گردد. مقدمه‌ای بر شناخت بختیاری تبار‌شناسی ایل «بختیاری» در مصاحف تاریخ سرگردان و گویی به ضرورت پنهان مانده است. در افواه تاریخی و همچنین گمانه‌زنی‌های باستانی مناطقی که اینک مسکن بختیاری هاست، دیر‌زمانی مأوای تمدن‌ها و خاستگاه مردمانی بود که به نقل از «پلینی» وقایع‌نگار یونانی و همچنین «دیودوروس سیکولوس» و «ژوستین»، از سوئی راه بر اسکندر می‌بسته و از سوئی دیگر حشمت و شوکت عیلام و بابل را دستخوش تهدید و مخاطره می‌کرده است. کشف مقادیر کثیری از انواع دست‌ساخته‌های بشر پارینه‌سنگی و نوسنگی که هر روزه نیز اخبار جدیدی از آن شنیده می‌شود، بهترین گواه بر قدمت این سرزمین و دیار بوده و لذا به یمن بازوان برافراشته‌ی زاگرسِ نگهبان و بخشنده، «ایل بختیاری» نه هیچگاه که کمتر در معرض تحریف و تهدید نژادی بوده است. فرهنگ کوچ‌نشینی همیشه و همه حال آفت استنساخ و مضبوط داشتن وجوه تمدن و تاریخ نوشتاری هر قومی‌ست، بر قسمی که وجوه تمدنی از قبیل معماری و رونق بناسازی که خود برترین و ماندگارترین مستندات تاریخی هر قوم است، در آن بکلی منسوخ و ناممکن است. آنچه با تأسف می‌توان از آن به عنوان تنها عامل عدم حضور مقتدرانه‌ی این قوم و نژاد در بازی تاریخ نام برد، عدم وجود همین شهر و شهر سازی و تمدن یکجانشینی‌ست که بدان واسطه بسیاری از دیگر شئون و مراتب فرهنگی عقیم مانده است. اما به یمن بسیاری رفتارها و رسوم ایلیاتی خرده‌نشانه‌های قدمت و اصالت ایل بختیاری در دیگر شئونات فرهنگی‌اش از جمله: صنایع دستی، ادبیات عامیانه و اسطوره‌هایی که کهولت، اندک اندک آنان را به احتضار نشانده، دیده می‌شود. سخن گفتن از «نژاد» و تبار بختیاری و همچنین بر شمردن نشانه‌های قدمت و تحلیل معیارهای معتبر مردم‌شناسی قوم لر، خاصه ایل بختیاری از حوصله‌ی این مقال خارج بوده اما خواهیم دید که با تحلیل و بررسی گوشه‌ای از هنر والای دستبافته‌ها، خصوصاً گبه و تحلیلی کوتاه بر زیبائی‌شناسی آن، چگونه شوکت و جلال فرهنگ ایل بختیاری دیگر بار از زیر اتلال خاکستر تاریخ سر برمی‌آورد و در حکم مؤلفه‌ای ممتاز و متشخص وارثان و اخلاف ایل را یکبار دیگر مشحون از سترگی فرهنگ قومی خویش می‌گرداند. منطقه‌ی بختیاری در امتداد رشته کوههای زاگرس میانی در جنوب غربی نجد ایران واقع گردیده است. منطقه‌ی بختیاری از شمال به اصفهان و لرستان؛ از جنوب به کهگیلویه و بویر احمد و خوزستان؛ از شرق به استان کهگیلویه و بویر احمد و همچنین اصفهان و از غرب به لرستان و خوزستان محدود میشود. امروزه مناطق بختیاری‌نشین از مرکزیت واحدی بهره‌مند نبوده و بیشتر بختیاری‌ها در استان‌های چهارمحال و بختیاری؛ اصفهان؛ لرستان؛ کهگیلویه و بویر احمد و خوزستان پراکنده می‌باشند. همچنین در دیگرشهرهای کشور نیز بطور پراکنده حضور داشته و روزگار می‌گذرانند. « وسعت منطقه‌ی بختیاری را 39900 کیلومتر مربع برآورد کرده اند.1 » در کتاب معتبر و معروف «تاریخ بختیاری» نوشته‌ی«عبدالحسین لسان السطنه سپهر» که به نام « تاریخ بختیاری سردار اسعد » نیز شناخته می‌شود، در خصوص نژاد بختیاری، سخن این‌گونه آمده؛ که در این باب اختلاف نظر است. «بعضی نژاد ایشانرا به یونانیان رسانند، جمعی به دیالمه پیوند می‌دهند. بروایت اصح نسب خوانینشان به اتابکان لرستان می‌رسد. اما در اینکه اصل و نژاد ایشان ایرانی است محله‌ی اشتباه نباشد، زیرا که اخلاق و اطوار و اصالت و نجابت و زبان و لغات ایشان می‌نماید که ایشان ایرانی خالص می‌باشد2 » از آنجایی که بختیاری هیچگاه به کلی در تحت سیطره سلاطین و دولت وقت نبوده و عموماً از دستورات دولت مرکزی تمرد می‌جست، و نیز از سوئی دیگر در مقابل فرهنگهای بیگانه مقاومت کرده، با آن امتزاج نیافت؛ فرهنگ قومی و رسم ایلیاتی همیشه در بین ایشان پا بر جا بوده و زنده مانده است. این خصلت که به یمن آن حیات قومی و فرهنگ ایلیاتی را موجب گشته نقش تعیین کننده‌ای در هنر و محصولات هنری و در کل خصلت زیبائی شناسی هنر ایشان که در جغرافیای «هنر قومی» می‌گنجد، داشته است. لذا به جهت پرهیز از اطاله‌ی کلام به همین مختصر در خصوص بختیاری و منطقه‌ی ایشان اکتفا کرده و به سبب هموار داشتن زمینه جهت ورود به مبحث اصلی، برشمردن مقدمه‌ای در خصوص «هنرقومی» و ذکر برخی مؤلفه های آن در این مقال ضرورت می‌یابد. ادامه



قفل «چالشتر»؛ شیوه ساخت، زیبائی و آسیب‌شناسی 
قفل و قفل‌سازی از اهمیت ویژه و قابل‌توجهی از مقوله‌ی حفاظت و امنیت مال داشته و مورد توجه بسیاری از صنعتگران سنتی و معاصر بوده است. این هنر-صنعت نسبتاَ کهنسال از حیث نحوة ساخت و زیبائی‌های بصری جای بررسی و تحقیق بیشتری دارد تا در اثنای آن به وجوه هنری و صنعتگری گذشتگان وقوف یافته و بر حفظ و پاسداری از این میراث گرانقدر کمر همت بندیم. این پژوهش درصدد بررسی تاریخچه قفل و قفل سازی با تأکید بر یکی از قدیمی‌ترین و مطرح ترین مکانهای ساخت این ابزار حفاظتی، « چالشتر» می‌باشد که در این میان معیارهای خاص تکنیک، زیبایی و آسیب‌شناسی آن مورد بررسی قرار گرفته و نهایتاَ راهکارهائی جهت احیاء این هنر-صنعت کمتر شناخته شده و ارزشمند ارائه می‌گردد. واژگان کلیدی: قفل و قفل‌سازی، چالشتر، شیوه‌های ساخت، زیبائی، آسیب‌شناسی.



کوچ کوچ، تجربه نیم قرن زندگی در کهگلویه و بویراحمد 
طاهری،عطا ، 1388، کوچ کوچ، تجربه نیم قرن زندگی در کهگلویه و بویراحمد، تهران. انتشارات سخن.چاپ اول. خودسرگذشت نامه. 648 صفحه. مصور « برسر اینکه با کدامیک باید ارتباط برقرار کرد و کدام از بین برود، دو نظر ارائه گردید: طاهری،عطا ، 1388، کوچ کوچ، تجربه نیم قرن زندگی در کهگلویه و بویراحمد، تهران. انتشارات سخن.چاپ اول. خودسرگذشت نامه. 648 صفحه. مصور « برسر اینکه با کدامیک باید ارتباط برقرار کرد و کدام از بین برود، دو نظر ارائه گردید: نظامیان پیشنهاد کردند چون عبدالله خان، بعد از شهریور 1320 عامل کشتار و خلع صلاح نیروهای ارتش و ژاندارمی درجنوب بود، هرگاه حکومت و مملکت گرفتار رخداد مهمی بوده است جداسری کرده و شورشی را رهبری کرده است، باید از میان برداشته شود، زیرا در ایل او نفوذ و قدرت بیشتری دارد. بازیگران سیاسی بخصوص سلطانی، نماینده دائمی بهبهان و کهگلویه و بویر احمد در مجلس شورا و رئیس التجار موسوی و اشرف احمدی بهبهایی مشاورین عشایری شاه اصرار داشتند که درست آن است خسروخان بویراحمدی از بین برود. بر این نظر پای فشردند و دلیل ارائه گفتند:« خسرو چب گرا است. کمونسیت است. سیاستمداری است ماجراجو و هماره با سیاستمداران شهر و گرو ههای چپ مخالف رژیم شاهنشاهی در ارتباط می باشد. او می-تواند عشایر را به سوی مسائل سیاسی و پیوند با دسته های شورشگر بکشاند و برادر را در چنین راستایی سوق دهد» سلطانی آن پیشنهاد را در لعاب شیرین طنز و خوشمزگی در کام شاه فرو برد و گفت« آن اسب سرکش را می توان لگام زد و این شیطانک ساحر را نتوان در دام اطاعت افکند»(ص557). کوچ کوچ، یک خودسرگذشت نامه است که توسط فردی به نام عطا طاهری که در ایل خویش با نام کی عطا معروف بوده است و از طایفه تاس اَمَدی، تیره دشتَموری، ایل بویراحمد است، نگاشته شده است. کتاب ابتدا با مقدمه آقای ایرج افشار آغاز می گردد و اما کی عطا که متولد سال 1307 است،نگاشتن درباره ی سرگذشت را با تولد خویش آغاز می کند و اینکه در کودکی همراه مادرش به تهران مهاجرت می کنند و مدتی را در آنجا می مانده و به مدرسه می رود و بعد با بازگشت سران تبعیدی ایل، آنها نیز دوباره به ایل خویش مراجعه می نمایند، تا حوادث سالهای 1332 ادامه می دهد. کتاب دارای اطلاعات بسیاری در زمینه های تاریخی، جغرافیایی، زبان شناختی، انسان شناختی و... است و می توان از منظرهای مختلف آن را بررسی نمود، که در اینجا ما از منظری انسان-شناسانه به آن نگاهی می اندازیم. کتاب دارای نوعی نثر است و درجای جای آن می توان اشعار بسیاری از جمله اشعار شاهنامه و نیز همچنین اشعار فولکلور ایل بویراحمدی را مشاهده کرد که ثبت آنها بسیار ارزشمند است. نویسنده همچنین در بسیاری موارد، از واژه های لری استفاده کرده و واژه ی فارسی برابر آنها را در پاورقی ذکر نموده است برای مثال می توان به کلمات برابر قشلاق و ییلاق اشاره کرد: مال زیر= قشلاق،گرمسیر مال بالا=ییلاق،سردسیر در این کتاب می توان داستان اعدام سران عشایردر 1313 توسط رضاشاه را خواند و داستان غم انگیز خلع صلاح و تخته قاپو کردن عشایر را که بعد از آن دچار بیماری های جسمی و روحی و فقر می گردند، و اینکه چگونه همیشه عده ای مزدور از داخل ایل، به حکومت کمک کرده اند. «اسکان اجباری مردم ایل در نقاط سردسیر و گرمسیر انجام گرفت و بدون توجه به آب و هوا و شرایط زیست و مسائل اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی قرون متمادی، ناگهان و با شتاب و اجبار آنها را در چهاردیواری تنگ و تاریک و آلوده زندان کردند. در نتیجه، ایلی سلامتی جسم و نظاط روحی و دام و تولید خود را به سرعت از دست داد»(ص462). ماجرای اعدام سران عشایر از این قرار است که در سال 1309، رضاشاه سپاهی را جهت سرکوب ایل بویراحمد، با سرکردگی سردار اسعد گسیل می دارد اما این سپاه شکست می خورد. بعد از این شکست، رضاشاه با حقه سران ایل را به تهران می کشد و در سال 1313 آنها و نیز سردار اسعد را اعدام می کند. در راستای از بین بردن عشایر، یکی دیگر از کارهای رضاشاه تغییر نام مکان ها بود، مثلا بنابر اشارات عطا طاهری مکانی به نام بازرنگ به قوام آباد و مزدک به حبیب آباد تغییرنام داده شدند. از نقاط قوت این کتاب، آن است که برخلاف دیگر کتبی که درباره ی عشایر نوشته شده اند و در آنها تنها می توان اطلاعات جمعیت شناختی، جغرافیایی، اقتصادی و ...عشایر را یافت، در این کتاب می توان زندگی روزمره مردم ایل را بطور زنده تجسم کرد، به عبارتی وی در قالب بازگویی سرگذشت خویش، مطالب بسیاری را درباره زندگی ایلی بیان می کند خصوصا زندگی روزمره. برای نمونه در کتاب از داستان وابستگی زنی به شَلَنگیز(نوعی خورجین خوش رنگ وبافت گل پود) که پَشتا(جهیزیه)ی وی بوده و از گم شدنش بسیار غمگین می شود و بعد اعدام شدن فردی تنها به دلیل دزدیدن یک میش، ویا داستان شیروهَره، و یا نخستین بار رفتن کی عطا به سینما و فرارش از آنجا به این ظن که تصاویر برروی پرده واقعی هستند، ویا مورد تمسخر قرار دادن لُر در تهران را خواند. دانش بومی از جمله درمان بیماری گَری، دعا و طلسم و کاربرد سنگ ها برای طلسم، نحوه طهارت کردن، نام محلی بیماری ها ( برای نمونه توگَپ= حصبه)، وضعیت زنان، جمع کردن ماهی و چوب به هنگام باریدن باران، از دیگر مواردی است که می توان در صفحات این کتاب شاهدشان بود. از نکات قابل توجه در زندگی مردم ایل که آقای طاهری به رشته تحریر دراورده است، حضور ابیات شاهنامه در جای جای زندگی این مردم است. بطوریکه می-بینیم در هنگام جنگ، شادی، اندرز دادن و گاه صرفا از روی تفنن چه زنان و چه مردان به تناسب موقعیت ابیاتی از شاهنامه را از بر می خوانند. یکی دیگر از اتفاقات بارز که در این کتاب به آن پرداخته می-شود، داستان جنگ های مربوط به ایل بویراحمد است.از جمله داستان جنگ سمیرم که در سال 1322 میان دولت و عشایر (با همکاری ایل بویراحمد و قشقایی) درگرفته بود را می توان با جزئیات خواند. یکی از خاطره های جالب نویسنده، برخورد وی با آلمانی ها است که در نتیجه ی آن زبان آلمانی می آموزد. در اینجا یکی از مکالمات آقای طاهری را با آلمانی ها ذکر می کنیم: ادامه



پژوهشی پیرامون نمد و نمد مالی چهارمحال و بختیاری 
هنر- صنعت نمدمالی از کهن‌ترین میراث صنایع دستی ایران خاصه استان چهارمحال و بختیاری می‌باشد که قدیمی‌ترین نشانه‌های هنرورزی و صناعتگری کهن‌اقوام ایرانی را می‌توان در آن پی‌جوئی کرد. پالوده‌ترین، بدیهه‌ترین و در عین حال پویا‌ترین نگاره‌ها و نقوش دستبافته‌های اقوام ایرانی خصوصا ساکنین زاگرس میانی را می‌توان در این جنگ‌های منقوش ردیابی کرد. پژوهش اخیر به شیوه توصیفی-تحلیلی و روش عمدتا میدانی سعی بر آن دارد از سوئی به جهت حفظ و احیاء این دستمایه هنری کهن‌سال، شیوه برساختن و نیز زیبائی‌های تصویری نمد و ذوق هنرمندان نمدمال استان چهارمحال و بختیاری را به بوته نقد و بررسی بکشاند و از سوئی دیگر با شناساندن ظرفیت‌ها و قابلیت‌های این هنر_صنعت ایرانی راه‌های احیاء و بازتولید آن در زندگی و حیات امروزی را مهیا کرده و به جهت ممانعت از انقراض آن «کارکردی» جدید برای آن پیشنهاد کند. واژگان کلیدی: نمد و نمدمالی، چهارمحال و بختیاری، روش تولید، نقش و رنگ، قابلیتها، کارکرد. مقدمه هنر- صنعت نمد مالی یکی از قدیمی ترین دستاوردهای بشر ساکن نجد ایران می‌باشد. کشف برخی از محصولات نمدی از جمله زیرانداز، پوشش و عرق گیرهای حیواناتی چون اسب و استر در گوردخمه های باستانی در فلات ایران، بصورت مستند، عمر این هنر- صنعت را به حدود هزارة اول ق.م می‌رساند و همچنین پوشش و کلاه ملتزمان پارسی و مهمانان مادی که در نقش برجسته های تخت جمشید در ردیفی که ملازمان و مهمانان را بر دیوار بارعام به قصد شرف‌یابی به محضر پادشاه نمایش می‌دهد، از قدیمی‌ترین مستندات تصویری موجود این نوع دست بافته می‌باشد (تصویر شماره 1). براساس سهولت مراحل و مراتب ساخت محصولات نمدی (برحسب شناختی که ما از نحوه تولید این هنر- صنعت داریم) همچنین فراهم نمودن مواد و ابزار مورد نیاز برای تولید این محصول بدست انسانهای دامدار و بیابانگردی که فلات ایران را در می‌نوردیدند، می‌توان با اتکاء به حدس و گمان قدمت این هنر- صنعت را به گذشته‌های بسی دورتر از دوران تاریخی ایران زمین نسبت داد. با توجه به خاصیت گرمایی و نیز مطلوبیت آن به عنوان عایق رطوبتی می‌توان حدس زد این محصول بدست مردمی ساخته شده که خطر سرما و رطوبت بیشتر از کسان دیگر حیاتشان را تهدید می‌کرده است. لذا محدوده مناطق کوهستانی و دامنه های سلسله جبال البرز و زاگرس و دیگر مناطق سردسیر فلات ایران به احتمال قوی مراکز عمده تولید این محصول می‌باشند. همچنین محتمل می‌نماید قشر دامدار به لحاظ سهولت در فراهم نمودن مواد اولیه آن بیشتر به ساخت این دستبافته اهتمام ورزیده باشند. نمد و نمدمالی همسوی با کهن‌ترین صنایع بشری تابع یک فرم و قاعده دیرین دو‌وجهی‌ست. وجه نخست مبتنی بر نیاز و خلق ابزاری جهت فائق آمدن بر نیازمندیهاست که از این حیث، آثار، ارزش مادی دارند. وجه دوم معطوف به حس هنرنمایی و بهره‌مند گشتن از زیبائی‌ست، لذا از این باب، آثار، ارزش معنوی بیشتری داشته و بشر مطمع نظر سازنده بوده است. چنانکه مذکور افتاد نمد و نمدمالی را به لحاظ سهولت در فراهم آوردن ابزار و موادمورد نیاز، آن هم برای مردمی که پیشه آنان دامداری و دامپروری می بود، می‌توان از قدیمی‌ترین دست‌ساخته‌های بشری قلمداد کرد که از وجود آن دو نیاز عمده مفرش و پوشش مرتفع می‌گردید. در سرزمین پهناور ایران دامداران علی‌الخصوص ایلات و عشایر که معیشت ایشان مبتنی بر دامداری است و لازمه آن کوچهای بلند است از پشم که یکی از فرآورده های مهم و اصلی دام است در قالب نمد برای ساختن انواع کف‌پوشها و تن‌پوشها و حتی پوشش سکونتگاهها خصوصاً در بعضی از مساکن متحرک عشایری بهره می‌برند، لذا محاسن و مزایای فراوانی برای آن برشمرده اند، از جمله: الف) رطوبت را از خود عبور نمی‌دهد. ب) عایق بسیار مناسبی برای سرما و گرما می‌باشد. ادامه



گفتگو با ظهراب مددی: واژه نامه ی زبان بختیاری 
کتاب واژه نامه ی زبان بختیاری، از سودمندترین آثاری است که تاکنون به زبان فارسی در باره ی بختیاری به نگارش درآمده است."سودمندترین"، چرا که در طول یک دهه ای که نگارنده ی این سطور راجع به زبان و فرهنگ بختیاری مطالعه و کار کرده کتاب واژه نامه ی زبان بختیاری، از سودمندترین آثاری است که تاکنون به زبان فارسی در باره ی بختیاری به نگارش درآمده است."سودمندترین"، چرا که در طول یک دهه ای که نگارنده ی این سطور راجع به زبان و فرهنگ بختیاری مطالعه و کار کردهو تقریباً تمامی منابع موجود را گردآوری و از نظر گذرانده است، هیچ یک از منابع مذکور را به قدر این واژه نامه، کاربردی، جامع و قابل استناد نیافت به طوری که به عنوان مثال مرجع اصلی دو پایان نامه ی فوق لیسانس خود را این اثرقرارداده است..این کتاب حاصل پژوهش سی ساله ی مولف، در قطع وزیری، با 278 صفحه و در سال 1375 توسط انتشارات آیات در اهواز به چاپ رسید. مددی در مقدمه ی مفید و موجز کتاب در باره ی نحوه ی گردآوری واژه ها و انگیزه ها و کم و کاستی های کارش به خوبی توضیح داده است. اما چون متاسفانه کتاب نایاب است و علی رغم تمام امتیازات کتاب چاپ مجدد آن صورت نگرفته و ممکن است دسترسی به آن برای همگان امکان پذیر نباشد، در اینجا به گفتگویی با این پژوهشگر پرداختیم تا ضمن دریافت اطلاعات بیشتر در باره ی واژه نامه ی زبان بختیاری، با ظهراب مددی (که من املای "زُهراب" را برای نام ایشان به دلایل فقه اللغه ای بیشتر می پسندم) و سایر آثار ایشان بیشتر آشنا شویم. آقای مددی، می دانم که شما خود بختیاری هستید و سالها معلم ادبیات در دبیرستان های مسجد سلیمان بودید و پس از بازنشستگی به اصفهان نقل مکان کردید. لطفاً از خودتان بیشتر بگویید. نخست باید بگویم که از لطف شما ممنونم و خود را لایق این تعریف نمی دانم .خوشحالم که کتاب من مورد پسند شما واقع شده است.و بعد همان گونه که فرموده اید اصالتاً بختیاری و از طایفه ی عالی محمود دینارونی باب هفت لنگ و تیره ی قیصروند ساکن سوسن ایذه هستم (ناگفته نماند که از هم سوی پدر و هم از سوی مادر رگ چهار لنگی هم دارم) ولی گویا در زمان محمدتقی خان چهار لنگ و بر اثر اتفاقات ناخوشایند آن روزگار پدر بزرگمان همراه خانوارهایی دیگر از این طایفه و تیره های دیگر عالی محمود به مسجدسلیمان کوچ کردند و دیگر از سرزمین اجدادی خود درسوسن ایذه دور افتادیم و مسجدسلیمانی شدیم. پدرم که خود متولد مسجدسلیمان بودند به دلیل اشتغال در شرکت نفت در بخش راه آهن از مسجدسلیمان به شهرستان نفت خیز امیدیه منتقل و باز در راه آهن مشغول می شوند. من در سال1330در آنجا به دنیا آمدم و جالب این جا ست که چون درآن زمان در امیدیه اداره ی ثبت احوال نبود هر ماه از یکی از شهرهای خوزستان مانند ایذه،شادگان و بهبهان مأموران اداره ی ثبت احوال برای صدور شناسنامه های نوزادان به امیدیه می آمدند و از قضا بعد از تولد من نوبت مأموران ایذه بود که بیایند و چنین شد که شناسنامه ای متولد ایذه شدم و به سرزمین آبا و اجدادیم برگشتم. در اواسط دوره ی ابتدایی یعنی سال 1341به دلیل پایان کار پدر با حکم"سال دو ماه" یا همان بازخرید، مانند کسان بسیاری به مسجدسلیمان رفتیم. سال های باقی مانده ی دبستان را در دبستان مهر آن زمان و دکتر شریعتی کنونی در محله ی چهاربیشه و همه ی دوران دبیرستان را دردبیرستان سینا در گذراندم و در سال1350دیپلم طبیعی گرفتم و بلافاصله همان سال در رشته ی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد پذیرفته شدم و بعد از خدمت سربازی با درجه ی ستوان دومی در تهران ،زاهدان و زابل به استخدام آموزش و پرورش درآمدم و به ایلام رفتم و پس از انقلاب به مسجدسلیمان منتقل شدم و پس از سال ها تدریس در دبیرستان ها و پیش دانشگاهی های مسجدسلیمان در مهر85بازنشسته شدم و در شهریور86 به ناچار به بهارستان اصفهان نقل مکان نمودم و فعلاً مقیم اصفهانم ولی روحم و قلبم همیشه پیش سرزمین های بختیاری به ویژه مسجدسلیمان است.نمی دانید وقتی از جاده های بختیاری مانند جاده ی ناغان یا لردگان یا دلا می آیم و می روم و با مردم آن مسیرها صحبت می کنم چه لذتی می برم. جالب این جاست که در این مسیرها به هرکه برخورد کنیم جایی با هم آشنایی و خویشاوندی دورو نزدیک پیدا می کنیم و به اصطلاح "کس و کار" همدیگریم. ادامه

 

   
 
انتشــ ـــارات قبــــ ــــلـی

فرهنگ لرستان 

» رادیو اینترنتی لرسو :: ۱۳٩٠/۶/۱۳ 

 
نویسنده: - ۱۳٩٠/٦/۱٧
 

 


 لرستــــان ســــــایت 
 

 
 


صدای ایل: نگاهی به موسیقی مقامی بختیاری (3) 
مقام‌های موسیقی ایل بختیاری به نام بیت ( beit)معروف هستند. از مشهورترین آنها به مقام گله‌داری، برزگری، ابولقاسم‌خان و مقام شیرعلی‌مردون که تعداد آنها حدود 20 تا 25 مقام است می‌توان اشاره نمود. هر طایفه و تیره نوازندگان محلی ویژه‌ای دارد که به آنها توشمال می‌گویند. توشمال‌ها دارای طایفه و محل زندگی جداگانه‌ای هستند، مخارج سالیانه خود را با شرکت در مراسم عروسی، عزاداری و جشن‌های دیگر به دست می‌آورند و به کار زراعت و دامداری نیز می‌پردازند.توشمال‌ها مردمی عاشق پیشه و شاعر مسلک هستند که بیشتر وقت زندگی روزانه خود را صرف ساختن ابیات، لطیفه‌ها، ضرب‌المثل‌ها و متل‌ها می‌کنند. آنان در به وجود آوردن آثار و ادبیات عامیانه سرزمین بختیاری سهم بسزایی دارند. آلات موسیقی بختیاری‌ها، ساده، محدود و عمدتاُ شامل: کرنا، ساز و دهل است. آوازهای محلی روستاهای چهارمحال و بختیاری با لحجه‌های مخصوص به خودشان به خصوص در هنگام عروسی و شادی واقعاً جالب توجه است.موسیقی بختیاری یکی از حوزه های گسترده موسیقی مقامی ایران است. نام مقام ها بیانگر نسبت هر نغمه با موضوع و سرگذشت ابداع آنهاست و این بدان معناست که هر مقام اصیل موسیقی بختیاری در نسبت با مراسم، آئین ها و یا سنت های ایل بختیاری تکوین یافته است. اما مرور زمان و وسعت ارتباطات، مخصوصا در حوزه شنیداری با گرایش های انتزاعی، تجریدی و گاه التقاطی سبب شده است تا نغمه های ناب این موسیقی از دسترس دور بماند و یا کم فروغ گردد. نغمه های دیگر موسیقی بختیاری که بعد از موسیقی کهن این قوم شکل گرفته اند، عمدتاً تصانیفی است که بر اساس لحن کلی موسیقی بختیاری و بعضاً متاثر از یکی از مقام های اصلی یا نغمه های وابسته به آنها ساخته و اجرا می شوند. درونمایه و مبنای مضمونی این موسیقی عمدتاًّ بر محور معیشت دامپروری و روابط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن معطوف بوده و بازتاب نحوۀ تعامل و تفکّر بر زندگی افراد ایل است. اصیل ترین نغمات موسیقی بختیاری عمدتاً در زاگرس مرکزی به ویژه مناطقی از چهارمحال و بختیاری تا خوزستان و منطقۀ موگویی و سر آقا سید قابل ردیابی است. ادامه



صدای ایل: نگاهی به موسیقی مقامی بختیاری (2) 
• موسیقی کار کارهای کشاورزی ودامداری درایل بختیاری آوازهای ویژه ای دارند . وزن هرآواز معمولاٌ تابع حرکت های آن کار معین است .معروف ترین این آوازها عبارتند از:  مشک دوغ یا مشک زنی که توسط بانوان خوانده می شود.  برزگری ( برزگرونه )  هله هی (خرمن کوبی )  سر کوهی یا سرصیادی که آوازهای مراسم شکار است  وهی بربره که آوازهای چوپانان دربهار است. موسیقی حماسی صرف نظر ازاین که فرهنگ وموسیقی بختیاری درمجموع دارای مضمون حماسی وسلحشورانه است اما گاه این مضمون دربخش هایی ازموسیقی این منطقه جلوة بیش تری دارد.شاهنامه خوانی یکی ازاین نمونه ها است .خواندن شاهنامةفردوسی که گاه درایل به آن جنگ هفت لشکر نیز می گویند،ازدیر باز درمنطقه بختیاری مرسوم بوده وگاه بروزن شعر های آن شعرهای جدیدی نیز سروده می شده است .درقدیم معمولاٌ قبل ازآغاز جنگ مجلس شاهنامه خوانی برپامی شدوتانیمه های شب به درازا می کشید .به طور کلی انتخاب داستان درمجلس شاهنامه خوانی یا تابع ضرورت واقتضای مجلس ویا به خواست مردم بوده است درمنطقه بختیاری گاه شاهنامه رابه همراهی نی می خواندند.آوازهای شاهنامه خوانی درحوزة شاهنامه خوانی مجلسی قرار می گیرد. همانطور که گفته شد موسیقی بختیاری بر اساس پراکندگی و مناطق قشلاقی و ییلاقی این ایل در استان چهارمحال و بختیاری و قسمت هایی از استان کهکیلویه و بویراحمد و نیز به طور عمده و به ترتیب اهمیت در مناطقی از لرستان، خوزستان، اصفهان، همدان (تویسرکان)، بوشهر، فارس و استان مرکزی رواج دارد. این پراکندگی که ناشی از قرن ها کوچ و جابجایی ایلات و طوایف بختیاری در استان ها و نواحی مذکور است، موجب گردید تا موسیقی این ایل به طور محسوسی بر موسیقی مناطق فوق تأثیر گذاشته و در مواردی نیز از آن متأثر شود. با این همه موسیقی بختیاری از نظر ساختار و فرم نغمات از چنان شاخصه هایی برخوردار است که به آن شخصیتی مستقل و ممتاز بخشیده و به خاطر ویژگی های منحصر بفرد به عنوان یکی از مهم ترین گونه ها و رپرتوارهای موسیقی قومی و ایلی در ایران قابل بررسی است. بختیاری‌ها در سادگی و مهربانی و دوستداری میهمان و هنردوستی زبانزدند. فرهنگ و هنر بختیاری یکی از غنی‌ترین ذخایر فرهنگی و هنری ایران و تمدن بشری به‌شمار می‌آید و دستاورد زنان زحمتکشی است که علاوه بر هیزم‌آوری، مشک‌زنی، شیردوشی، نان‌پزی، تربیت فرزندان و شرکت در امور زراعی، بزرگ‌ترین حامیان و اشاعه‌دهندگان فرهنگ و هنر بختیاری به شمار می‌آیند. هنروری و ذوق سرشار از تودرتوی طرح‌ها و نقش متنوع و ترکیب‌بندی بی‌نظیر رنگ‌ها در بافت بداهه قالی، گلیم و جاجیم و نیز از دل قصه‌ها و اشعار و شور آفرینی رقص‌ها و لطافت نغمه‌ها و ترانه‌ها سر بر می‌آورد. ادامه



مناسک عشایر قشقایی با نگاهی به کتاب " بخارای من، ایل من" 
محمد بیگی، بهمن( 1380)، بخارای من ایل من، تهران، نشر ویژه نگار بررسی مناسک در هر فرهنگ یکی از ابزارهای شناخت باورها، ذهنیت ها، ارزش ها، موقعیت های اجتماعی و یا شیوه ی برخورد افراد با پدیده های مختلف طبیعی و سازگاری با محیط اطراف است. بنابر تعریف مناسک را می توان « رفتاری دانست که بسیار رسمیت یافته و قالبی شده باشد که در این فراگرد کارکرد اصلی رفتار غالبا دگرگون می شود».(بیتس، پراگ، 1375، ص 677).در زمینه ی مناسکی که در جهت پایبندی جامعه به یک رشته از ارزش ها و باورداشت های خاص عمل می کنند، می توان به کتاب "بخارای من، ایل من" نوشته ی محمد بهمن بیگی اشاره کرد. نویسنده در این کتاب به بیان برخی از مناسک ایل قشقایی مانند جشن تولد نوزاد پسر (کُرزاکُنون)، مراقبت از نوزاد پسر، مقابله با آل در زمان زایمان زنان، مناسک ویژه ی عروسی و عزاداری،مراسم استقبال از مهمانان مختلف و مهمان نوازی، باران آوری و.... در قالب داستان می پردازد.در این نوشته این مناسک را از دیدگاه نویسنده به تفکیک فصول کتاب بررسی می کنیم. فصل اول: بوی جوی مولیان. در این فصل نویسنده به توصیف دوران کودکی خود، تبعید شدن به تهران و اقامت یازده ساله در این شهر، تحصیلات دانشگاهی و بازگشت تبعیدی ها به ایل و عشیره خود بعد از عظیمت رضاشاه اشاره می کند و ذکر این مساله که او به دلیل تحصیلات دانشگاهی خود مجبور بود در تهران بماند و به ترقی و پیشرفت فکر کند. سرانجام با گذشت دو سال و پس از دریافت نامه ای از برادر خود و بیان زیبایی های ییلاق و قشلاق، او به ایل بازمی گردد. نویسنده بعد از توصیف آلاچیق ها، جاجیم ها و گلیم ها و ساختار سیاه چادر ایل به بیان آیینی می پردازد که بر اساس آن « نوعروسان قبل از ترک خانه ی پدر، پیرامون آتش طواف می کردند و خاکش را می بوسیدند. آتشی که سوگندش نگهدار پیوندها و پیمان ها بود» (بهمن بیگی، 1368، ص21). آتش در میان عشایر از جایگاه ویژه ای برخوردار است و به اعتقاد نویسنده عزیزترین بخش چادر تلقی می شود. فصل دوم: آل. این فصل از کتاب به داستان زندگی زنی از ایل ممسنی اختصاص دارد که بعد از چهارده سال ازدواج و داشتن هفت دختر پی درپی، در انتظار به دنیا آوردن فرزند هشتم بود. اما در ایل تنها فرزند پسر می توانست اجاق خانه را روشن کند. در این بخش از کتاب، نویسنده به مناسکی اشاره می کند که زنان برای داشتن فرزند پسر به اجرای آن می پرداختند؛ مناسکی مانند دعاگرفتن، بوسیدن اجاق، نذر بره و کَهره (بزغاله)، درخواست کمک از شیخ و درویش و چاووش، زیارت امام زاده های گرمسیری، سردسیری و ...، رفتن به قدم گاه ها، دخیل بستن به درخت های نظر کرده، آویختن چارقد به ضریح ها. در بخش دیگری در همین فصل نویسنده به وجود شیاطین و اجنه و به خصوص آل در باورها و اعتقادات افراد ایل اشاره می کند و راه مبارزه با آل را با استفاده از آهن و رنگ سیاه این گونه توصیف می کند:« شمشیر زنگ زده ای را که نوک برگشته داشت بر بالین زلیخا نهادند. مچ دست، قوزک پا و بازوانش را با بند سیاه بافته از یال اسب بستند، از زنجیری چند حلقه گسستند و در کف دستش گذاشتند. بر بسترش پارچه ی سیاهی کشیدند، بدنش را چند بار از روی دیگ دود زده ی سیاهی گذراندند. با نیل و باروت و زغال بر اعضای پیکرش خطوط سیاه کشیدند. یک لنگه ملکی را به زغال آلوده ، از طناب چادر آویختند. اسب کد خدای قبیله را در چند قدمی زلیخا به چادر بستند تا شیهه بکشد. ده ها جوالدوز بر سقف و اضلاع چادر و جوالدوز دیگری بر زلف زلیخا فرو کردند.» ( همان ،صفحه ی 31) ادامه



بررسی توانمندی ها و مشکلات زنان و دختران عشایر ایل هداوند (مطالعه موردی: منطقه ورامین) 
جامعه عشایری ایران به عنوان یکی از ترکیب های جمعیتی در ایران در کنار جوامع شهری و روستایی، همواره نقش بارز و تعیین کننده در سرنوشت سیاسی و حیات اقتصادی کشور داشته است و در این میان، نقش زنان عشایری در فعالیت های اقتصادی عشایر بسیار چشمگیر است. زنان و دختران عشایر همچون شاغلان یا کارکنان بدون دستمزد، به فعالیت های تولیدی اشتغال داشته و ارزش افزوده حاصل از تولید خود را بدون چشمداشت صرف مخارج روزمره زندگی می کنند اما به دلیل اینکه این تلاش و کار آنها در آمارگیری ها به حساب نیامده و شغل محسوب نمی شود دچار موانع و محدودیت های بسیار برای حضور و مشارکت اجتماعی و اقتصادی بوده، اساسا فاقد قدرت اجتماعی هستند و از لحاظ شاخص های برخورداری و توسعه انسانی اجتماعی پایین تر از مردان قرار دارند. فرضیه اصلی این تحقیق آن است که قدرت، توانایی و موقعیت اجتماعی زنان و دختران عشایر تحت تأثیر محدودیت های فرهنگی، اجتماعی و محیطی پیرامون آنها کمرنگ شده است. بر مبنای این فرضیه، موضوعاتی چون: وضعیت فرهنگی و اجتماعی زنان و دختران عشایر، وضعیت اشتغال خانگی، وضعیت بهداشت و درمان و تغذیه، آموزش های غیررسمی و مشکلات آنها مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته و پیشنهادهایی برای بهبود و ارتقای جایگاه زنان و دختران عشایر ارائه شده است. این مقاله به بررسی توانمندی ها و مشکلات زنان عشایر ایل هداوند در منطقه ورامین استان تهران می‌پردازد. هدف عمده این بررسی، از یک سو شناخت مسائل، مشکلات و توانمندی های زنان و دختران عشایر و از سویی دیگر ارائه راه حل های مناسب برای افزایش توانمندی آنهاست. همچنین سعی شده است ارتباط میان آداب و رسوم رایج در این جامعه و نیز بی سوادی زنان عشایر با میزان عقب ماندگی و توسعه نیافتگی آنان مورد بحث و تجزیه و تحلیل قرار گیرد. در این تحقیق از روش پیمایشی، تکمیل پرسشنامه و مصاحبه حضوری استفاده شده است و براساس مطالعات میدانی، نتیجه بررسی ها تبیین و تحلیل شده است. واژه های کلیدی: عشایر ایل هداوند، توانمندی های زنان عشایر، جایگاه اجتماعی، اشتغال زنان عشایر، مشارکت، توسعه پایدار.



جامعه ی ایلی در ایران 
جامعه ی ایلی در ایران ؛ علی بلوکباشی ، تهران : دفتر پژوهش های فرهنگی ، 1382 کتاب "جامعه ی ایلی در ایران" یکی از کتاب های مجموعه ی " از ایران چه می دانیم ؟ " است که بمنظور کسب آگاهی های مهم ، دقیق و سودمند در حوزه های گوناگون ایران پژوهی بوسیله ی دفتر پژوهش های فرهنگی در دسترس همه ی ایران دوستان قرار گرفته است . نگارنده ی کتاب ، دکتر علی بلوکباشی ، دارنده ی مدرک انسان شناسی اجتماعی از دانشگاه آکسفورد انگلستان ، در قسمت پیش سخن کتاب "جامعه ی ایلی در ایران" توضیحاتی را در خصوص شکل گیری مطالعات ایلی در ایران ارائه می دهند : با پا گرفتن دانش مردم شناسی در خانواده ی دانش های اجتماعی در جهان غرب ، پژوهش های میدانی مردم شناسان در شناخت و بررسی ساختارهای اجتماعی ، اقتصادی و نظام های فرهنگی و سیاسی جامعه های انسانی در سرزمین های مختلف جهان ، به ویژه سرزمین های آفریقایی ، استرالیایی ، آسیایی و قاره ی آمریکا گسترش یافت . در نیمه ی نخست سده ی بیست میلادی ، سرزمین ایران و مردم و فرهنگ بکر و سنتی آن ، به ویژه فرهنگ مردم جامعه های ایلی کوچنده ، نیز در حوزه ی کار پژوهش های مردم شناسی غربی قرار گرفت . ایشان همچنین تعدادی از کارهای پژوهشی پژوهشگران غربی را در مورد جوامع ایلی در ایران نام می برند : پژوهش های ژان پیر دیگار فرانسوی ، جن راف گارثویت آمریکایی و دیتر امان آلمانی در میان عشایر بختیاری ؛ پژوهش های برایان اسپونر انگلیسی و فیلیپ سالزمن آمریکایی در جامعه ی بلوچ ؛ تحقیقات ویلیام آیرونز آمریکایی و وولفگانگ کونیگ آلمانی در میان ترکمن ها و ... . دکتر بلوکباشی همچنین می افزایند که این کتاب کوششی است در تعریف ، توصیف و تحلیل شکل سنتی سازمان های اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی جامعه ی ایران بر اساس تحقیقات پژوهشگران ایرانی و خارجی و پژوهش های میدانی خود در میان ایلات و عشایر و بر مبنای دو مقاله ی ایشان با عنوان " ایل" ( ص 698 – 699 ) و " جامعه ی ایلی " ( ص 675 – 685 ) در دایرۀ المعارف بزرگ اسلامی ، جلد 10 ، 1380 ش . در کتاب "جامعه ی ایلی در ایران" به چگونگی پیدایی و شکل گیری تاریخی جامعه ی ایلی و شیوه ی زیست کوچ نشینی و روند تحول تاریخی – اجتماعی جامعه های کوچنده و یکجانشین در ایران پرداخته نشده است . موضوع هایی مانند دانش ها و فناوری های سنتی در فعالیت های تولیدی دامی ، زراعی و صنعتی ، پوشاک ، خوراک ، هنر ، ادبیات ، آیین ها و مراسم سوگ و سرور ، بازی ها و سرگرمی ها و ... به سبب محدودیت کار ، مورد بحث و تحلیل قرار نگرفته و ناگفته مانده اند . تعداد صفحات کتاب 120 صفحه می باشد . ادامه



سفرنامه : کوچ با عشایر بختیاری (1) 
مقدمات سفر و منزل اول پس از چند سال آشنایی با عشایر بختیاری و پژوهش در باره ی زبان و فرهنگ شان و نیز حدود هفت سال کار داوطلبانه با آنها برای کمک به رفع مشکلات عدیده ی معیشتی، حقوقی و فرهنگی یک جامعه ی مشخص از این عشایر که به لحاظ ایلی با من قرابت هم داشتند، وقت آن رسیده بود که برای تکمیل شناخت هر چه بیشتر خود از این فرهنگ همراه آنها گام به گام در مسیر کوچ شان قدم بگذارم با این نیت که شاید سرانجام بتوانم به اهمیّت این جنبه از زندگی آنها که در سراسر سروده ها و بافته ها و حکایت ها و دلبستگی های آنها ردّی از خود بر جای گذاشته است پی ببرم. البته هدف ثانوی این همراهی تکمیل فهرست هایی بود که برای پایان نامه ی فوق لیسانسم در زمینه ی زبانشناسی انسان شناختی از نام گیاهان، جانوران، مکان ها، دره ها و کوهها و سایر مقولات واژگانی بختیاری در دست تهیه داشتم و گمانم بر این بود که چون تمام داده های من در زمان سکونت عشایر بختیاری در گرمسیر و ییلاق و یا از لابلای منابع موجود استخراج و جمع آوری شده بودند، شاید مواردی را که تنها در میانه ی این دو منطقه و در مسیر کوچ می توان یافت، از قلم انداخته باشم. برای این سفر خانواده ی اردشیری را که از بستگان و هم طایفه ای من بودند انتخاب کردم. بقیه ی طایفه زودتر کوچ کرده بودند. اما این خانواده و دو سه خانواده ی دیگر که همگی از طایفه ی هموله بودند قصد داشتند به دلیل خشکسالی در گرمسیر و کمبود علوفه در آنجا تا آخرین روز های ممکن از علف چر های ییلاق بهره ببرند. بچه های مدرسه ای را زودتر به گرمسیر فرستاده بودند و طبق روال موجود، از هر خانواده چند نفر و معمولاً یک فرزند دختر بزرگتر، برای آشپزی و ترو خشک کردن بچه های کوچکتر و یک یا دو فرزند پسر که معمولاً هم خود محصل هستند و هم نقش سرپرست و محافظ اعضای مونث و کوچک تر خانواده را بازی می کنند، در گرمسیر ، در این مورد شهر مسجد سلیمان در استان خوزستان و روستا های اطراف آن، می مانند . برای خواندن مطلب در زیر کلیک کنید: پیوست: Ashayer 3..doc



گفتگو با ظهراب مددی: واژه نامه ی زبان بختیاری 
کتاب واژه نامه ی زبان بختیاری، از سودمندترین آثاری است که تاکنون به زبان فارسی در باره ی بختیاری به نگارش درآمده است."سودمندترین"، چرا که در طول یک دهه ای که نگارنده ی این سطور راجع به زبان و فرهنگ بختیاری مطالعه و کار کرده کتاب واژه نامه ی زبان بختیاری، از سودمندترین آثاری است که تاکنون به زبان فارسی در باره ی بختیاری به نگارش درآمده است."سودمندترین"، چرا که در طول یک دهه ای که نگارنده ی این سطور راجع به زبان و فرهنگ بختیاری مطالعه و کار کردهو تقریباً تمامی منابع موجود را گردآوری و از نظر گذرانده است، هیچ یک از منابع مذکور را به قدر این واژه نامه، کاربردی، جامع و قابل استناد نیافت به طوری که به عنوان مثال مرجع اصلی دو پایان نامه ی فوق لیسانس خود را این اثرقرارداده است..این کتاب حاصل پژوهش سی ساله ی مولف، در قطع وزیری، با 278 صفحه و در سال 1375 توسط انتشارات آیات در اهواز به چاپ رسید. مددی در مقدمه ی مفید و موجز کتاب در باره ی نحوه ی گردآوری واژه ها و انگیزه ها و کم و کاستی های کارش به خوبی توضیح داده است. اما چون متاسفانه کتاب نایاب است و علی رغم تمام امتیازات کتاب چاپ مجدد آن صورت نگرفته و ممکن است دسترسی به آن برای همگان امکان پذیر نباشد، در اینجا به گفتگویی با این پژوهشگر پرداختیم تا ضمن دریافت اطلاعات بیشتر در باره ی واژه نامه ی زبان بختیاری، با ظهراب مددی (که من املای "زُهراب" را برای نام ایشان به دلایل فقه اللغه ای بیشتر می پسندم) و سایر آثار ایشان بیشتر آشنا شویم. آقای مددی، می دانم که شما خود بختیاری هستید و سالها معلم ادبیات در دبیرستان های مسجد سلیمان بودید و پس از بازنشستگی به اصفهان نقل مکان کردید. لطفاً از خودتان بیشتر بگویید. نخست باید بگویم که از لطف شما ممنونم و خود را لایق این تعریف نمی دانم .خوشحالم که کتاب من مورد پسند شما واقع شده است.و بعد همان گونه که فرموده اید اصالتاً بختیاری و از طایفه ی عالی محمود دینارونی باب هفت لنگ و تیره ی قیصروند ساکن سوسن ایذه هستم (ناگفته نماند که از هم سوی پدر و هم از سوی مادر رگ چهار لنگی هم دارم) ولی گویا در زمان محمدتقی خان چهار لنگ و بر اثر اتفاقات ناخوشایند آن روزگار پدر بزرگمان همراه خانوارهایی دیگر از این طایفه و تیره های دیگر عالی محمود به مسجدسلیمان کوچ کردند و دیگر از سرزمین اجدادی خود درسوسن ایذه دور افتادیم و مسجدسلیمانی شدیم. پدرم که خود متولد مسجدسلیمان بودند به دلیل اشتغال در شرکت نفت در بخش راه آهن از مسجدسلیمان به شهرستان نفت خیز امیدیه منتقل و باز در راه آهن مشغول می شوند. من در سال1330در آنجا به دنیا آمدم و جالب این جا ست که چون درآن زمان در امیدیه اداره ی ثبت احوال نبود هر ماه از یکی از شهرهای خوزستان مانند ایذه،شادگان و بهبهان مأموران اداره ی ثبت احوال برای صدور شناسنامه های نوزادان به امیدیه می آمدند و از قضا بعد از تولد من نوبت مأموران ایذه بود که بیایند و چنین شد که شناسنامه ای متولد ایذه شدم و به سرزمین آبا و اجدادیم برگشتم. در اواسط دوره ی ابتدایی یعنی سال 1341به دلیل پایان کار پدر با حکم"سال دو ماه" یا همان بازخرید، مانند کسان بسیاری به مسجدسلیمان رفتیم. ادامه



مفتون شرق،فیلم های مردم نگارانه و اکتشافی دربارة قبائل کوچ رو نمونة مورد مطالعه:علف(1925)(2) 
بخش دوم و نهایی تدوین و میان نویس گذاری کوپر وشوتساک فیلمهای گرفته شده را برای چاپ به پاریس بردند و بعدأ آنها را به صورت یک فیلم هفت پرده ای ( هفتاد دقیقه ای ) در شهر نیویورک تدوین کردند . در جریان نمایش خصوصیِ نسخه ای از آن بود که جسی لسکی از شرکت فیمس پلیرز ـ لسکی آنچه را دید پسندید و تصمیم گرفت که فیلم را برای پخش جهانی به اتمام برساند . وی نمی خواست اشتباهی را که چند ماه قبل با از کف دادن فرصت پخش نانوک شمالی مرتکب شده بود ، تکرار نماید .



مفتون شرق ، فیلم های مردم نگارانه و اکتشافی در بارة قبائل کوچ رو نمونة مورد مطالعه : علف ( 1925)(1) 
بخش اول فیلم های مردم نگارانه و اکتشافی مبین ایدئولوژی ملت ها و خواست جمعی برای دستیابی به شکلی هستند که از جنبة اجتماعی قابل قبول باشد ، از جنبة زیبایی شناختی دلپذیر از آب در آید، و از لحاظ تجاری و روایی موفق بیان شود. این فیلم ها همچنین مبین روانشناسی و امیال خود فیلمسازان هستند. در نتیجه، مهم است که نه تنها به ایدئولوژی های فراگیری چون استعمار گری ، شرق شناسی استعماری ("اورینتالیسم" به مفهوم مورد نظر ادوارد سعید) ، ملی گرایی، و امپریالیسم که اندیشه وخیال ملت ها را شکل می بخشند ، بلکه به تاریخچة شخصی، سیاست ها، ونیازهایی که خود فیلمسازان و فیلم هایشان را شکل می بخشند، بپردازیم . چادر نشین های شرقی یکی از موضوعاتی است که نخستین فیلمسازان سیاحتگر غربی به آن توجه فراوان نشان می دادند . کاوشگران و فیلمسازان آمریکایی به دلایل شخصی و ملی جذب این طوایف چادر نشین می شدند؛ دلایلی چون عطش سفر؛ اعتقاد به "سرنوشت مقدر" شامل همان توسعه طلبی، مستثنی پنداری، و خود برترانگاری نژاد اروپایی که از مشخصات پیشگامان مهاجر به آمریکا در قرون گذشته و سیاحان قرن بیستم بود؛ آرزوی دستیابی به تجربیات ناب و بدوی گرایی مدرن که در غلبه بر طبیعت خشن یافت می شد؛ و نوستالژیِ مبدا نژادی (آریایی).



مسکن عشایر لر (1) 
بخش اول بی نظمی ها و تغییراتی که به واسطه ی سیاست های رضا شاه در مسیرهای کوچ لرها تحمیل شد قبلاً مورد توجه فایلبرگ قرار گرفته بود، یعنی در سال 1935 و در همان دورانی که سرگرم مطالعه ی چرخه ی کوچ ایل پاپی در بالا گریوه بود. پیش تر، در دهه ی 1920، برخی از تیره های پاپی، زمستان را در دره های اطراف قلاکاپی و حتی پایین تر تا نزدیکی دشت های دزفول در جنوب گذرانده بودند. در طول تابستان هم، در فلات و دامنه های کوهستان بالا گریوه ی مرکزی، حد فاصل آبِ سزار و رود کشگان، مستقر می شدند. اما در دهه ی 1930 کوچ هایی را که فایلبرگ مشاهده کرده بود نامنظم و آشفته بودند و در بیشتر موارد منحصر می شدند به حرکت گروه های کوچک عشایر از دره ای به دره ی مجاور در مناطق مرکزی و شمالی قلمرو ایل پاپی. برای مثال، در اواخر زمستان 1935 گروه کوچکی از عشایر را درنزدیکی باغ لُوه در دره ی آبِ سروم مشاهده کرد. در بهار این گروه به ورک رفته بود و در تابستان چند کیلومتری بیشتر به سمت غرب. در دره ی هولیلان، در اوایل قرن نوزدهم، دو الگوی کوچ به ثبت رسیده بود. راولینسون شرح می دهد که هولیلانی ها که به تیره های عثمانوند، جلالوند، داجیوند، بالوند و سرخامری تقسیم می شوند، زمستان را در دشت هولیلان سپری کردند و تابستان را در تپه های مجاور هولیلان، در حالیکه سه تیره ی بزرگ دلفان (کاکاوند، یِوِتیوند و مومینوند) زمستان در هولیلان و کوهدشت و تابستان در دشت خاوه بودند (راولینسون 107 : 1839). اطلاعات ارائه شده توسط راولینسون در باره ی عشایر دره ی هولَیلان در نوشته های سایر پژوهش گران تکرار شده اما مورد ارزیابی مجدد یا تفصیل بیشتر و بنیادی قرار نگرفته است (مقایسه کنید با دوبد 1845، بخش دوم: 288؛ لایارد 1846: 98-105؛ شیل 1856: 401-2؛ کورزن 1892، بخش دوم: 279؛ ادموندز 1922: 343-4 و فیلد 1939، بخش اول: 173-4). یکی از منابع با ارزش برای تکمیل این اطلاعات، گورستان های عشایری پیشکوه است با نوشته های حک شده بر سنگ مزارها که به نظر می رسد برای شناخت بهتر شبکه ی طوایف و جا و مکان آنها منبع بسیار دقیق تری هستند (مورتنسن 1987).



اسامی طوایف و شعب ایل بختیاری 
بحث درباره نام و تقسیم بندی های قبایل و طایفه ها در ایران بسیار پیچیده است و نیاز به کار علمی جدی دارد اما ابتدا باید اسنادی را که در این زمینه وجود دارد گردآوری و طبقه بندی کرد. در این راه در زیر یکی از اسنادی را که درباره شرح طایفه های بختیاری از زبان سردار اسعد بختیاری وجود دارد می آوریم. هفت لنگ هفت لنگ بختیاری به چهار طایفه تقسیم می شود 1-دورکی 2- دینارونی 3- بابادی 4-بختیاروند دورکی 7طایفه است 1- زراسیوند 2- اسیوند 3- موری 4- قندعلی 5- بابااحمدی 6- عرب 7 – آسترکی 1-1-زراسیوند سهی – سزار – نورآباد سهی ایهاوند- کورکور سزارو و نورآباد شعبی ندارد ایهاوند احمد خسروی –توشمال - عمله جات – چقاخورنشین –ایها- الاسوند- سهو-میر-زنبور کورکور خدرسرخ – خدری- گرگه- باپیر- سیف الدین وند 1-2-اسیوند بردین – پل – خواجه – گاودوش-سهماروند 1-3- موری بابایی- علی جان وند- بٌوری – بَوری 1-4- قندعلی خلیل وند- ورناصری – صالح باوری 1-5- بابااحمدی کشکی – سراج الدین – درویش آدینه 1-6- عرب کنگرپر- اولاد علی بیگ 1-7- آستریکی چاربری – گاییوند دینارونی چهار طایفه دارد 1- اورک 2- طوایفی که در مال امیر هستند 3- بابادی4-بختیاروند 2-1- اورک موزرمویی – خواجه – زنگی – غلام – کشی خالی – اولاد حاجی علی – غریبی – جلالی – ممسنی – چهار بینی چه 2-2- طوایفی که در مال میر (سوسن) هستند نوروزی – بویری- سرقلی – لجمیر اورک – گورویی- شیخ عالی وند- شالومال – امیری – کورکور- عالی محمودی – علی محمد خانی – عالی محمودی علی مردان خانی – بندونی – شالو 2-3- بابادی عالی انور – عکاشه – راکی – کله – ململی - عالی انور نفی عبدالله – عالی ور- آرپنایی – میر قاید- رهزا عکاشه مراد- عالونی – چوی – شهرویی – کلامویی – کله سن – سله چین راکی کلاوند- قاسم وند- ارزویی وند- مد ملیل کله گله – پبدنی – احمد محمدی ململی سله چین – کوراوند- لیموچی – حلوایی – شهنی – نصیر – گمار 2-4- بختیاروند بختیاروند- عالی جمال – جانکی سردسیر بختیاروند منجزی – علاءالدین وند- بلیوند- وه ناشی – استکی – سرو- لروزیی – مشهدی مرداسی عالی جمالی یردی- برام عالی جانکی سردسیر جلیلی – معموری – ریگی – بارزی – بروبرو- هلوسعد- شیاسی – سوتک – بوگر ________________________________________ چهار لنگ بختیاری مشتمل بر 5 طایفه بزرگ است 1- محمد صالح 2- کنرسی 3- موکویی 4- زلقی 5- ممی وند 1- محمود صالح به 8 تیره تقسیم می شود 1- اورش 2- مم جلالی 3- کاقلی 4- عادکار 5- ال داود 6- قلی 7- آردپنایی 8- ممزایی 8-1 ممزایی به 16 شعبه تقسیم می شود 1- خلیل 2 تساروند 3- دویروند – 4- فرخ وند 5- جمال وند 6- خون باوا 7- چهار بره 8- دریالایی 9- بدرقه 10- گورویی 11- موزرمینی 12- اورک 13- بادا 14- هارونی 15- گشول 16- دودنگه 2- کنرسی به 24 تیره تقسیم می شود 1- محمد جعفری 2- پاپا جعفری 3- عالی جعفری 4- غریب وند 5- هر کل 6- گشتیل 7- سندلی 8- ایش گشاس 9- گریجه 10- سیلان 11- جانکی گرمسیر 12- پوستین بکول 13- اسفرین 14- بوربورون 15- ورمحمید 16- استکی 17- عاشوروند 18- عالی وند 19- برون 20- تمبی 21- شیخ 22- سهونی 23- زنگنه 24- گل گیری 2-11 جانکی به شش شعبه تقسیم می شود 1- مکوند 2- زنگنه 3- کردزنگنه 4- بلواسی 5- آل خورشید 6- ممبینی 2-22 سهونی به شش شعبه می شود 1- باورساد 2- حموله 3- کهیش 4- مترک 5- سنگی 6- ساد 3- موکویی به 6 تیره تقسیم می شود 1- شیخ سعید 2- پیرگویی 3- خوی گویی 4- دیویسی 5- شیاس 6- مهدور 4- زلقی به چهار تیره تقسیم می شود 1- دوغ زنی 2- جاوند 3- میمون جایی 4- سادات احمدی 5- ممی وند به پنج تیره تقسیم می شود 1- بسحاق 2- پولاد وند 3- عبدال وند 4- حاجی وند 5- عیسی وند 5-1 بسحاق به 11 شعبه تقسیم می شود 1- بری 2- گرگیوند 3- جلیل وند 4- خانه قاید شهر وسوند 5- ملک محمودی 6- آدینه وند 7- شهر وسوند 8- خانه صلاتین 9- میزه وند 10 – اتابک 11- صوفی 5-2 پولادوند به 5 شعبه تقسیم می شود 1- هیودی 2- سالاروند 3- خانه جمالی 4- خانه قاید 5- گراوند 5-3 عبدال وند به 8 شعبه تقسیم می شود 1- گوشاردی 2- بیران وند 3- درویش 4- زرین چقایی 5- تونی 6- ماهرودی 7- ده قاضی 8- چکان 5-4 حاجی وند به چهار شعبه تقسیم می شود 1- غالبی 2- زیدقاید 3- هیل هیل 4- الیاسی 5-5 عیسی وند به هفت شعبه تقسیم می شود 1- خانه قاید 2- گیرویی 3- ورکی 4- زیبایی 5- اواوی 6- گورویی 7- جعفر وند منبع: لسان السلطنه سپهر، عبدالحسین، تاریخ بختیاری [شناخته شده به نام «تاریخ بختیاری سرداراسعد»]، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، بی جا،[تاریخ انتشار معلوم نیست]. ادامه



یک روز از زندگی عشایر بختیاری 
عشایر بختیاری در سال دو نوبت کوچ می کنند. در بهار از نیمه ی فروردین تا اواخر اردیبهشت از گرمسیر (شهرهایی دراستان خوزستان) به منطقه ی سردسیر(ییلاق) خود در استان چهار محال و بختیاری و دامنه های شمالی رشته کوه زاگرس نقل مکان می کنند و از اواخر شهریور تا اواسط آبان هم همین مسیر را برمی گردند. در اینجا تلاش می شود تا یک روز از زندگی یک خانوار عشایری بختیاری در زمان استقرار در ییلاق به تصویر کشیده شود. لازم به ذکر است که این شرح حال برگرفته از مشاهدات و زندگی با خانوارهایی ازعشایربختیاری، هفت لنگ و طایفه ی هموله مستقر در منطقه ی خوربه (دشت لاله) از شهرستان کوهرنگ است و بنا براین در مورد مشغله ها و ویژگی های خاص روابط و زندگی این افراد با سایر خانوارهای عشایری طوایف دیگر ویا درمواقع دیگر سال ممکن است تفاوت هایی ملاحظه شود. مثلاً در جامعه ی مورد نظر اشتغال به صنایع دستی تقریباً اصلاً دیده نمی شود در حالیکه بخش عمده ای از روز یک دختر ویا زن طایفه ی موری ویا آرپناهیِ که باز هم متعلق به ایل هفت لنگ ومستقر در منطقه ی شیخ عالیخون همان شهرستان کوهرنگ هستند صرف بافتن فرش و یا انواع دست بافت های بومی می شود. برای خواندن این مطلب در زر کلیک کنید:

 

   
 
انتشــ ـــارات قبــــ ــــلـی

فرهنگ لرستان 

» رادیو اینترنتی لرسو :: ۱۳٩٠/۶/۱۳ 

 
نویسنده: - ۱۳٩٠/٦/۱٥
 
لـــــــرستـــــانخـــــرم ابــــــاد

 

 

 

 
 

 

 
  فرهنگ لرستان 



کاوشی در نیازهای زنان استان لرستان 
موضوع جنسیت و جریان یابی آن در عرصه اندیشه و پراکسیس توسعه، در طی سه دهه گذشته، باب محافل علمی و کارگزاری شده است. از این رو، شناخت علمی وضعیت زنان به عنوان جنس دوم در کنار مردان، به عنوان کارگزار توسعه ایرانی، می تواند درک بهتری از شرایط کنونی و چشم‌انداز آن ها و در ادامه تدبیر و اجرای سیاست های مقتضی فراهم سازد. وجه اهتمام مقاله حاضر، معرفت به نیازهای زنان در حوزه های مختلف فیزیکی و وجودی، فردی و روانی، خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی بوده است. جامعه آماری تحقیق را زنان 20 تا 59 ساله شهری ساکن در 9 شهرستان استان لرستان تشکیل داده که از بین آن ها، 583 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. نتایج نشان داد که نیازهای خودباوری, تحقق وجودی و عزت نفس، احساس سرزندگی در خانواده, فرزندان مطلوب, کیفیت مناسب زندگی زناشویی، اقتداریابی در خانواده، وسائل نقلیه, درآمد, شغل مناسب, کار با استرس و فشار کمتر, حقوق مناسب، اشتغال فرزندان، عشق و محبت متقابل, اعتماد اجتماعی, مقبولیت اجتماعی, حذف ذهنیت سنتی نسبت به خود و مشکلات, هویت یابی اجتماعی و گذران اوقات فراغت، مهم ترین نیازهای زنان استان لرستان و اکثریت شهرستان های تابعه بوده اند. در نتیجه، نیازهای اجتماعی و فرهنگی مهم ترین نیازهایی هستند که موقعیت زنان و فی الواقع نیازهای آنان در سایر حوزه ها را تحت الشعاع قرار داده و در نهایت موجب جریان یابی بهینه جنسیت در مقولات اندیشه و عمل توسعه استان خواهد شد. کلیدواژه ها: توسعه، جنسیت، زنان، نیاز



"لَنگ، لِنگ نیست!": نگاهی تازه به وجه تسمیه ی " هفت لَنگ" و "چهار لَنگ" در تقسیم بندی ساختار اجتماعی عشایر بختیاری 
مقدمه مقاله ی حاضر بر آن است تا ریشه شناسی های موجود درباره ی معنی واژه ی "لَنگ" را به نقد بکشد و برای این اصطلاح که در ساختار اجتماعی، فرهنگی، زبانی و حتی جغرافیایی بختیاری نقشی بسیار برجسته دارد، تعریف تازه ای ارائه دهد. بختیاری ها از اقوام بسیار کهن ایرانی هستند که قرن هاست در منطقه ای مشخص، حدود 75000 کیلومتر مربع، در جنوب غربی ایران در دو سوی رشته کوه زاگرس زندگی می کنند. در حال حاضر، اغلب بختیاری ها شهرنشینان یا روستا نشینان سه استان خوزستان، اصفهان و چهارمحال و بختیاری را تشکیل می دهند. بخش کوچکی از این ایل که بدلیل در دست نبودن آمار دقیق، نمی توان شمار قابل استنادی ارائه کرد، کماکان به شیوه ی دامداری و کوچ روی اجداد خود زندگی کرده و دو بار در سال به ضرورت تهیه ی مرتع مناسب برای دام خود ییلاق قشلاق می کنند. بار اول در اواخر فروردین و در ماه اردیبهشت از استان گرم خوزستان کوچ را آغاز کرده و با گذر از رشته کوه زاگرس از طریق یکی از چند ایل راه باستانی مشخص منطقه به سمت مناطق خوش آب و هوای ییلاقی و مراتع سرسبز استان چهار محال و بختیاری و شهرستان کوهرنگ و حومه کوچ می کنند. پس از حدود چهار یا پنج ماه اقامت در آن مناطق، مجدداً در اواخر شهریور یا مهرماه با سرد شدن هوای مناطق ییلاقی و به پایان رسیدن علف مراتع، به سمت مناطق گرمسیری استان خوزستان بر می گردند. ایل بختیاری یه همراه ایلات قشقایی و شاهسون بزرگترین و مهمترین ایلات کوچروی جمعیت کنونی ایران را تشکیل می دهند. بختیاری ها مسلمان و شیعه ی دوازده امامی هستند و از مهمترین ویژگی های فرهنگی و اجتماعی آنها، بستگی شدید به جایگاه خود در سلسله مراتب ایلی است ( دیگار 1988). به این معنی که اولین سوالی که دو بختیاری برای آشنایی با یکدیگر می پرسند " چه کسی؟" است، یعنی " تو به کدام طایفه، تش و کر و بوو ( که همه از اصطلاحات تقسیم بندی ایلی هستند) تعلق داری؟!" در بررسی ساختار اجتماعی ایل بختیاری، به اولین نکته ای که برمی خوریم، تقسیم کلی ایل به دو شاخه ی عمده است. این نوع تقسیم بندی خاص تا جایی که نگارنده مطلع است، در ساختار اجتماعی سایر عشایر ایران دیده نمی شود و منحصر یه ایل بختیاری است. این تفیکیک دوگانه صرفاً یک قرارداد اجتماعی نیست، بلکه تاثیرات عمیقی در فرهنگ، سنّت ها و حتی زبان هر یک از این دو شاخه به همراه داشته است. علاوه بر تفکیک جغرافیایی ایل به دو حوزه ی "چهارلنگ" و "هفت لنگ"، این تقسیم بندی همواره در تاریخ ایل هم وجود داشته است و به نظر می رسد بسیار کهن تر از مبدائی است که در برخی از نظریه های ذکر شده در پایین به آن اشاره شده است. یک شاهد این ادعا، حضور برجسته ی دو اصطلاح مذکور در "گاگریوه" ها یا سرود های عزای بختیاری است که هم به لحاظ زبانی و هم به لحاظ مفهومی دارای عناصری بسیار کهن هستند. اما چرا ایل به این دو شاخه تقسیم شده است؟ و معنای "چهارلنگ" و "هفت لنگ" چیست؟ در تلاش برای راه یابی به مفهوم این اصطلاحات، بخش نخست آنها مشکل ساز نیست. "چار" یا "هف" در ترکیب "چار لنگ" و "هف لنگ"، قاعدتاً شکل مخفف همان اعداد "چهار" و " هفت" هستند ولی البته علت گزینش این دو عدد از میان کل اعداد نیز خود جای تامل دارد و نیازمند برهانی منطقی است. اما بخش سوال برانگیزو مبهم این ترکیب "لَنگ" است!
ادامه



رضا سقایی 
خواننده محلی لرستان 1318-1389 جنگ بود ، تاریخ درهم پیچیده و آشفته لحظات تلخی را بر ذهن ایرانیان حک می کرد و گاه در میان آن همه تلخی و تلخ کامی جرقه هایی از شریان های عادی زندگی به آن رنگ و بوی تازگی می داد؛ سروده ای ، آوایی ، وصیت نامه ای و.... " دایه دایه وقت جنگه " آوایی بود که بر آمده از قلب و روح فولکلور لرستان به گاه جنگ و نبرد ، و حال این آوا با نگاهی فراتر از قومیت و مکان ، دل های بسیاری را به ادامه مقاومت وا می داشت . گرچه این سرود تنها نوای معروف سقایی نیست اما در معرفی او به نسلی که نوجوانی اش را در جنگ ایران و عراق تجربه کرد نقش مهمی داشت. سقایی که در 20 فرودین 1318 در محله پشت بازار – یکی از قدیمی ترین محلات – خرم آباد متولد شد. دوره اوج هنری و شهرت خود را پیش از انقلاب طی کرد و بعد از آن کمتر در عرصه موسیقی به قدرت نمایی پرداخت. اما آن قدر محبوب مردم لرستان شد که او را مرد حنجره طلایی لرستان نامیدند و هنوز نیز آواها و سروده هایش در بین مردم این دیار زمزمه می شود. او مصداق ترانه "دایه دایه" گردید و خود در طی جنگ به ترکش بمبی در شهر ازنا ، آسیب دید. به گونه ای که صدایش برای همیشه خاموش گردید و سال های آخر عمر خود را با بیماری ، تنهایی و گمنامی طی کرد. اما تیر ماه 1389 دوباره نام سقایی و یاد آواهایش در اذهان زنده شد چرا که دیگر خاطره آفرین آن نواها ، برای همیشه خاموشی را برگزیده بود. جسد سقایی سال گذشته پس از تشییع از مقابل تالار وحدت تهران به خرم آباد منتقل شد و در قطعه هنرمندان آرامگاه صالحین خرم آباد ابدی گردید. مراسم بزرگداشت اولین سالگرد درگذشت رضا سقایی به مناسبت اولین سالگرد خاموشی رضا سقایی خواننده و هنرمند لرستانی ، مراسم بزرگداشتی در آرامگاه وی واقع در قطعه هنرمندان آرامستان صالحین ، پنج شنبه مورخ 30 تیرماه 1390 از ساعت 3:30 الی 5:30 با حضور هنرمندان و مردم خرم آباد برگزار می شود. این مراسم با اجرای موسیقی و مرثیه خوانی همراه خواهد بود.
ادامه



مروری بر باستان شناسی و فرهنگ لرستان از دوران پارینه سنگی تا آغاز امپراطوری هخامنشی 
لرستان؛ نام استانی است در بخش غربی ایران و مسمی به اسم ساکنانش، یعنی طوایف مختلف لر (مورتنسن،1377، 39) . لرستان در گذشته از نظر تاریخی ، شامل دو منطقه "لر بزرگ" و "لر کوچک" بوده است؛ و در روزگار مغولان اصطلاح های "لرکوچک" و "لربزرگ" تقریباً همه ی سرزمین هایی را که طوایف لر در آنها می زیستند، در بر می گرفته است؛ از قرن 16 میلادی به بعد تنها "لرکوچک" حامل نام لرستان گردید. در قرن نوزدهم میلادی ، این لرستان به دو بخش "پیش کوه "( لرستان) و "پشت کوه " ( ایلام )، به محور کبیرکوه، تقسیم شد ونهایتاً در سال 1314 خورشیدی ، دولت ایران نام ایلام را بر پشت کوه لرستان نهاد. امروزه استان لرستان به ناحیه ای اطلاق می شود (منطبق بر منطقه ی پیش کوه) در غرب ایران، با وسعتی در حدود 28392 کیلومتر مربع مساحت که 7/1 درصد مساحت کل کشور را به خود اختصاص داده است(رضایی، 1388 ،20) . این منطقه بنابرگواه یافته های باستان شناسی یکی از قدیمی ترین زیستگاههای بشری به شمار می رود. دست افزارهای پارینه سنگی و غارهای مسکون و منقوش، عصر طلایی مفرغ لرستان، گنجینه غار کلماکره و ... به نوعی نشان از توانایی و هوشمندی مردم این خطه در امر فرهنگ سازی است.



شرح دیوان ملاپریشان 
شرح دیوان ملاپریشان (1387)، مولف اسفندیار غضنفری امرایی ،به کوشش اسعد غضنفری، انتشارات شاپور خواست ، خرم آباد اسفندیار غضنفری امرایی ، فرزند نظرعلی خان امیراشرف در اردیبهشت ماه 1294 شمسی در کوهدشت لرستان به دنیا آمد . وی تحصیلات ابتدایی را در مکتب خانه نزد ملای ایل که مخصوص فرزندان نظرعلی خان بود ، گذرانید و به علت مبارزات برادرش علی محمد خان امیراعظم با حکومت رضا خان دوران کودکی را به سختی سپری کرد . در سال 1312 شمسی به سفارش سرهنگ حاجی علی رزم آرا و دستور سپهبد امیر احمدی ، در اداره مالیه خرم آباد استخدام شد . سپس از محضر مرحوم میرزا اسدالله خان کمالوند متخلص به مفلوک که فردی دانشمند و خوشنویس بود استفاده کرده حُسن خطی پیدا نمود و به دلیل داشتن هوش و استعداد ، و با پشتکار فراوان در مطالعه متون ادب پارسی ذوق شاعری در وی شکوفا شد . پس از شهریور 1320 به اداره طرق و شوارع انتقال یافت و تا زمان بازنشستگی به علت سازش نداشتن با محیط ناسالم اداری با سرودن اشعار انتقادی در باره اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور ، دوران خدمت را از شهری به شهر دیگر در حال تبعید به سر برد . اهواز ، بندر شاه ، کنگاور ، ملایر ، ایلام و کرمانشاه شهرهایی بودند که وی خدمات دولتی خود را در آنها سپری کرد . غضنفری امرایی در سال 1347 بازنشسته شد و به خرم آباد برگشت . حاصل این دوران پژوهش و گردآوری اطلاعات ارزشمندی از آداب و رسوم ، زبان ، فرهنگ ، تاریخ و ادبیات اقوام غرب کشور بود و دوران بازنشستگی فرصتی پیش آورد که به تدوین و چاپ آن دستاوردها بپردازد . نتیجه تلاش ایشان ، انتشار کتاب های شرح حال کارمندان دولت ، دیوان میرنوروز، دیوان ملاپریشان و گلزار ادب لرستان شد . از جمله آثار دیگر این نویسنده سخت کوش ، تاریخ غضنفری( حکایت روزگاران لرستان ) که در دست چاپ می باشد ، لغت نامه لکی و لری ، آداب و رسوم و فولکلور لرستان ، کتاب نادر نامه سروده الماس خان کندوله ای به گویش لکی ، کتاب شجاعان تاریخ ، دیوان اشعار و ... می باشد .اسفندیار غضنفری در اسفند ماه 1371 در خرم آباد دیده از جهان فرو بست . دیوان ملاپریشان یک بار در سال های دور منتشر شد ولی متاسفانه به علت کیفیت نازل چاپ نتوانست رضایت خاطر ارباب ذوق و دوستداران این شاعر و عارف لر را فراهم نماید و با توجه به علاقه ای که برای چاپ مجدد دیوان این شاعر عارف در مردم مشاهده کردم تصمیم به چاپ اثر حاضر که شرحی بر دیوان ملاپریشان است گرفتم . کتاب حاضر ضمن بیان شرح حال مختصر ملاپریشان به چگونگی پیدایش جنبش حروفیه که شاعر از پیروان متعصب آن بوده است و بررسی آرا و عقاید آنها و تاثیرات متقابل این فرقه و موسس آن فضل الله نعیمی استرآبادی با مردم لرستان می پردازد و خدمات فرق مختلف متصوفه در بسط و گسترش اسلام در دیگر کشورها را شرح می دهد . پس از آن اوضاع اجتماعی و سیاسی کشور را که مقارن با حمله اقوام تاتار و نهب و غارت کشور توسط ایشان است از زبان شعرا و نویسندگان معاصر مورد بررسی قرار می دهد و اشعار عرفانی و فلسفی شاعر را ترجمه تحت اللفظی نموده و شرح می دهد و عقاید او را با نظریات شعرا و عرفای بزرگ پارسی زبان مطابقت و به تفسیر آنها می پردازد . در ادامه حالات و عقاید صوفیان را شرح داده و آن ها را به دو دسته تقسیم می کند : صوفیان متظاهر یا پشمینه پوش که تصوف را وسیله ای برای ارتزاق و گذران امور دنیوی قرار می دهند که اینان را در پیشگاه الهی مطرود و زیانکار می داند و دسته ی دوم صوفیان تصفیه کرده که با تصفیه ی روح و تزکیه‌ی نفس به کشف و شهود رسیده و در راه رسیدن به معبود ، خود را از بند دنیا رها ساخته و به تعلقات دنیوی پشت پا زده‌اند که این دسته منظور نظر شاعر بوده است ، موءلف با ذکر کلمات قصار از بزرگان صوفیه و با استفاده از اشعار ملاپریشان و مقایسه با اشعار و گفته های شعرا و عرفای بزرگ بخوبی از تمیز این دو دسته برآمده است . سپس توضیحات کوتاهی در مورد برخی از فرق متصوفه علی الخصوص فرقه علی الهی و اهل حق و تاثیر پذیری آنها از جنبش حروفیه و چگونگی رسوخ خرافات و غلو در این فرقه و عقاید و آداب آنها می دهد . در بخش دیگر اشعار ملا در وصف نبوت و معراج پیامبر و اثبات ولایت حضرت علی (ع) و حوادث تاریخی پس از فوت پیامبر و داستان غدیر خم و سقیفه‌ی بنی ساعده تحریر و به ذکر آیات و احادیث و سخنان بزرگان در این رابطه می پردازد و در انتها اشعار نعتی شاعر در ستایش پروردگار و ائمه‌ی معصومین آمده است . موءلف سعی نموده حتی‌الامکان تمامی اشعار بجای مانده از شاعر را در این کتاب ثبت نماید تا خوانندگان ضمن آگاهی از عقاید و نظریات ملاپریشان با مطالعه‌ی سایر اشعار او نیز حظ وافی و بهره‌ی کافی را برده باشند . گستردگی مباحث مورد بحث در اشعار ملا که تقریبا تمامی علوم قرآنی را شامل می شوند ، شرح و تفسیر آنها را بسیار مشکل و در حوزه های تخصصی مختلف مانند عرفان ، فلسفه ، منطق ، ادبیات ، تفسیر و غیره قرار داده است که هر کدام نیاز به متخصص آن فن دارد . ضمیمه ای نیز این جانب به پایان کتاب افزوده ام که در آن تلاش شده حتی المقدور شرح احوال و آثاربزرگان طریقت که نام آنها در متن کتاب آمده است ، بیاورم . امیدوارم جهت محققین و علاقمندان مفید فایده واقع شود .



بررسی علت احیاء هنر صخره ای لرستان در دوران متاخر اسلامی با نگاهی به نقوش صخره ای لرستان 
پهنه سنگ ها و صخره ها از گذشته های بسیار دور، بستری برای به تصویر کشیدن و اعلام افکار، عقاید، قوانین عرفی، اجتماعی،آئینی و یادمان های گروهی جوامع از ابتدا تا کنون بوده است که با گذر زمان و بقای انتخابی این هنر و در پی پیچیدگی جوامع و گروههای اجتماعی، کارکردهای گوناگون یافته و نمودی پیچیده تر پیدا کرده است. «هنر صخره ای (Rock Art) در مفهوم کلی آن، به تمامی نقوش و نگاره هایی اطلاق می شود که در تمامی ادوار، به سبکهای مختلف و با تکنیک های اجرایی گوناگون بر روی صخره ها به تصویر درآمده اند. اما هنر صخره ای در مفهوم امروزی آن، فقط در برگیرنده نگاره هایی است که نقش مایه های عمده آن، تصاویر کوچک و گاه مینیاتوری حیوان، اشکال، نمادها، گیاهان و انسان، به صورت تک نگاره یا در صحنه ها و مجالس شکار، نبرد ، رقص و مراسم اجتماعی و آیینی است. تکنیک اجرایی این نقوش به دو شیوه رنگین نگاره " pictograph " و کنده نگاره " petroglyph " است. گاهی نیز ترکیبی از دو روش مذکور دیده می شود. اخیراً گونه سومی نیز در سطح جهانی معرفی شده که ژئوگلیف نامیده می شود ؛ ژئوگلیف ،پدیده ها و برجستگی های طبیعی زمین را که به نحوی به دست انسان تغییر یافته و مورد استفاده برداشت های ذهنی او قرار گرفته است اعم از هنر یا آئین و یا قوانین و آداب اجتماعی و گروهی را دربرمی گیرد» ( رضایی ، 1389). بررسی هنر صخره ای ایران با جامع نگری آن در سطح کشور، شروع تازه ای است با هدف نگرش علمی تر و مطالعات روشمند این آثار. ارایه فهرست آماری، مطالعات گونه شناسی، ریخت شناسی و مفهوم شناسی کنده نگاره ها، زمینه علمی طبقه بندی، سبک شناسی و در نهایت تاریخگذاری این آثار را فراهم می آورد. در این راه محدودیت ها و مشکلاتی نیز وجود دارد. ناشناخته بودن این آثار و در پی آن فقر منابع اطلاعاتی و ارجاعات مورد نیاز، عدم حفاظت از آنها و در معرض خطر بودن آنهااز عوامل و مشکلات پیش روی این حوزه است(ر.ک: کریمی، 1386). نقوش صخره ای لرستان نیز بخشی از این هنر جهانی می باشد که ویژگی های بومی و منطقه ای خود را داراست. اهمیت پرداختن به موضوع در ، ناشناخته بودن، فراوانی و پراکنش گسترده آنها است؛ در حالی که پژوهشهای انجام شده در سطح اندکی است.



ردپای تاریخ بر گونه لرستان 
تلخیصی از کتاب آثار باستانی و تاریخی لرستان ،تالیف : حمید ایزد پناه لرستان پهنه کشاکش تاریخی کهن است که طی سالیان متمادی گاه نادیده گرفته شده یا به علت مشکلات داخلی حتی به چشم نیز نیامده است. در متن زیر که تلخیصی از کتاب آثار باستانی و تاریخی لرستان اثر حمید ایزد پناه است‏،بخشی از گذشته مکتوم لرستان و آثار باقی مانده از دوره های مختلف تاریخی معرفی می گردد. آثار باستانی بیش از اسلام 1-تپه وایشان وایشان Vasiyan نام دهکده ای است که در شرق پل دختر واقع شده است . این تپه بسیار بزرگ در میان دشت قرار دارد و ارتفاع آن نزدیک به 10 متر است . روی آن سفالهای مختلف که شاخص چند نوع تمدن است مشاهده شده است 2-غار کلهاکره غار کلهاکره Kalmakara نام مرکبی است از دو وازه (کلها) به معنای غار (کره)که درخت انجیر کوهی را گویند. نام این غار از سال 1364 بر سرزبانها افتاد که مردم شهر پلدختر از آن تعدادی از ظروف و آثار و مجسمه های نقره بسیار ارزنده و نفیس از زمان هخامنشیان را به طور اتفاقی یافتند و بازار قاچاق عتیقه عرضه کردند این غار بر لبه یکی از بریدگیهای جنوبی و دره ای مرله ma-1a در شمال باختری پل دختر قرار دارد



مسکن عشایر لر 
بخش اول بی نظمی ها و تغییراتی که به واسطه ی سیاست های رضا شاه در مسیرهای کوچ لرها تحمیل شد قبلاً مورد توجه فایلبرگ قرار گرفته بود، یعنی در سال 1935 و در همان دورانی که سرگرم مطالعه ی چرخه ی کوچ ایل پاپی در بالا گریوه بود. پیش تر، در دهه ی 1920، برخی از تیره های پاپی، زمستان را در دره های اطراف قلاکاپی و حتی پایین تر تا نزدیکی دشت های دزفول در جنوب گذرانده بودند. در طول تابستان هم، در فلات و دامنه های کوهستان بالا گریوه ی مرکزی، حد فاصل آبِ سزار و رود کشگان، مستقر می شدند. اما در دهه ی 1930 کوچ هایی را که فایلبرگ مشاهده کرده بود نامنظم و آشفته بودند و در بیشتر موارد منحصر می شدند به حرکت گروه های کوچک عشایر از دره ای به دره ی مجاور در مناطق مرکزی و شمالی قلمرو ایل پاپی. برای مثال، در اواخر زمستان 1935 گروه کوچکی از عشایر را درنزدیکی باغ لُوه در دره ی آبِ سروم مشاهده کرد. در بهار این گروه به ورک رفته بود و در تابستان چند کیلومتری بیشتر به سمت غرب. در دره ی هولیلان، در اوایل قرن نوزدهم، دو الگوی کوچ به ثبت رسیده بود. راولینسون شرح می دهد که هولیلانی ها که به تیره های عثمانوند، جلالوند، داجیوند، بالوند و سرخامری تقسیم می شوند، زمستان را در دشت هولیلان سپری کردند و تابستان را در تپه های مجاور هولیلان، در حالیکه سه تیره ی بزرگ دلفان (کاکاوند، یِوِتیوند و مومینوند) زمستان در هولیلان و کوهدشت و تابستان در دشت خاوه بودند (راولینسون 107 : 1839). اطلاعات ارائه شده توسط راولینسون در باره ی عشایر دره ی هولَیلان در نوشته های سایر پژوهش گران تکرار شده اما مورد ارزیابی مجدد یا تفصیل بیشتر و بنیادی قرار نگرفته است (مقایسه کنید با دوبد 1845، بخش دوم: 288؛ لایارد 1846: 98-105؛ شیل 1856: 401-2؛ کورزن 1892، بخش دوم: 279؛ ادموندز 1922: 343-4 و فیلد 1939، بخش اول: 173-4). یکی از منابع با ارزش برای تکمیل این اطلاعات، گورستان های عشایری پیشکوه است با نوشته های حک شده بر سنگ مزارها که به نظر می رسد برای شناخت بهتر شبکه ی طوایف و جا و مکان آنها منبع بسیار دقیق تری هستند (مورتنسن 1987). برگرفته از کتاب عشایر لرستان ( مولف: اینگه دمنت مورتنسن، 1993: بنیاد کارلسبرگ، کپنهاک)



آئینی کهن در خرم آباد 
مقدمه ظهر عاشورای خرم آباد(1) ظهری در آمیخته به خاک و آتش است. زن و مرد و کودک ، پیر و جوان ، غم شهادت امام حسین (ع) و یارانش را با خاک بر سر مالیدن به سوگواری می نشینند. دیدن سر و روی گل اندود شده در خرم آباد صحنه ای آشنا است. خره / xarra / به معنی گل یا همان ترکیب " آب و خاک به هم آمیخته " (2) است. در لرستان به عمل گل اندود کردن نیز خره می گویند. این آیین دیرپا در پهنه جغرافیایی گسترده ای برگزار می شده است(3). اما امروزه مردم شهر خرم آباد وفادارانه تر از سایر نقاط ایران مراسم خره را برگزار می کنند. در این مختصر به بررسی ویژگی های برگزاری مراسم ، تغییرات فرهنگی در مراسم و نقش عناصر اربعه در آن می پردازیم. کیفیت اجرای مناسک این مراسم صرفاً در صبح عاشورا انجام می شود و در سایر عزاداری های مذهبی یا شخصی مصداق ندارد. گل اندود کردن در بین عشایر هنگام فوت فردی از اعضاء طایفه انجام می شد اما از لحاظ گستردگی ، ابعاد و صورت ظاهری با مراسم خره روز عاشورا کاملاً متفاوت بود. در گذشته معمولا ً همه اهالی شهر یا روستا برای گردآوری هیزم مراسم خره با یکدیگر همکاری می کردند و حتی اهدای هیزم می توانست نوعی ادای نذرفردی ، قلمداد شود . گردآوری هیزم نیز از اولین روز محرم توسط جوانان صورت می گرفت . " مردم این دیار در روز تاسوعا با آماده کردن خاک ویژه عزاداری که آن را از کوهستان ها و اطراف شهر به خصوص روستای شین شا (4)ُ Syasa تهیه کرده و پس از الک کردن به عطر و گلاب آغشته می ‌کنند آن را برای روز عاشورا مهیا می ‌کنند. از روز هفتم به بعد عده ای برای افروختن آتش در صبح عاشورا به جمع کردن و گردآوری هیزم می پردازند. زیرا اگر در روز عاشورا برف و باران به بارد و یخ بندان هم باشد عزادارانی که نذر دارند حتما باید در گل بیا فتند، به همین خاطر عده ای دور خانه ها می گردند و با خواندن جملاتی تقاضای هیزم می کنند. مردم نیز با کمال میل به آنان هیزم می دهند."(5) در حال حاضر گردآوری هیزم با همت دسته های عزاداری و برخی ارگان های دولتی مانند شهرداری انجام می شود. پس از گرد آمدن هیزم ، حوضچه های مخصوص خاک را آماه می کنند . همان طور که اشاره شد تلاش برای گردآوری خاک پاکیزه و مقدس بسیار حائز اهمیت است. روستای گوشه در خرم آباد به علت وجود بقعه خورشید شاه بُعد قدسی دارد. " به احتمال زیاد و بنا بر آن چه عنوان شده و مشهور است این گنبد مربوط به اتابک شجاع الدین خورشید سرسلسله ی اتابکان لُر کوچک است. وی در مدت حکومت خود چنان خوش رفتاری و دادگستری کرد که به سبب عدالت او گورش از مزار متبرک لُران است "(6). جز این از خاک بقاع متبرکه مانند تربت کربلا و مشهد نیز استفاده می گردد. برای گل کردن خاک مردم گلاب های نذری خود را داخل خاک غربال شده می ریزند. صبح عاشورا عزاداران پس از روشن آتش در حوضچه های گل غلت می خوردند و بعد در مقابل آتش لباس های خود را خشک می کنند. این مراسم در زمستان های سرد نیز انجام می شده است. اما در حال حاضر برخی از عزاداران فقط به گل اندود کردن شانه ها یا بخشی از موها و گوشه هایی از لباس ها و صورت خود اکتفا می کنند. تغییرات فرهنگی 
ادامه



معرفی گالری عکس میراث فرهنگی و گردشگری لرستان 
نام لرستان با مفرغ های باستانی اش درجهان می درخشد. اما جاذبه های طبیعی استان نیز برای علاقمندان به طبیعت در فصول مختلف ، زمینه مناسبی برای گردشگری فراهم آورده است. بناهای تاریخی مربوط به دوره های مادی تا ساسانی و دوره اسلامی ، بخشی از جاذبه های تاریخی این استان است. غارهای باستانی و آثار به جا مانده از دوره های نامکشوف تاریخ بشری بخش دیگری از جاذبه های این استان را تشکیل می دهند. به گونه ای که این استان به تنهایی می تواند افراد با سلایق مختلف را به خود جذب کند. گالری عکس میراث فرهنگی و گردشگری لرستان بخشی ازاین جاذبه ها را پیش روی علاقمندان قرار داده است. بخشی از این گالری به معرفی موزه های استان می پردازد .عکس هایی از آثار موجود در موزه مردم شناسی استان که در سال 1381 درون قلعه تاریخی فلک الافلاک افتتاح شد ، بخشی از تصاویر این گالری را تشکیل می دهد. در این موزه ماکت هایی از زندگی عامه مردم خصوصاً عشایر لرستان به تصویر کشیده شده است. صحنه هایی از مراسم کتل بستن ، ازدواج ،مشاغل سنتی ، بخش ها واجزای مختلف سیاه چادرهای لرستان ،آلات وادوات مختلف موسیقی ، پوشاک و تصاویری واقعی از چهرهای مردم لرستان. بخش دیگری از این گالری عکس مربوط به موزه باستان شناسی شهر خرم آباد است. این موزه نیز در قلعه فلک الافلاک قرار دارد و آثار مختلفی با قدمت 30 الی 40 هزار سال در آن به نمایش گذاشته شده است. البته آثار متاخرتر نیز در این موزه نگهداری می شود. بت ها،کاسه ها و ظروف مفرغی بخشی از 74 عکس گالری میراث فرهنگی و گردشگری استان است. هم چنین 22 عکس از آثار کشف شده در غار کلماکره به صورت جداگانه به نمایش گذاشته شده اند. این غار که در شهرستان پلدختر قرار گرفته ، در سال 1367 به صورت تصادفی توسط چند شکارچی محلی کشف شد اما متاسفانه بسیاری از آثار گرانبهای آن به غارت رفت. برخی معتقدند ریتون ها، ظروف و مجسمه های به دست آمده از این غار مربوط به سلسله هخامنشی است. امروزه بخشی از این آثار در موزه لوور فرانسه نگهداری می شود. 70 قطعه عکس از گالری مربوط به جاذبه ها و بنا های تاریخی استان لرستان است. در این مجموعه عکس هایی از پل های استان باقی مانده از دوره ساسانیان و دوران اسلامی(صفوی تا پهلوی ) ، به تصویر کشیده شده است. هم چنین تصاویری از قلعه فلک الاافلاک ، امامزاده ها، فضای داخلی غار کلماکره، مناره آجری شهر خرم آباد ، مسجد جامع بروجرد و.... بخش دیگری از این گالری عکس مربوط به جاذبه های طبیعی استان لرستان است. ارتفاعات اشترانکوه ، طبیعت پر شقایق خرم آباد ، دریاچه طبیعی گهر ، طبیعت کوهدشت،آبشارهای آفرینه ، نوژیان ، بیشه، آب سفید و وارک ، تالاب های پلدختر ، طبیعت کهمان الشتر ، دره شیرز کوهدشت و ... فقط بخش کوچکی از جاذبه های طبیعی لرستان است که در این گالری پیش روی علاقمندان به طبیعت قرار گرفته است. بخش دیگر این گالری به معرفی مراسم روزعاشورا در خرم آباد پرداخته است ؛خاصه مراسم خره /xara/ که در ظهر عاشورا برگزار می شود. طبق یک رسم دیرینه روز عاشورا در میادین اصلی شهر یا مکان های تعین شده آتش های بزرگی روشن می شود. طی این مراسم عزاداران خاک آغشته به گلاب یا آب را بر سر و روی خود می مالند و سپس در مقابل آتش خود را خشک می کنند. این مراسم در حال حاضر هر ساله در شهرهای مختلف استان همچنان اجرا می شود. در مجموع 29 عکس از گالری عکس میراث فرهنگی و گردشگری استان لرستان به این مراسم اختصاص دارد.
ادامه



باورها و اعتقادات عامه در گردآوری گندم ( با تاکید بر سه استان همدان،لرستان ، کرمانشاه) 
در این مقاله مراسم گردآوری گندم در سه استان کرمانشاه،لرستان و همدان بررسی شده است.گردآوری گندم از دید یک کشاورز امری روزمره و پیش پاافتاده نیست که بتوان در هر زمانی آن را آغاز کرد.شرایط زمانی شروع درو ،آداب تطهیر ،باور های برکت فزا و نوع تغذیه اموری است که با توجه به تحقیقات میدانی و مدارک موجود در واحد فرهنگ عامه صدا و سیما به آن اشاره می شود.مجموعه رفتارهای نمادینی که بیانگر نوع خاصی از عقلانیت مبتنی بر اسطوره و تغییر در سرنوشت از پیش تعیین شده به صورت عینی است.و از طریق کنش های یک کشاورز به معرض نمایش گذاشته می شود.




 

 
 
بالای صفحه


 
 
  Share  

 

نویسنده: - ۱۳٩٠/٦/۱۳

لرستان سایت



LORESTAN INTERNET RADIO

رادیو اینترنتی لرستان

لـــرستـــان ســـــایـــت
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :